
من ریحانه هستم،متولد سال 68 و از هوادارن مهران مدیری.
این وبلاگ رو هم برای استاد طنز ایران، مهران مدیری و تمام هوادارانشون ساختم،
امیدوارم بتونم اخبار صحیح و کاملی رو از مرد هزار چهره ی کمدی در اختیارتون بذارم.
در ضمن در این جا میتونید عکس های این هنرمند دوست داشتنی رو هم ببینید.
منتظر نظرات، پیشنهادات و انتقاداتتون هستم!
متفرقه
نظر و خاطرات دیگر هنرمندان
ترانه ها
مصاحبه ها
پوستر ها
دیگر سریال ها
دیدار
توکیو بدون توقف
پاورچین
دردسر والدین
نقطه چین
جایزه ی بزرگ
شب های برره
باغ مظفر
همیشه پای یک زن درمیان است
دایره زنگی
مرد هزار چهره
کار جدید
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
»
» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin
قالب وبلاگ: Taktemp
طراح قالب: Iman Abbaspour
طراح بنر: Shadi
چند نقد متفاوت از فیلم " همیشه پای ..."
چرا همیشه پای یک زن در میان است؟!
کمال تبریزی کارگردان طنزپرداز ایرانی که با فیلم های "لیلی با من است" و "مارمولک" مخاطبان سینمای ایران را به سینماهای خلوت کشاند، این بار با فیلمی با نام "همیشه پای یک زن در میان است" باز هم فروش اول سینماها را در اختیار گرفته است
بي بي سي - فیلم تازه کمال تبریزی به مسائل زنان می پردازد. مرد روشنفکر و ناشری که با بی اعتنایی همسرش مواجه است، نمایشنامه ای را از زنی به نام پری طلعت پور در موسسه انتشاراتی اش رد می کند و از روزی که این نمایشنامه را رد می کند با مشکلات و مصایب بی شماری رو به رو می شود، قطع آب و برق و زندانی شدن و خراب شدن ساختمان انتشاراتی بخشی از این مصایب بود که همه به رد شدن همان کتاب بر می گردد.
فیلم با پیگیری دو مشکل پیش می رود؛ مشکل اختلاف زن و شوهر و مشکل پری طلعت پور. اختلاف زن و شوهر مسئله دو شخصیت اصلی فیلم است و وکیل مرد که در ابتدای فیلم معتقد است در هر بدبختی و مصیبتی پای یک زن در میان است و پری طلعت پور مسئله مرد است. گره اصلی فیلم نیز در همین جاست و در پایان وقتی این گره گشوده می شود، همه چیز حل می شود و شخصیت انعطاف ناپذیری مثل وکیل هم که در فیلم نقشی کلیدی دارد، به این اعتقاد رسیده است که زن برای مرد مثل اکسیژن است.
با این که در داستان فیلم موضوع محوری اختلاف زن و شوهر است، اما شخصیت وکیل در فیلم به گونه ای پرورانده شده است که این دو را تحت الشعاع قرار می دهد و ضعف فیلم از همین جا ناشی می شود.
کارگردان با استفاده از ظرفیت های گیشه ای مهران مدیری، او را در نقش وکیلی ضد زن که نقشش در داستان فیلم فرعی است، به شخصیتی اصلی تبدیل کرده است. تماشاگر فیلم نیز بیش از این که دنبال داستان فیلم باشد، پیگیر بازی مهران مدیری است و دیالوگ هایی که او می گوید.
به عبارت دیگر کارگردان برجسته ای مثل کمال تبریزی هم که فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی موفقی چون "لیلی با من است"، "مارمولک" و "دوران سرکشی" در کارنامه اش دارد، گرفتار سینمایی شده است که همه چیز را در بازیگر خلاصه کرده است و همه فیلمش قربانی بازیگر شده است.
با این همه نباید از برخی از نماهای درخشان فیلم یاد نکرد. این نماها با این که در فیلم ارزش ساختاری ندارند، اما به طور مستقل با ارزش اند. این نماها با حضور دو بازیگر برجسته سینما و تئاتر جان گرفته اند.
کمال تبریزی در این فیلم با آفریدن شخصیتی کم مانند در سینمای ایران با بازی درخشان رضا کیانیان به نقد دو چهره بودن مدیران مذهبی می پردازد.
رضا کیانیان مدیر متشرع و ویلچر نشین یک شرکت است که زن در آنجا کار می کند. او پس از این که می فهمد زن از همسرش جدا شده است، او را به اتاقش فرا می خواند. در اتاق موسیقی رمانتیکی در حال پخش است. رییس متشرع، کراوات می زند و از روی ویلچر بلند می شود و برایش انگلیسی صحبت می کند و به او پیشنهاد می دهد.
