
من ریحانه هستم،متولد سال 68 و از هوادارن مهران مدیری.
این وبلاگ رو هم برای استاد طنز ایران، مهران مدیری و تمام هوادارانشون ساختم،
امیدوارم بتونم اخبار صحیح و کاملی رو از مرد هزار چهره ی کمدی در اختیارتون بذارم.
در ضمن در این جا میتونید عکس های این هنرمند دوست داشتنی رو هم ببینید.
منتظر نظرات، پیشنهادات و انتقاداتتون هستم!
متفرقه
نظر و خاطرات دیگر هنرمندان
ترانه ها
مصاحبه ها
پوستر ها
دیگر سریال ها
دیدار
توکیو بدون توقف
پاورچین
دردسر والدین
نقطه چین
جایزه ی بزرگ
شب های برره
باغ مظفر
همیشه پای یک زن درمیان است
دایره زنگی
مرد هزار چهره
کار جدید
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
»
» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin
قالب وبلاگ: Taktemp
طراح قالب: Iman Abbaspour
طراح بنر: Shadi
"همیشه..." شانس بیشتری در جشنواره فیلم گل آقا دارد +رهنما: ما مطربان دایره زنگی
با انتخاب بهترينهاي كمدي سال سينماي ايران:
دومین جشنواره فیلم کمدی گلآقا سیام مهر برگزار خواهد شد
راديو زمانه- بهزودی دومین جشنواره فیلم کمدی گلآقا برگزار میشود و بهترينهاي طنز سينمايي يك سال ايران در مراسمي از طرف موسسه گل آقا مورد تقدير قرار ميگيرند و جوايزي به خانه ميبرند. بههمین مناسبت، گیتی صفرزاده - دبیر این جشنواره و از اعضاي هيات داوران آن - درباره چگونگی برگزاری جشنواره توضیحاتي دادهاند:
سیام مهرماه امسال دومین جشنواره فیلم کمدی گلآقا برگزار خواهد شد. اولین دوره جشنواره گلآقا كه به بررسی سینمای کمدی بعد از انقلاب اختصاص داشت، در آذرماه سال گذشته برگزار و با استقبال اهل رسانه مواجه شد. در جشنواره امسال، فیلمهای کمدی دو سال اخیر مورد بررسی قرار میگیرند. ۱۲ فیلم کمدی که در دو سال گذشته اکران شدهاند به جشنواره راه پیدا کردهاند.
این فیلمها توسط هیأت داوران از جمله آقایان داوود رشیدی، فرهاد توحیدی و محمدرفیع ضیایی، و خانمها فاطمه معتمدآریا و گیتی صفرزاده مورد بررسی قرار گرفتند.
آثار برگزیده در پنج رشته انتخاب میشوند: بازیگر زن، بازیگر مرد، فیلمنامهنویس، کارگردان و فیلم برگزیده که جایزهاش به تهیهکننده تعلق خواهد گرفت.
در بخش جنبی جشنواره، مانند سال گذشته تقدیر از یک چهره پیشکسوت در عرصه سینمای کمدی و یک چهره پیشکسوت در زمینه طنز و کاریکاتور را داریم.
بخش دیگری که امسال به جشنواره اضافه شده تقدیر از یک چهره برتر در عرصه کار کمدی در تلویزیون است. مراسم همانند سال گذشته، یک جشن شب کمدینها است که علاوه بر اهدای جوایز، برنامههای متنوع و شادی را برای علاقهمندان تدارک دیدهایم.
مشارکتکنندگان ما در این جشنواره، معاونت سینمای ارشاد، شبکه دو سیمای جمهوری اسلامی و مؤسسه رسانههای تصویری هستند که فیلم مراسم را وارد شبکه ویدیویی میکنند. فیلم مراسم سال گذشته، هفته آینده وارد بازار خواهد شد و در شبکه دو سیما هم بخشهایی از مراسم پخش خواهد شد.
در حقیقت جشنواره سال گذشته، مروری بر جریان سینمای کمدی بعد از انقلاب بود. از امسال توجه جدی را نسبت به مقولهی تولید آثار کمدی شروع کردیم. در حقیقت هدفی که گلآقا از برگزاری این جشنواره دارد، جدی گرفتن طنز و کمدی است. فکر میکنیم قدمهای اولیه را برداشتهایم و خوشبختانه کسانی که در زمینههای مختلف به ما کمک کردند، نشان دادند مقوله سینمای کمدی جدی است. امیدواریم با این جشنواره کمک کنیم آثار باارزشتری در آینده تولید شود. در بیانیهای که قرار است از طرف هیأت داوران در مراسم منتشر شود، به نوعی بیان خواهیم کرد که اخیراً چه چیزهایی در تولیدات سینمای کمدی نادیده گرفته شده و چه چیزهایی هست که بهتر بود سینمای کمدی به آنها توجه میکرد.
چون فعلاً امکانات اجرایی نداریم، میتوانیم در حد تشویق و تقدیر گام برداریم؛ اما امیدوار هستیم بتوانیم با اهدافی که تعیین کردهایم به سمتی برویم که به تولید آثار بهتر کمک کنیم و هنرمندانی را که میتوانند کارهای با ارزشتری در زمینه کمدی داشته باشند، حمایت کنیم.
مقولهی سینمای کمدی برای اهالی سینما جدی است. دوستانی که در این مدت با ما همراه بودند و در هیأت داوری حضور پیدا کردند، نشان دادند واقعاً دلشان میخواهد که در عرصه سینمای کمدی اتفاقهای جدیتری بیفتد. منتها فضای سینما، فضایی است که احتیاج به سرمایهگذار بخش خصوصی دارد. بهخصوص در یکی دو سال اخیر سرمایهگذاریها کم شده یا به جهتی که کارها گیشهپسند باشند، رفته تا مطمئن باشند سرمایه برمیگردد.
این دغدغهای است که اهالی سینما دارند. این موضوع از سویی به سود سینمای کمدی و از سویی دیگر به ضرر آن است. به سود، از آن جهت که همیشه فروش خوبی در ایران داشتهاند و سرمایهداران تشویق میشوند کار کمدی کنند و از آن جهت به ضرر سینما است که صرف دیدن گیشه باعث شده است، کارهای نازلی هم تولید شود.
مراسم روز سهشنبه ۳۰ مهر در اريكه ايرانيان برگزار خواهد شد.
داريوش باباييان: هميشه پاي يك زن در ميان است شانس بيشتري دارد
داريوش بابائيان تهيهكننده فيلم سرود تولد در گفتگو با ستاد خبري دومين جشنواره فيلم كمدي گلآقا گفت: دليل ارتباط مخاطب با دنياي كمدي و طنز اين است كه كمدي و طنز پل ارتباطي ميان مخاطب با دنياي خنده و تفريح بوده و باعث پويايي نگاه مخاطب است. وي وجود شيوههاي ارتباطي فراوان از جمله اينترنت را عامل اصلي در تخصصيتر شدن نگاه مخاطبان دانست كه باعث شده مخاطبين به سرعت كمدي خوب را از كاري كه تحت عنوان كمدي ساخته ميشود تشخيص دهند. وي وجود چنين جشنوارههايي را عاملي براي تشويق سازندگان به ساخت آثار فاخر و در خور توجه در عرصه كمدي دانست.
بابائيان در جواب اين سؤال كه اگر در هيأت داوران بود سرود تولد را با عنوان اثر برتر انتخاب ميكرد، گفت: با وجود اينكه فيلمنامه كارجزو سه فيلمنامه برتر وزارت ارشاد بود و كار از روي فرهنگ عامهپسند مردمي تهيه شده بود من كار را با عنوان كار برتر نميپذيرفتم و فيلم به عنوان داور هميشه پاي يك زن در ميان است را انتخاب ميكردم.
ما مطربان دایره زنگی
به خانه رسیدن و بستن در گاهی حکم فرارو فراموشی موقت را دارد اینکه به خلوتت میروی و آنچه را که بیرون در ازردتت را پشت در میگذاری گمان میکنی که دگمه استاپ دنیایت را زده ای خیلی که دلخور باشی موبایل و تلفنت را هم خاموش میکنی و زنگ در را هم جواب نمیدهی از چاتب آدم های تنها حرف نمیزنم تنها هم که نباشی فوقش میروی توی اتاقت یا اتاقی با نگاه مرفه ها هم نمینویسم اگر همه خانه ات هم همان یک اتاق باشد میتوانی گلاب به رویت بروی توی سرویس بهداشتی و بست بنشینی وقتی بیرون درها همه چیز بر علیه تو بوده کمی خودخواهی کاملا حق توست .چند سال پیش مصاحبه ای با من شد که تیترش این بود: آرزوهای برعکس یک دختر خرافاتی.
بخشی از مصاحبه راجع به اعتفادات عجیب من به ماورا و چادو و طلسم و این ها بود و اینکه من به برعکس همه آرزوهای مهمم میرسم و اینکه تقلب میکنم و برعکس آرزو میکنم تا به خواسته اصلیم برسم. اما روزهایی که از چیزی ذوق زده باشم گاهی تقلب یادم میرود و اصل خواسته ام را بر زبان میاورم معمولا با آنچنان باژگونگی روبرو میشوم که فقط تکنیک پناه بردن به غار تنهاییم به دادم میرسد من اتاق عزیزی دارم پر از رنگ و شوق وآنچه که مرا از پشت این درها دور میکند و این غار روشن تنهایی من است .
روزیکه شنیدم دایره زنگی در بخش مسابقه نیست را راحت گذراندم برای خودم از تصویر یک سیمرغ بلورین عکس گرفتم و آن را روی صفحه موبایلم گذاشتم و گفتم :چه فرقی دارد سه بعدی یا دو بعدی؟ فکر کن مال توست تازه با همه سیمرغ های این بیستو شش سال هم تفاوت دارد و قابل حمل است ودر موبایل جا میشود. کلی هم با دوستان به این فکر بکر من خندیدیم و خوشی کردیم سالهاست که در این وادی عاشقم و بی انتظار. تشویق برایم حکم آبنبات چوبی بزرگ رنگارنگی را دارد که بودنش را گاه فراموش میکتم.بی تفاوت نیستم اما بدهندش شادم میکنند و تدهندش کودکانه میخندم و راه خودم را میروم دوازده سال از روزی که برای تشویق نشدن گریستم بر فیلم عاشقاته و شانزده سال از روزی که به جرم امضا دادن به مردم ممنوع الکار شدم و باز گریستم میگذرد و من همچنان بازیگرم و مدیران اما هرگز بر سر یک شغل نمانده اتد و من اما حالا قیمت اشکهایم خیلی گران تر شده و خنده هایم ارزانتر و فراوان تر. گرچه وقتی ماجرا به جایی کشید که بحث سر بودن یا نبودن فیلم شد همه در ها را بستم موبایل سرخم را خاموش کردم و به غار تنهاییم رفتم. و اما در راستای مبارزه با سیستم رمزو راز ستارگان سینما و ایجاد محبوبیت از طریق شفاف سازی خود را عامل اصلی مشکلات دایره زنگی دانسته و از همه عوامل فیلم حلالیت میطلبم این کشف اصلی من در یک نیمه روز غار رفتنم بود و برای راحت شدن وجداتم جند آرزوی ذوق زده و تاگهانیم را در ذیل آورده ام تا ببینید چطور همه آرزوهایم به شکل برعکس برای این فیلم تا این لحظه رخ داده و من چطور با ندانم کاری خودم موقع آرزو کردن سرنوشت این فیلم را یک تنه تغییر داده ام:
آرزو کرده بودم :
1) بهترین اتفاق ممکن برای این بهترین فیلمنامه ای که تا به حال خوانده ام بیفتد .
2) اینهمه دقت و وسواس کاری این زن کارگردان به بهترین شکل به ثمر برسد.
3) صابر ابر که عجیبترین آرتیست دهه شصتی است که با او کار کرده ام به بهترین شکل ممکن در این فیلم دیده شود.
4) تلاش متفاوت باران کوثری لااقل حالا که فیلم مادرش را بازی نکرده دیده شود.
5) زوج شاهکار شریفی نیا ـ مدیری که ساغت ها با دبدنشان حتی با کلکل های شیرینشان پشت صحنه خندیده بودیم دیده و برای کمدی های هوب آتی استفاده شوند.
۶) اگر نوبتی هم باشد گاه نوبت به پرداختن به فیلم تهیه کننده ای همدل و یار با دغدغه های فرهنگی بزرگ باشد .6مادرم که به جرات مهربانترین مادربزرگ به تصویر کشیده شده آماتور این سالهای سینمای ماست اولین فیلمش را در جشنواره ببیند او که نمیداند چه شوخی های بزرگی با آرزوهای ما میشود.
7) برای هفتمین آرزو با اعتقاد خاصم به شانسم روی عدد هفت آرزو کرده بودم که این دهمین فیلم سینمایی من که برایم گذر مهمی بود از دوره نقشهای جوانی به میانسالی زودتر و بهتر و بیشتر دیده شود.
که ماحصل همه این ها با توجه به برعکس رسیدن آرزوهان من به درگاه کبریایی این شد که فیلم فعلا یا دیده نشود یا در بدترین شرایط ....
این دوران گذر اما به نرمی و شیرینی با ساز خوش دایره زنگی برایم اغاز شد و این جای شکر بسیار دارد از آسمانها و آنها که در زمین این نقش را بمن هدیه کردند گذر از یک دوره چوانی به میانسالی چه درسینمای ایران و چه جهان گاه با سال ها نبودن یا افسردگی یا نقش های غلط بازی کردن برای بازیگران همراه است و اما کمی صبوری با چاشنی شانس بهترین مدل گذر کردن است مدلی که مخاطب حساس و باهوش ما با یک نقش درست و کامل با پیر شدن ستاره اش کنار میآید و بی آنکه توی ذوقش بخورد اورا در سن و سال گذر از عاشقی باور میکند و دوستان همکار اندکی که خانم کجویی دابره زنگی را دیده اند ظاهرا در حالی که نه من عاشق کسی باشم نه کسی عاشق من مرا در لباس میانسالی پذیرفته اند . به هر حال کار ساخته شده دیده میشود بقول مادربزرگ نازنینم که امسال نیست تا برای آرزوهایم نذر کند: دیرو زود دارد اما سوختو سوز ندارد . ومن میگویم سوختنش هم شیرین بود و آموزنده نزدیک بود امسال گول بخورم و تشویق از حد آبنبات چوبی برایم بزرگتر شود .راستش حکمت اجابت بر عکس آرزو هایم را میدانم همان حکمتی است که اگر نداد یا بر عکس داد بهترش را برایم خواسته برای همه ما مطربان طرد شده دایره زنگی به روزش یاد حرفم خواهید کرد دوستان.....
تبصره1: عبارت غار تنهایی ساخته مسعود رسام و بیژن بیرنگ در سریال خانه سبز بود و ایشان نسبت به ابن واژه حق مولف دارند.
تبصره2:از هدیه تهرانی یار و اکرم محمدی گرم و گوهرخیر اندیش سینمای ایران و نگار فروزنده مهربان و آقای پور صمدی ماورایی و شمس و ثمینی همراه و کیوان همدل و گروه یاورش و امیدواری عزیز با گریم شاهکارش که اسمشان در هفت مورد آرزوهایم نبودعذر خواهی و تشکر کرده هر زمان دیدمشان از همین سیمرغ های روی گوشی خودم بلوتوس میکنم تا حسابی مثل روزهای خوب فیلم بخندیم.
تبصره3: موراکامی میگه: فقظ تو مرا به یادت بسپار ،آنگاه اگر همه دنیا هم فراموشم کنند باکیم نیست ...
از یادداشت های بهاره رهنما
مهران مدیری را که دیگه همه میشناسند و نیازی به معرفی ندارد و در محبوبیتش همین بس که در برنامه شب شیشه ای رکورد SMS (پیامک) این برنامه رو شکست و تعداد پیامک ها حتی از برنامه ای که محمدرضا گلزار تو اون حضور داشت نیز فراتر رفت.