نکته جالب تر هنگامی رخ می دهد که زن عصبانی به اتاقش بر می گردد و منشی اش که مردی است با نشانه های کمرنگی از مردان هم جنس گرا، وقتی عصبانیت او را می بیند، می گوید "پس بالاخره به تو هم پیشنهاد داد."
تقریبا می شود گفت این تنها فیلمی است در سینمای روز ایران که نگاهی بدون قضاوت و در معرض آسیب به چنین شخصیتی انداخته است، در حالی که حتی تهمینه میلانی هم در فیلم قبلی اش "آتش بس" وقتی در نمای کوتاهی چنین مردی را نشان می دهد، او را بیمار معرفی می کند.
نمای دیگر با بازی کوتاه اما درخشان حسن معجونی بازیگر تئاتر اتفاق افتاده است. معجونی در نقش رییس کلانتری سه بار با شخصیت اصلی (که جبیب رضایی نقشش را بازی می کند) رو به رو می شود، دو بار دربازداشتگاه و یک بار در رستوران.
او یک بار پیش از بازداشت با شخصیت اصلی حرف می زند و بی عدالتی در جامعه و فساد و حتی مسایل پیش آمده در داوری جشنواره فیلم فجر را به گردن او می اندازد.
اگر بخواهیم درباره فیلم تازه کمال تبریزی قضاوتی جامع داشته باشیم، باید بگوییم که فیلم ازپاره های درخشان و مستقلی تشکیل شده است که انسجام لازم را برای هم نشینی ندارند، یا به عبارت دیگر یک کارگردانی خوب قربانی فیلمنامه ای بد شده است.
يك تعريف مردانه از فمينيسم
باربد کيوان - فيلم جديد كمال تبريزی اكران شده است. در شوره زار جشنواره فجر 86 اين فيلم با استقبال نسبی تماشاگران روبرو شد. تبريزی كه در كارنامه خود كلكسيونی از آثار در ژانرهای مختلف را دارد، اين بار ”كمدی فانتزی“ را تجربه كرده است. خيلی ها بعد از فيلم ”مارمولك“، كمال تبريزی را به عنوان يك فيلمساز با هوش می شناسند كه قادر است دوربينش را به خط قرمزها نزديك كند و با يك محاسبه دقيق، از صحنه های ”لب مرز“ تصوير بگيرد. به اين كه چنين برداشتی از كمال تبريزی تا چه اندازه صحيح است جلوتر خواهم پرداخت، حالا بياييد تا به ”هميشه پای يك زن در ميان است“ نگاهی بيندازيم.
متن اين فيلم بر اساس اقتباسی آزاد از مجموعه داستان های سيد مهدی شجاعی نوشته شده است. رضا مقصودی، حبيب رضايی و كمال تبريزی مشتركاَ روی فيلمنامه كار كرده اند؛ سپس نگارش نهايی را به نغمه ثمينی محول كرده اند؛ احتمالاَ برای اين كه اثبات كنند هميشه پای يك زن در ميان است! من با داستان های شجاعی آشنا نيستم ولی در مورد اين فيلمنامه بدون رو در بايستی بايد بگويم كه يك ”كمدی فانتزی“ بيمزه از آب در آمده است. داستان فيلم به بحران در روابط زن و شوهری جوان به نام مريم (با بازی گلشيفته فراهانی) و اميد (با بازی حبيب رضايی) مربوط می شود. اين بحران به طلاق می انجامد؛ در حالی كه هيچ يك از طرفين واقعاَ خواهان اين جدايی نيست. مجموعه ای از حوادث مبهم و مشكوك بر متن روابط اجتماعی و فردی و خانوادگی، شخصيت های اصلی داستان را سرانجام به آنجا می رساند كه رابطه از هم گسسته زناشويی را بعد از يك تجديد نظر مثبت، دوباره جوش دهند.
برای اين كه ”هميشه پای يك زن در ميان است“ موفق شود، كمال تبريزی از فرمول زير، استفاده كرده است: مشاجره ”پينگ پونگی“ يك زن و شوهر جوان + مهران مديری + لحن انتقادی – اجتماعی! البته كارگردان از جذابيت داستان های پر رمز و راز جديد (به سبك ”رمز داوينچی“) هم غافل نبوده، تلاش كرده با ارجاع مستقيم و غير مستقيم به آن داستان، چاشنی فيلمش را بيشتر كند.