مهران مدیری را از طنزهای روتین اش که همه رو پای تلویزیون (بقول آقا مهدی تله ویزیون) مینشاند میشناسم البته اون اوایل زیاد جدی نمیگرفتمش وبرنامه هاش رو نگاه نمیکردم تا این که کم کم شبهای برره از راه رسیدو بازیگران با تکیه کلامهای خاصشان (بخصوص مدیری با اون سرفه اش) و همچنین با لهجه خاصشان ساعتهای خوشی برای بینندگان به ارمغان اوردند.
مدیری همان کسی است که با ساعت خوش خیلی ها رو خوش کرد و خیلی از بازیگران طنز رو معرفی کرد (نمونه اش همین رضا عطاران عزیز که الان از زیر سایه مدیری دراومده و صاحب سبک خاص و منحصر به فردی شده) و به همه نشان داد که طنز ایران پوست انداخته و متحول شده.
اما مجموعه ای که مدیری تواناییهاش رو با اون به رخ کشید مطمئنا شاهکار مرد هزار چهره بود که مثل شبهای برره حتی بیشتر از آن جنجالی وپر سر و صدا بوده از شکایت اداره ثبت احوال شیراز گرفته تا اعتراض توکا نیستانی و جامعه روشنفکران که به این مجموعه شدیدا اعتراض کردند.
اعتراف میکنم که با این مجموعه عاشق مهران مدیری شدم وبی صبرانه منتظر کارهای بعدی او هستم.
حالا دیگر مدیری بین منتقدین نیز ارزش و احترام خاصی پیدا کرده و همه از او انتظار کارهای عالی تری دارند.
برای آقای مدیری و خانواده اش آرزوی سلامتی دارم.
دورخيز چهار فيلم کمدي براي تنديس جشنواره "گل آقا" + 2 پوستر + نقدی بر بزنگاه
نشست داوران دومين جشنواره فيلم کمدي "گل آقا" براي انتخاب آثار برتر تشکيل شد و چهار فيلم در محور توجه براي انتخاب برترين ها قرار گرفت. |


مدیری در جشنواره گل آقا + عکس هایی از خانواده ی قاسم خانی (مهراب)
جشنواره كمدي گل آقا
«مهران مديري» با دو فيلم در راه جشنواره گل آقا
خبرگزاري فارس: مهران مديري با دو فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» و «دايره زنگي» به دومين جشنواره فيلم گل آقا ميرود.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي دومين جشنواره فيلم كمدي گل آقا ،مديري با اين دوفيلم امسال درسينماي ايران حضوري قابل توجه داشت و اين دو فيلم پرفروشترين فيلمهاي سال 87 سينماي ايران را تشكيل ميدهند.
«هميشه پاي يك زن در ميان است» آخرين ساخته كمال تبريزي اثري است كمدي كه فيلمنامه اوليه آن را رضا مقصودي بر اساس داستانهاي كوتاه سيدمهدي شجاعي نوشته و نغمه ثميني و خود تبريزي آن را بازنويسي كردهاند.
رضا كيانيان، مهران مديري، حبيب رضايي، گلشيفته فراهاني، آهو خردمند و اسماعيل خلج بازيگران اصلي اين فيلم هستند.
براساس اين گزارش،«دايره زنگي» اولين ساخته پريسا بخت آور درباره دختري است كه صبح روز جمعه خودرو پدرش را برميدارد و همراه محمد به گردش در شهر ميرود، اما طولي نميكشد كه تصادف ميكنند. آنها فقط تا بعدازظهر فرصت دارند هزينههاي تعمير و صافكاري را تامين كنند، پس به خانهاي در شمال شهر ميروند تا با انجام كاري پول مورد نياز را به دست بياورند.
مهران مديري، امين حيايي، محمدرضا شريفينيا، صابر ابر، باران كوثري، حامد بهداد، بهاره رهنما، مهدي پاكدل، نيلوفر خوشخلق و اكرم محمدي از جمله بازيگراني هستند كه در دايره زنگي به ايفاي نقش پرداختهاند. فيلمنامه دايره زنگي تصويري متفاوت از شهر تهران و جامعه ايران نشان ميدهد.
دومين جشنواره كمدي گلآقا با هدف اشاعه فرهنگ طنز و شوخطبعي و گسترش كمي و كيفي آثار طنز و كمدي 30 مهرماه 1387 برگزار ميشود.
عکس هایی (۳۸ عکس) از خانواده ی قاسم خانی (مهراب قاسم خانی- شقایق دهقان - نیروانا قاسم خانی - نویان قاسم خانی)

































هدیه هایی از جنس کاکتوس و گیگابایت + «همیشه پای یک زن در میان است» به يك ميليارد رسيد
هدیه هایی ار جنس کاکتوس و گیگابایت

گزارش اكران هفته دوم مهر 1387
«همیشه پای یک زن در میان است» به يك ميليارد رسيد؛
«دعوت» و «نسکافه داغ داغ» خوب شروع كردند
مهر - آغاز خوب "دعوت" و "نسکافه داغ داغ" و رشد فروش نسبی بقیه فیلمها از نکات مهم فروش فیلمهای اکران تهران در هفته دوم مهرماه 87 هستند. "دعوت" ساخته ابراهیم حاتمیکیا در حوزه سینمای اجتماعی قرار دارد و روایتی اپیزودیک از واکنش زوجهای مختلف در مواجهه با مسئله سقط جنین است. محمدرضا فروتن، مهناز افشار، کتایون ریاحی، مریلا زارعی، گوهر خیراندیش، ثریا قاسمی، رضا بابک، سیامک انصاری، فرهاد قائمیان، سحر جعفری جوزانی، آناهیتا نعمتی، نگار فروزنده، نگین صدق گویا و محمدرضا شریفینیا بازیگران فیلم هستند.
این فیلم قرار بود از چهارشنبه سوم مهرماه در گروه سینمایی آفریقا اکران شود که به دلیل آماده نبودن کپیهای فیلم تنها در سینما آفریقا به نمایش درآمد. "دعوت" پس از دو روز نمایش 000/500/4 تومان فروش داشته و فروش روزانه فیلم پنجشنبه سوم مهر 000/200/3 بوده که آغازی خوب برای اثر جدید این فیلمساز نامآشنای دفاع مقدسی است.
"نسکافه داغ داغ" ساخته علی قویتن، یک موزیکال خانوادگی و داستان زنی است که به گویندگی برنامههای عروسکی علاقه دارد، اما همسرش که یک کارخانه عروسکسازی را اداره میکند، با او مخالف است. زندهیاد خسرو شکیبایی، یکتا ناصر، افسانه چهرهآزاد، داود اکرمیان، السا فیروزآذر، بابک نوری، آیه ابراهیمی، بیتا سحرخیز، جلالالدین معیریان، صبا حاجاسحاق و کورش یونسی بازیگران فیلم هستند.
از عوامل تولید فیلم میتوان به تهیهکننده، نویسنده و کارگردان: ع. قویتن، مجری طرح و مدیر تولید: داریوش بابائیان، مدیر فیلمبرداری: علی اللهیاری، طراح گریم: ج. معیریان، صدابردار و صداگذار: فرهاد ارجمندی، آهنگساز: حمیدرضا صدری و روابط عمومی: مسعود نجفی اشاره کرد.
"نسکافه داغ داغ" از چهارشنبه سوم مهرماه اکران شده و پس از دو روز نمایش در 18 سینما 000/100/11 تومان فروش داشته است. فروش روزانه فیلم پنجشنبه سوم مهر 000/000/5 تومان بوده که نوید اکرانی موفق را برای این فیلم شاد میدهد.
"روز برمیآید" دومین فیلم بیژن میرباقری پس از "ما همه خوبیم" و اقتباسی از رمان "دوشیزه و مرگ" آریل دورفمان است. فیلم قصه زنی را روایت میکند که قبل از انقلاب در زندان بوده و به همراه همسرش برای استراحت به نقطهای کوهستانی میرود. اما آنجا با مردی برخورد میکند که بازجوی سابق او در زندان بوده است.
داریوش فرهنگ، یکتا ناصر، ناصر آقایی و مهران رجبی بازیگران این فیلم هستند که به تهیهکنندگی سعید شاهسواری در گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما ساخته شده است. سعید شاهسواری و میرباقری فیلمنامهنویسان، مهدی جعفری مدیر تصویربرداری ، آرش برومند صدابردار، فرهاد علیزادهآهی طراح صحنه و لباس و محمدحسین شهباززاده مدیر تولید فیلم هستند.
"روز برمیآید" در جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر به نمایش درآمد و از چهارشنبه 13 شهریور اکران شد و پس از 19 روز نمایش در 4 سینما 000/500/12 تومان فروش کرده است. فروش روزانه فیلم پنجشنبه 3 مهر 000/400/1 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/000/1 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
"خاک سرد" سومین ساخته رضا سبحانی پس از "زیستن" و "آفتاب پشت برف" است که به واقعه زلزله شهر بم میپردازد. یوسف، همسر پا با ماه و پسرش اسماعیل در دل کویر زندگی میکنند و زلزله بم آنها را از هم جدا میکند. در این فیلم محمدرضا فروتن، رضا آشتیانی، هیلا اکرانی، ارسلان قاسمی و رضا آشتیانی به ایفای نقش میپردازند.
این فیلم در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و از دیگر عوامل آن میتوان به یزدان عشیری و سبحانی نویسنده، رضا آشتیانی مدیر تولید، شهریار اسدی مدیر فیلمبرداری، حمید مهیندوست طراح گریم، سبحانی تدوینگر، بهمن اردلان صدابردار، عماد اسری مجری طرح و مهرشاد کارخانی عکاس اشاره کرد.
"خاک سرد" از چهارشنبه ششم شهریور در گروه سینمایی آفریقا اکران شد و پس از 26 روز نمایش در 5 سینما 000/600/21تومان فروش کرده است. فروش روزانه فیلم پنجشنبه 3 مهر 000/500/1 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته 000/700 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
"ریسمان باز" دومین فیلم مهرشاد کارخانی عکاس سینمای ایران پس از "گناه من" است. فیلم روایتگر قصه دو دوست است که 24 ساعت مهلت دارند یک گاو را از پائین شهر به شمال شهر برسانند.
فیلمنامه را کارخانی و بابک پناهی به طور مشترک نوشتهاند و پژمان بازغی، بابک حمیدیان، نرگس محمدی و کرامت رودساز در آن بازی کردهاند. "ریسمان باز" در بخش میهمان بیست و ششمین جشنواره بینالمللی فجر به نمایش درآمد و با چند نمایش محدود توانست مورد توجه قرار بگیرد.
این فیلم از چهارشنبه سیام مرداد در گروه سینمایی آزاد اکران شد و پس از 33 روز نمایش در 6 سینما 000/000/37 تومان فروش داشته است. فروش روزانه فیلم پنجشنبه 3 مهر 000/800/1 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/000/1 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
"فرزند خاک" سومین فیلم محمدعلی باشهآهنگر پس از "نیمه گمشده" و "نبات داغ" است. این فیلم از تولیدات سازمان توسعه سینمایی سوره حوزه هنری است و داستان زنی به مینا را روایت میکند که برای بازگرداندن جسد شوهرش که در خاک عراق تبدیل به یک امامزاده شده، پای در راه سفر میگذارد. مهتاب نصیرپور، شبنم مقدمی، حمید ابراهیمی، قاسم زارع، حسین آهنگر و ... از بازیگران فیلم هستند.
"فرزند خاک" بر اساس فیلمنامهای از محمدرضا گوهری ساخته شده و از آثار تحسینشده بیست و ششمین جشنواره فجر بود که موفق به دریافت سیمرغ زرین نگاه ملی و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد. سیمرغ بلورین فیلمنامه بخش معناگرا سینمای بینالملل و لوح تقدیر مسابقه راه انبیا دیگر جوایز این فیلم است.
این فیلم از چهارشنبه 16 مردادماه در گروه سینمایی استقلال اکران شد و پس از 47 روز نمایش در 4 سینما 000/900/92 تومان فروش داشته است. فروش روزانه فیلم پنجشنبه 3 مهر 000/400/2 بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/700 تومان افت فروش روزانه داشته است.
"مینای شهر خاموش" سومین فیلم امیرشهاب رضویان و داستان بازگشت دکتر بهمن پارسا بعد از 33 سال از آلمان به ایران است. او با یکی از دوستان قدیمی پدرش و رانندهای جوان به زادگاهش بم میرود و در طول سفر برای او و همراهانش اتفاقهایی میافتد.
در این فیلم که در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر توانست چند جایزه و نامزدی را از آن خود کند، آرمین هوفمان، محمد فرخمنش و رضویان فیلمنامهنویسان، داریوش عیاری، محمدرضا سکوت و کلاوس بوس دسانتس مدیران فیلمبرداری و عزتالله انتظامی، شهباز نوشیر، صابر ابر و مهران رجبی بازیگر هستند.
"مینای شهر خاموش" از چهارشنبه 16 مردادماه در گروه سینمایی آزاد اکران شد و پس از 47 روز نمایش در 2 سینما 000/800/64 تومان فروش داشته است. فروش روزانه فیلم پنجشنبه 3 مهر 000/800/1 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/100/1 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
"همیشه پای یک زن در میان است" یازدهمین فیلم کمال تبریزی بر اساس فیلمنامه رضا مقصودی و نغمه ثمینی ساخته شده که برداشتی آزاد از مجموعه داستان کوتاه "غیر قابل چاپ" سیدمهدی شجاعی است.
داستان فیلم درباره رابطه یک زوج جوان است که به بنبست طلاق رسیده و پس از جدایی تجربههایی خاص را از سر میگذرانند. مهران مدیری، رضا کیانیان، گلشیفته فراهانی، حبیب رضایی، آهو خردمند، شبنم مقدمی، صبا کمالی، سیاوش چراغیپور و ... بازیگران اصلی این فیلم هستند.
این فیلم در بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد و گلشیفته فراهانی و حبیب رضایی برای بهترین بازیگر زن و مرد و مهران مدیری و سیاوش چراغیپور برای بهترین بازیگر مرد مکمل نامزد بودند که در نهایت به عنوان فیلم برگزیده تماشاگران اکتفا کرد.
"همیشه ..." از چهارشنبه نهم مرداد در گروه سینمایی قدس اکران شد و پس از 54 روز نمایش 22 سینما 000/800/906 تومان فروش کرده است. فروش روزانه فیلم پنجشنبه 3 مهر 000/200/4 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/900/2 تومان افت فروش روزانه داشته است.
"دیوار" یازدهمین فیلم محمدعلی طالبی و داستان تلاش دختری به نام ستاره است که میخواهد حرفه پدرش را که در دیوار مرگ یک شهربازی موتورسواری میکرده، پس از مرگ او ادامه دهد. گلشیفته فراهانی، مهرداد صدیقیان، آزیتا حاجیان، محمد کاسبی، معصومه میرحسینی و منوچهر آذری بازیگران فیلم هستند.
طالبی و شیرین بینا فیلمنامهنویسان، حسین جعفریان مدیر فیلمبرداری، بهمن اردلان صدابردار، عبدالله اسکندری طراح چهره پردازی، محسن آهنگری طراح صحنه و لباس، محمد علینقی کنی مدیر تولید، میترا محاسنی عکاس و هارون یشایایی تهیهکننده "دیوار" هستند.
"دیوار" در بخش مسابقه بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و از چهارشنبه دوم مردادماه در گروه سینمایی آفریقا اکران شد و پس از 62 روز نمایش در 5 سینما 000/700/136 تومان فروش داشته است. فروش روزانه فیلم پنجشنبه 3 مهر 000/600/1 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/400 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
عکس هایی از خانواده ی قاسم خانی (پیمان)
سلام
حدود چند ماه پیش من یکی از پست ها رو اختصاص داده بودم به یکی از نویسنده های گروه، امیر مهدی ژوله. و عکس های جدیدی رو از ایشون گذاشتم که میتونید از این جا ببینید.
از همون زمان خیلی از دوستان درخواست کردن که در مورد دیگر نویسندگان مجموعه های طنز آقای مدیری هم عکس بذارم که متاسفانه تا امروز فرصتش پیش نیومده بود.
شما تو این پست میتونید شاهد عکس هایی (۳۵ عکس) از خانواده ی قاسم خانی (پیمان قاسم خانی- بهاره رهنما - پریا قاسم خانی) باشید.

































گفتگو با رضا عطاران درباره مجموعه "بزنگاه"
بالاخره كار خودم را كردم

امير قادري: به عنوان يك علاقهمند فيلم و نمايش اين را ميگويم؛ و طبعا نه به عنوان يك مصلح اجتماع، يك معلم اخلاق و يك مقام مسئول، كه بزنگاه؛ در همين چند قسمتي كه پخش شده؛ يك اتفاق در سريالهاي تلويزيوني است. كلاساش از مجموعههاي قبلي رضا عطاران هم بالاتر است. البته گاهي يك جور شتاب زدگي در كار وجود دارد كه ديگر به خصلت جدا نشدني مجموعههاي مناسبتي تلويزيون تبديل شده؛ اما يك جور پختگي و رواني، در عين پيچيدگي در مضمون و اجراي ظاهرا ساده اثر وجود دارد كه توجه تماشاگر را به آن جلب ميكند. عطاران دارد پيشرفت ميكند و آن طور كه در اين گفتگو ميگويد؛ با وجود همه گرفتاريها و تغييرها؛ اين شخصيترين و بهترين كارش است. مزهها و جذابيتهاي كارهاي قبلي؛ حالا در مسيرجديد، براي رسيدن به هدف تازهاي به كار گرفته شدهاند.
به اين ترتيب در كنار مهران مديري كه او هم امسال با مرد هزار چهره كاملترين اثرش را ساخت؛ حالا دو چهره اصلي كارخانه توليد محصول تلويزيون را در جايگاه رفيعتري ميبينيم. فرصتي براي صنعت سرگرمي و انديشهساز بيحال و مريض و كمتاثير ايران تا از اين دو هنرمند در موقعيتها و فرصتهاي تازهاي استفاده كند.
*اين جور كه معلوم است؛ حساسیت ها نسبت به سریال "بزنگاه" خیلی بیشتر از سریال قبلی ات بوده.
حساسیت ها آره نسبت به سریال قبلی ام خیلی بیشتر بود.
*چرا؟ دلیلش چيست؟
کار را كه حتما دیده ای. راستش من در سریال های قبلی ام تجربه کسب می کردم. یعنی می خواستم تبدیل به کسی بشوم که مردم می نشینند و به حرف هایش گوش می دهند و خب حالا دیگر احساس كردم كه می توانم یک حرف هایی هم بزنم. یعنی می شود گفت که در کارهای قبلی ام مشتری جمع می کردم تا این که بتوانم این سریال را بسازم و مردم بیننده آن شوند. قبليها برای کسب تجربه بودند. این بار شرایط شروع کار من فرق داشت. در واقع قرار بود که من اصلا کار نکنم. چون واقعا خودم نمی خواستم که کار کنم. بعد گفتند که نه تو حتما باید در این مناسبت یک سریال داشته باشی.
*چرا نمی خواستی کار کنی؟
دلیل شخصی داشت. حالم خوب نبود. و خستگی هم بود چون به محض این که کار بازی من در یک فیلم سینمایی بعد از عید تمام شد گفتند باید اين سريال مناسبتي را شروع کنی. خلاصه کلی دلیل آوردم که از خیر من بگذرید و بعد از کلی آمد و رفت، آن ها هم قبول کردند ولی بعد نمی دانم چه شد که دوباره سراغم آمدند که باید کار را شروع کنی و من هم گفتم پس حالا که قرار است کار کنم باید شرایط جوری باشد که دوست دارم. در واقع از شرایطی که برایم پیش آمده بود استفاده کردم که کاری را که دوست دارم انجام بدهم. و آن ها هم شرایط را قبول کردند. بعد شروع به کار کردیم. و طرح اولیه هم با محمدرضا آریان برای کار ریخته شد. طرح را هم خیلی دوست داشتم که البته الان از نيمه به بعدش کاملا تغییر کرده است.
*خودت خواستی که طرح تغییر کند؟
نه. نمی خواستم. خودش اتفاق افتاد. یعنی آن کسی که الان نقش حاج آقا را بازی می کند و خانه را خریده در طرح اولیه یک فرد ديگر بود که خب درآن صورت شرایط خیلی عوض می شد.
*عجیب است که تو اصلا حواست به این مسائل نیست. چون مشخص است که در آن صورت قضیه خیلی تند و حساس می شود. چه طور انتظار داشتی که چنین چیزی اصلا پخش شود؟
خب من که خودم از اول گفته بودم نمی خواهم کار کنم. خواست خودشان بود.
*آهان. یعنی نمی خواستی کار کنی و فقط در صورتي ساخت بزنگاه را پذيرفتي كه همان چیزی که می خواهی انجام شود. آنها هم پذيرفتند، ولي وسط کار ديگر قبول نکردند که کار مطابق میل تو پیش برود.
آره. یعنی ما کار را شروع کردیم و حتی تا شروع تصویربرداری هم قرار بود ماجرای کسی که خانه را خریده مطابق طرح اولیه باشد؛ اما دست آخر اين بخش تغيير كرد. حتی دو سه تا سکانساش را هم گرفتیم. آخر سر هم قرار شد که خرید خانه توسط همين حاج آقايي كه ميبينيد صورت بگیرد. تقریبا می شود گفت که از نیمه به بعد کل طرح دستخوش تغییرات شده ولی خب در ریزه کاری ها و پرداخت سکانس ها و ماجراها چیزهایی رعایت شده که به نظرم تازگی دارد و مطابق با همان خواسته های اولیه ماست. به همين خاطر قبول کردیم سریال را کار کنیم. یعنی اگر قرار است اعتیاد یک نفر را نشان بدهیم به صرف این که یک بچه هم جلوی تلویزیون نشسته یا چون مثلا شرایط تلویزیون به شکلی است که سیگار را هم نشان نمی دهد، خودمان را محدود نکردیم که حتی سیگار کشیدن طرف را هم نشان ندهیم. گفتیم اگر این آدم معتاد است پس باید یک سیخی چيزي دستش باشد. و معتقدم برخلاف آن چیزی که می گویند ما اعتیاد را زیاد نشان داده ایم، چیزی که ما درباره اعتیاد در این سریال نشان دادیم در حد صفر ماجرا هم نبوده است. یعنی با توجه به واقعیتی که در جامعه وجود دارد ما هیچ چیزی نشان ندادیم. فقط خواستیم تماشاگر باور کند که این آقا نادر معتاد است. خب اگر این آدم سیگار هم نکشد، ديگر چه طور ممکن است این باور معتاد بودناش در تماشاگر به وجود بیاید. یا اگر بددهن نباشد یا خماری نکشد خب این چه جور معتادی می شود؟! البته بودند كساني كه ميخواستند در اين زمينه به ما مشاوره بدهند! مثلا گفتند معتادی که صبح موادش را کشیده دیگر نباید دهن دره بکند! و بايد ميديديشان. کسانی این چيزها را يادمان ميدادند که اصلا باورت نمی شد اين كاره باشند. یعنی خیلی درست و حسابی هم به نظر می آمدند، و اين يكي از همان مواردي بود که خیلی دوست داشتم در کار باشد. ميخواستم معتادمان ظاهر ضايع نداشته باشد. یعنی برای معتاد بودن نرفتم دور حلقه چشمم را سیاه کنم یا لاغر کنم یا چه می دانم خودم را کج کنم. می خواستم درست مثل همین معتادهایی باشد که الان هستند و به قیافه شان هم نمی خورد. الان دوروبر ما خیلی هستند آدم هایی که وقتی می بینی متوجه نمی شوی که معتادند؛ و خب راستاش، هستند.
*یعنی مثلا از یک جزییاتی مثل خمیازه کشیدنشان می فهمی که معتادند.
باور كن حتی خمیازه هم نمی کشند. خیلی هم تپل و سرخ و سفید هستند. تعدادشان هم خیلی زیاد شده. این همه گیر بودن را می خواستم در سریال نشان بدهم و اين یکی از چیزهایی بود که در طرح تغییر کرد. نتوانستيم گسترش اين معضل را نشان بدهيم.
*خب، می دانی ملت ما هنوز تحمل دیدن خیلی از این مسائل را ندارند. نكته جالب درباره سريال بزنگاه، اين است كه تا حالا معمولا مسئولان و مميزان با طرح بعضي مسائل مشکل داشتند اما مردم عادی، مشكلي با طرح فلان مسئله در سريال نداشتند. اما اين بار گروههايي از مردم هم اعتراضشان به طرح خيلي از اين مسائل را در سريال ابراز ميكنند. تماشاي سریالت را دوست دارند و نگاهاش ميكنند؛ ولی انگار بین چیزی که واقعا دوست دارند و آن چیزی که آگاهانه بايد تماشايش كنند تفاوتهايي هست. ندايي را در اعماق قلبشان مخفي كردهاند که به آن ها می گوید: چیزی که می بینی واقعا وجود دارد، اما بايد بگويي نيست و نگاهاش نكني.
آره دقیقا. این حسی که می گویی بزرگترین چیزی است که در این کار با آن مواجه شدهام و بهاش رسيدهام. یعنی بازخوردهایی که در بین مردم داشته نشان می دهد که خودشان هم می دانند و می بینند که دوروبرشان اتفاقات بدتری هم می افتد ولی باز از دست كسي كه قرار است اين چيزها را بهشان نشان بدهد، ناراحت می شوند. حتی یک آقایی به من ميگفت که من خجالت می کشم با بچه هایم این کار را ببینم. بعد باید می دیدی دندانهایش همه سیاه بودند جوري که معلوم بود خودش سال هاست می کشد. اما به من اعتراض داشت و ميگفت آخر این چه فيلمي است كه ساختهاي؟ آدم اصلا رویش نمی شود با بچه هایش بنشيند و نگاهاش كند.
*خب، اين اتفاقي است كه اولين بار است براي تو ميافتد. تا حالا مسئولان تلويزيون بودند كه بهات می گفتند طرح فلان مسئله در سریال زشت است ولی حالا به نظر اجتماع و تماشاگرانات هم به قدري تند رفتهاي که خود مردم معترض شده اند.
مردم بيشتر از معترض بودن، انگار از تماشاي اين تصاوير شوكه شدهاند.
*آره. شايد كلمهاش همين است: شوكه.
اما من قبل از توليد كردن سريال هم حدس بروز چنين واكنشهايي را ميزدم.
*حدس ميزدي و باز دست به كار شدي؟
آخر این طرح را خيلي دوست داشتم.. قبل از شروع کار وقتی طرح اولیه را با محمدرضا آریان می نوشتیم گفتم که با این کار کلی دشمن برای خودمان می سازیم. نه حتی فقط سر ماجرای اعتیاد سر قضایای دیگر هم می دانستم که برخی دوستانمان هم دشمنمان خواهند شد. حالا در این حد نه ولی کلا می دانستم که تبعات دارد. واکنش مردم عادی را هم حدس می زدم.
*چرا؟ چون آینه ای جلویشان گرفته بودی؟
پس زدنشان که معلوم بود ولی نه به اين خاطر که آینه جلویشان گرفته باشم. آنها بخشی را می دیدند که تا به حال ندیده بودند. یا بهتراست بگویم در رسانه نمی دیدند. از تيتراژش معلوم است كه انگار همان چیزی است که برای دل خودم ساخته ام. چون این تیراژ را اصولا کسی دوست ندارد ولی من دوست داشتم.
*تیتراژش بیشتر به يك فيلم مستقل ميخورد تا سریالی که از شبکه سه برای مخاطب عام پخش می شود. بعضي از صحنههاي خود سريال هم همين طور است. بيشتر به طنز موجود در يك كمدي جدي و البته خاص پسند ميخورد تا مجموعهاي كه بخواهد براي عموم تماشاگران پخش شود.
اول گفتگو هم برايت گفتم كه اين سريالي است كه خيلي شخصي از آب در آمده. اين نكته البته قرار نيست هميشه حسن باشد؛ ولی خودم راضی هستم.
*آخر نكته جالب اين جاست كه اثري اين قدر شخصي؛ در پربیننده ترین باكس تلویزیون در طول سال پخش می شود. شانساي است براي خودش. چون بقیه فيلمسازها معمولا تجربه هایشان را می کنند و با استفاده از آن ها یک فیلمی می سازند که در یک جشنواره برای دو هزار نفر پخش ميشود. ولی این اولین بار است که یک تجربه خاص شخصی چنین مخاطبی داشته است. حالا خودت کجاهایش را بیشتر دوست داری؟
گفتم که از تیتراژش بگیر تا کل طرح تماماش کاملا دلی است. اول از همه همین تیتراژ....
*که موسیقی بعدا بهاش اضافه شد...
آره . ولي من تيتراژ اولی را بیشتر دوست داشتم. که موسیقی نداشت و فقط تصویر بود با افکت. اولاش تصویر خانه خالي را داریم با صدای پرنده ها و صدا چکه های آب که در حوض می افتد. قسمتهاي اول روي تصوير می نوشت که: صدای تلویزیون را بلند کنید. تا مردم صدای طبیعت و پاکی را خوب بشنوند که یک دفعه قطع می شد به صداهای گوش خراشی که دیگر از طبیعت نبود و مال ما بود!
*خب این را چرا تغییر دادی؟ گفتند جذاب نیست؟
آره دیگر. گفتند مردم پسند نیست. گفتند حالا همه تماشاگرها صدا را کم می کنند تا این تیتراژ تمام شود بعد صدا را زیاد می کنند. گفتم خب پس من به هدفم رسیده ام چون من همین را می خواستم که از فضای سکوت وارد سروصدا شویم ولی گفتند مردم خیلی دوست ندارند. بعد آمدم چيزي شبيه ولوم تلويزيون روي تصوير گذاشتم.
*قصد اولیهات همين بود که چنین سریالی بسازی یا در طول زمان پیش آمد؟
در طول زمان اتفاق افتاد. همين طور يلخي. و دیدم که الان وقتش است.
*راستی اين مرجانه گلچین چقدر خوب است. با اطمينان ميداني كه به عنوان كارگردان، از بازيگر چي ميخواهي و اين که برای چه نقشی چه كسي مناسب است. گلچین چه طور به فکرت رسید؟ سالها ميشد كه نميديديماش.
گلچین را خودم هم نمی دانم. خیلی یک دفعه ای شد. راستش من یک ورق كاغذ دارم که رویش اسم بازیگرانی را یادداشت کرده ام که دوستشان دارم. منتها گاهی کسی زودتر از من در کارش از بعضی از آن ها استفاده می کند که من دیگر بی خیالشان می شوم.
*خب چه چیزی در ان ها می بینی که تبدیل به بازیگر مورد علاقه ات می شوند؟
بیشتر از همه رئال بودنشان برايم مهم است. اين كه توي صحنه واقعي به نظر برسند و به واقعیت نقش نزدیک تر باشند. گاهی هم که پشت صحنه بعضی فيلمها ميبينمشان؛ معلوم است كه چه قدر دارند بد بازي ميكنند؛ اما ميدانم كه آدمهاي خيلي جالبي هستند و اگر در جاي درست قرار بگيرند؛ چه خوب ميتوانند بازي كنند. پس انتخابشان ميكنم.
*همين نكته مهمي است. كار تو جوري است كه انگار پيدا كردن بازيگر، مهمتر از چگونگي بازي گرفتن از اوست. نقش وقتي شكل ميگيرد كه بازيگر درستاش پيدا ميشود.
آره. مثلا همين خانم مرجانه گلچين كه ميگويي كارش خیلی خوب است؛ يكي از دلايلاش همين است كه دقیقا به واقعیت نقش نزدیک است. اصلا اولین جلسه ای که يك بازيگر می آید و حرف می زند همه چیز مشخص می شود که ميشود با این بازیگر کار کرد یا می توانی چیزهایی را که دوست داری و می خواهی از این بازیگر بیرون بکشی یا نه. خانم گلچین از لحاظ اخلاقی و پشت صحنه که اصلا محشر هستند. نكته بعدي درباره بازيگران در كارهاي من، شاید پررویی به نظر برسد؛ ولی من عادت دارم که بازیگر کاملا در اختیار من باشد. یعنی اگر جایی می گویم که مثلا عینکت را بزن زمین و بشکن بهانه نیاورد که حالا نه و نمی کنم.
*...و مرجانه گلچین كه معلوم است که دارد با تمام وجود بازی می کند و کاملا به سریال دل داده است. از جمله صحنهاي كه دارد جلوي عكس پدرش غذا ميخورد يا زير صداي جارو برقي، اداي سوسك درميآورد.
آره. بازیگری که این طوری باشد من خودم بیشتر باهاش کار می کنم. ولی اگر بخواهد دائم در جدال باشد و خودش را كنار بكشد و آلوده كار نشود؛ من هم عقب نشینی می کنم و کمتر باهاش کار دارم. خانم گلچین هم یکی از مشخصه هایشان این است که کاملا در اختیار کار هستند خصوصیتی که به خصوص در بازیگران زن کمتر دیده می شود. خيلي از بازيگرهاي زن مثلا روی صورتشان حساسند که البته طبیعی هم هست. من که خودم مرد هستم روی صورتم حساسم چه برسد به آن ها! در مورد خانم گلچين، می دیدم و هنوز هم می بینم که مثلا صحنه ای که یک ذره سخت و حتی غیرمنطقی هست را می رود و انقدر با خودش کار می کند تا بالاخره یک چیزی در می آورد.
*اين قدر درباره دلي بودن و شخصي بودن اين سريال صحبت ميكني... خب، تو چند مجموعه تلويزيوني ديگر هم ساختهاي كه به اندازه كافي محبوبيت پيدا كردهاند. ولي ظاهرا متهم گريخت و خانه به دوش و ترش و شيرين را به اندازه اين يكي دوست نداري. کجاهای این سریال هست که در سریال های قبل نتوانسته بودی اجرایش کنی؟ نه فقط به لحاظ عبور از خط قرمزها. کلی می گویم. مثلا به لحاظ اجرايي يا...
به نظر خودم در این سریال در بخش فني خيلي پيشرفت كردهام. ديگر دارم سعی می کنم که روی این چیزها هم دقت داشته باشم. خوب نگاه كني ميبيني كه در این سریال حتي کرین هم داشتیم.
*و نکته خوب قضيه اين است كه كرين (بازويي جرثقيل شكل براي جا به جا كردن دوربين فيلمبرداري در هوا) هم اگر بياوری، به يكدستي كار لطمهاي نميزند. به اندازه استفاده ميكني و وجه واقعنمايانه كار را خراب نميكني.
خلاصه اش این است که در بزنگاه هرچه را که خواسته ام دیگر ساخته ام. همه همان چیزی بوده که می خواستم.
*حالا این کار را به لحاظ اجرایی بیشتر دوست داری یا مضمونی؟
مضمونی. حتی شخصیت هایی که در طرح این سریال بودند اما بعدا حذف شدند کسانی بودند که از سر خانه به دوش من دوست داشتم با آن ها داستانی را تعریف کنم مثل حاج آقای ریاکار که بخش مهمی از فرهنگ و وضعیت اجتماعی ماست. و ترسي كه با حضور اين شخصيت ايجاد ميشود و مردم از ترس او كارهاي نيك انجام ميدهند. البته این شخصیت در همان صحبت های اولیه حذف شد.
*یکی دیگر از خصوصيات جالب توجه كارهايت این است که تو در نقش ضایع ترین آدم سریال ظاهر می شوی و از بازی در این نقش نمی ترسی. این که چه طور چنین نقشی را بر خودت می پسندی خیلی جالب است. انگار که خیلی خیالت از نتيجه كارت راحت است. مطمئنی که این شخصیتی است که با همه مشكلات و گرفت و گيرهايش؛ تهاش مردم دوستش خواهند داشت.
آره همیشه با این دید نقش هایم را بازی کردم که مردم خواهند گفت اين همان رضا عطاران است که برایش اتفاقی افتاده و مثلا به مشكل برخورده است. اين همان رضا عطاران است که معتاد شده است. گاهی یک جورایی از شخصیت خودم سوءاستفاده می کنم یعنی می دانم که فرضا مردم به عطاران علاقه دارند و من از این علاقه استفاده می کنم تا هنگام مواجهه با چنين شخصيتي با چنين مشكلاتي، پس نزنند و حتي نسبت به او علاقه مند شوند.
*یعنی فکر می کنی اگر نقش معتاد را به کس دیگری بدهی مردم ممکن است از آن معتاد بدشان بیاید.
كمي خودشيفتگي است البته، ولی خب واقعا خیلی هم تاثیر دارد.
*اصرار داری به مردم نشان دهی این آدم ها هم دوست داشتنی هستند. آدم بد نیستند.
يك بار ديگر هم برايت تعريف كردم. رفيقي داشتم كه دستاش كج بود. اما خودش فهميده بود كه ته دلاش را ميدانم و كاري به كارش ندارم؛ پس ميشد كه گاهي وقتها جلوي من هم چيزي را كش ميرفت! اگر دقت كني ميبيني كه در همین دو هفته که سریال پخش می شود خیلی چیزها عوض شده است. دو سه روز اول بین مردم در حد یک آدم مرتد بودم ولی حالا همه چیز دارد عوض می شود یعنی کلی از نکته های مثبت نادر را می بینند و متوجه می شوند که مثلا این آدم که بچه اش را دوست دارد. پس خیلی هم بد نیست.
*نكته ديگر سريال، شکل اجراي آن است. یعنی شوخیهايي كه بعيد ميدانم روي كاغذ خيلي بامزه باشند و اگر جور دیگری اجرا می شدند خیلی بیمزه بود. اولين ويژگي يك شوخي خوب تلويزيوني از طرف تو چيست؟ مثلا وقتی می خواهی یک شوخی را اجرا کنی در وهله ی اول چه چیزی را در نظر می گیری؟
اولين و مهمترين نكته اين است كه هر چیزی را چه شوخی باشد و چه جدی، به واقعیت نزدیکش می کنم.
*اعتماد به نفس جالبي است كه فكر كني هر چیزی خودش خنده دار است. آن هم در سريالي پر از شوخي و پر از جزئيات. مثلا يك صحنه خيلي بامزه سريال جایی است که این ها دایی پيرمرد را آورده اند كه ميگويد با توفيق رفته كافي شاپ. و وقتي زن توفيق دنباله جمله دايي را ميگيرد؛ توفیق اشاره می کند که سکوت کند و در همین حین لولایی انگار كه اصلا متوجه واكنش توفيق نشده؛ وسط حرفاش بدون اين كه تن صدايش را تغيير دهد؛ به زن ميگويد: صد بار بهات گفتم اين شوهرت خيلي عوضيهها! و بعد حرفش را با دايي ادامه می دهد. این همان نزدیکی به واقعیت است که خنده دار است و غلو هم در آن نیست. يك كم اين ور آن ور شود؛ لوس و بيمزه از آب درميآيد.
دقیقا اهمیتش همين است که جای این شوخی کاملا درست است. اگر جای دیگری بود یا اغراقش بیشتر می شد آن وقت اصلا خنده دار نبود. الان به واقعیت نزدیک است و درست هم سرجایش است. نهایت واقعیت را استفاده کردن ایجاد خنده می کند. مهم این است که چیزی را که به نظرت بامزه می آید به بهترین نحو ارائه دهی. همین آواز خواندن دم در دستشويي، اگر جاي ديگري باشد خندهدار نيست؛ اما اگر به جا استفاده كني بامزه ميشود. قبلا هم گفتم به جا بودن شوخی هم خیلی مهم است.
*و اين كه انگار اين شوخيها با همه جزئياتشان از دل واقعيت بيرون ميآيند.
خيلي از اين اتفاقهاي بامزه را از آن چه در اطرافام اتفاق ميافتد ميگيرم. ماشين ندارم و بيشتر پياده راه ميروم تا خوب به دور و برم نگاه كنم. مثلا صحنه ای که گربه روی جنازه می افتد را من در یک سفری که دو سال پیش به يك شهرستان كوچك داشتم در یک خاکسپاری دیده بودم. اصلا در آن خاکسپاری ان قدر اتفاقات جالب افتاد که اگر با دوربین ضبط کرده بودم بهترین مستند سال می شد. ماجرای گربه که اصلا در مقابل بقیه ی چیزها مهم نبود. مثلا وقتي مرده را خاک کردند و تلقین را که گفتند؛ رویش را باز کردند که برای آخرین بار دنیا را ببیند بعد دیدیم که به جای سر، پای طرف را گرفته بودند. خب این را اگر من الان تعریف کنم یعنی همین چیزی که با چشمم دیدم، می گویی که امکان ندارد. مگر ميشود سر را با پا اشتباه بگيرند. اما گرفته بودند. و من سعی می کنم طوری تصویرش کنم که باور کنی. خلاصه که من آن جا چیزهای باورنکردنی دیدم که کلی الهام گرفتم. در همین سریال خودمان قسمت شب هفت قسمتی بود که من خیلی دوستش داشتم اما همه اش را حذف کردند. گفتند شوخی با مراسم تدفین شده ولی من خودم این ها را با چشمهاي خودم ديده دیده ام. يا مثلا مداحي كه رفته بود توي مجلس و داشت براي جماعت وعظ ميكرد؛ اما اغلب آمده بودند بيرون و حرفهاي ديگري ميزدند. اصلا وقتي داشتند جنازه را خاك ميكردند؛ زناش اين طرف داشت براي من ماجراي ديگري را توضيح ميداد.
*بعد از "بزنگاه" و با وجود همه اين اتفاقها باز هم می خواهی در تلویزیون کار کنی؟
واقعا نمی دانم. اگر شرایطش جور باشد احتمالا.
*و به نظرم ديگر وقتاش است كه بروي سراغ فيلم سينمايي.
حتما. توي فكرش هستم.
*توي اين اوضاع و احوال و زير فشار كار و فرصت اندك؛ گفتگوي خيلي بدي هم نشد. معمولا باید با گازانبر ازت حرف کشید اما معلوم است که این سریالت را واقعا دوست داری که دربارهاش اين قدر با اشتیاق حرف می زنی.
توي همين ده قسمت كار خودم را كردهام. بقيهاش هر چي شد، شد.
در ادامه از بعضی مصاحبه های قدیمی رضا عطاران،قسمت هایی که برای ما جذابیت بیشتری داره رو براتون می نویسم:
رضا عطاران: با مهران مديري مشکلي ندارم
رضا عطاران يکي ازکارگردانان و بازيگران برجسته سينما و برنامه هاي تلويزيوني در ايران است.
او در سال 1347 در يکي از محله هاي مشهد به دنيا آمد. در سال 1372 با بازي در مجموعه طنز "پرواز 57" همراه با گروه مهران مديري پا به عرصه تلويزيون گذاشت و با مجموعه "ساعت خوش" به شهرت رسيد. برخي معتقند که مجموعه تلويزيوني ساعت خوش زمينه ساز بسياري از مجموعه هاي طنز تلويزيوني بود که اين قبيل برنامه ها در سال هاي اخير بينندگاني زيادي را در ايران به خود جذب کرده اند.
* چرا با آقاي مهران مديري کار مشترک انجام نمي دهيد؟
سبک کارها متفاوت است ولي مشکل خاصي وجود ندارد. مانند همان ساعت خوش که با يکديگر همکاري داشتيم تا به حال موردي براي همکاري اتفاق نيافتاده که در کنار همديگر باشيم. دو مورد پيش آمد که در زماني که پيشنهاد شدند، من مشغول کار بودم. اميدوارم که موقعيت ديگري پيش بيايد و مطمئنم که نتيجه خوبي در بر خواهد داشت.
10 عکس جالب از مدیری در نقش های تلویزیونی + پرتماشاگرترين و كمتماشاگرترين فيلمهاي نيمه اول سال87
10 عکس جالب و دیدنی از مهران مدیری در نقش های مختلف تلویزیونی










پرتماشاگرترين و كمتماشاگرترين فيلمهاي نيمه اول سال87
حداكثر نيمميليون، نفر حداقل 2600 نفر
سينما قرار است با تماشاگر معنا بيابد و چرخ اين سينما بايد با تماشاگر بچرخد.
يعني با يك فعل و انفعال ساده، تماشاگر بيايد از گيشه بليتفروشي بليت بخرد، دو ساعت از «اوقات فراغت»اش را بگذارد و فيلمي را در يك سالن تاريك تماشا كند.
پرتماشاگرترينها
1 - دايره زنگي (563هزار نفر)
پرتماشاگرترين و همچنين پرستارهترين فيلم سال87. فيلم به مدد بازيگران پر شمارش به همراه قصه جسورانهاش توانست بالاي نيم ميليون نفر را به سالن سينماها بكشاند. به اين موارد البته اضافه كنيد كارگرداني به نسبت خوب پريسا بختآور كه به عنوان اولين تجربه توانست از پس يك قصه شلوغ بربيايد.
2 - هميشه پاي يك زن در ميان است (418هزار نفر)
آمار تماشاگران فيلم كمالتبريزي البته تا روز 22شهريور محاسبه شده است. در چند روز باقيمانده بعيد است اين رقم تماشاگر به فيلم اول جدول برسد. بههر حال با توجه به اينكه كيفيت فيلم به لحاظ كارگرداني و فيلمنامه از فيلمهاي ديگر تبريزي چند سر و گردن به مراتب پايينتر است، با اين حال و با وجود مهران مديري و مارپيتون و سيگار برگ و يك گلشيفته فراهاني كه توانسته با ديكاپريو در فيلم رايدلي اسكات همبازي شود، رده دوم پرتماشاگرترين فيلم نيمه اول سال به فيلم كمال تبريزي رسيد. نكته جالب اينكه بعد از اعلام خبر بازي گلشيفته فراهاني در فيلم مجموعه دروغهاي اسكات، فروش فيلم به ناگاه سير صعودي به خود گرفت.
3 - زنها فرشتهاند (371هزار نفر)
4 - ده رقمي (262هزار نفر)
5 - انعكاس (262هزار نفر)
كمتماشاگرترينها
1 - پرچمهاي قلعه كاوه (2600نفر)
2 - روز برميآيد (3234نفر)
3 - خاك سرد (6719نفر)
4 - پابرهنه در بهشت (8هزار نفر)
5 - حقيقت گمشده (11هزار نفر)
آدرس جدید!!
یک سال گذشت!!
عکس بیلبورد کنسرت + خرید بلیط + کنسرت مدیری لغو شد
مرد 2 هزار چهره !!! + آغاز پیش تولید کار نوروز 88 + یادداشتی درباره کنسرت مشترک مدیری + 2 عکس جدید
بیلبورد کنسرت آماده شد + 2 پوستر
مجموعه نوروزی شبکه سوم به مدیری رسید + حرف های عجیب ضرغامی + درباره کنسرت یونیسف
نویسندگان سریال مدیری برای عید
عکاسی برای بیلبورد کنسرت آذر ماه (2 عکس جدید)
گزارشی کاملآ متفاوت از شب اول کنسرت یونیسف: دی جی برره و دوستان!!!
گزارشی از شب چهارم کنسرت + عکس های شب آخر + متن ترانه های اجرا شده در کنسرت
گزارشی از شب پنجم کنسرت + عکس های شب چهارم
گزارشی از شب چهارم کنسرت + خبر هایی از کار CD و کاری برای عید
گزارشی از شب سوم کنسرت + عکس های شب دوم کنسرت
گزارشی از شب دوم کنسرت + عکس های شب اول کنسرت
گزارشی از شب اول کنسرت + در مورد کار جدید