بخش اول اين فرمول را تبريزی از فيلم ”آتش بس“ تهمينه ميلانی گرفته است. او گمان كرده كه با تكرار يا تقليد مشاجراتی از نوع ”آتش بس“ می توان تماشاگران را به خنده آورد و جذب كرد. غافل از اين كه طنز واقع گرايانه نهفته در فيلم تهمينه ميلانی، عامل موفقيت آن بود. من قبلاَ نظرم را در مورد كم و كيف ”آتش بس“ ابراز كرده ام. آن فيلم عليرغم ضعف های اساسی اش، از ديالوگ های موثری برخوردار بود كه به راحتی باعث هم ذات پنداری تماشاگران با شخصيت های اصلی داستان می شد. اما ”هميشه پای يك زن در ميان است“ اصلا در اين كار موفق نيست. تا آنجايی كه من حساب كردم در طول فيلم، تماشاگران فقط سه بار بلند می خندند كه دو بار آن، كاملا خنده ای مردانه به ناتوانی مريم و همينطور به رفتار زنانه يك مرد همجنس گراست.
بخش دوم فرمول تبريزی، يعنی مهران مديری هم نتوانسته كاری برای فيلم بكند. حضور مهران مديری در سريال های تلويزيونی كه خود كارگردانی می كند، و بر اساس فيلمنامه هايی كه خود به شكل موثری آنها را دستكاری می كند، حتی بدون اين كه نيازی به حرف زدن داشته باشد تماشاگر را به خنده وا می دارد. اما در فيلم تبريزی، ما با يك مديری نامأنوس روبرو هستيم كه به زور تيپ سازی عجيب و غريب و انداختن مار به دور گردن و سيگار برگ، می خواهد نظر تماشاگر را به خود جلب كند. تبريزی نقش يك ”ماچو“ی تحول پذير و شكننده را به مهران مديری سپرده است. در سراسر فيلم، حرف های مردسالارانه و ضد زن را از زبان مديری می شنويم. با اين كار، تبريزی با يك تير دو نشان زده است. يكم، آن حرف های كاملاَ جدی كه بازتاب ستمگری عميق و ديرينه عليه زنان است كاريكاتوريزه شده، جنبه جدی و زشت خود را از دست می دهد. دوم، سمپاتی عمومی نسبت به مهران مديری باعث می شود كه تماشاگران نتوانند از شخصيت ”ماچو“ (مردسالار و زن ستيز) احساس نفرت كنند.
بخش سوم فرمول فيلم در سكانس هايی كه آقای مدير كل (با بازی رضا كيانيان) در آن حضور دارد و نيز سكانس ”دادگاه طلاق“ مشاهده می شود. مدير كل كه شكل و شمايلی مذهبی دارد و روی صندلی چرخدار نشسته، نماد دو رويی است. كيانيان نقش خود بر روی صندلی چرخدار را به طور كامل از ”پيتر سلرز“ در فيلم ”دكتر استرنج لاو“ اثر استنلی كوبريك كپی زده است. او مدير كل شركتی است كه مريم در آنجا كار می كند. به محض اين كه مريم از شوهرش طلاق می گيرد، مدير كل به او پيشنهاد صيغه دائم يا موقت می دهد. در اين صحنه، مدير كل را می بينيم كه دستمال گردن بسته است و از روی صندلی چرخدار بلند شده، راه می رود و مرتباَ از كلمات انگليسی استفاده می كند. متوجه شگرد يا ترفند كمال تبريزی شديد؟ عين همان كاری كه در ”مارمولك“ كرده بود. در ”مارمولك“ هم شخصيت آخوند منفی نبود. آخوند همان فرد خوش قلب و زحمتكش و روشن بينی بود كه ”رضا مارمولك“ در بيمارستان با او آشنا شد. شخصيت منفی آن فيلم، دزدی بود كه به جلد يك آخوند رفت و سرانجام متحول شد. البته نفرت مردم از آخوندها آنقدر عميق است كه همه تماشاگران هنگام تماشای ”مارمولك“ به آخوند جماعت می خنديدند و دلشان خنك می شد! همين واقعيت بود كه باعث قطع زود هنگام نمايش عمومی آن فيلم شد. در واقع، اين تماشاگران بودند كه با خنده ها و تصورات خود از خط قرمز عبور كردند، نه كمال تبريزی. در ”هميشه پای يك زن در ميان است“ نيز، ما با افكار و اعمال كثيف و فرصت طلبانه و مردسالارانه يك مدير حزب الهی (كه نظيرش در سطح مقامات درجه اول و دوم جمهوری اسلامی بيشمار پيدا می شود) روبرو نيستيم. بلكه آقای مدير كل، در واقع يك تيپ مدرن و غربی و فكلی است كه برای تامين منافعش به جلد يك آدم مومن مذهبی رفته، احتمالا خود را جانباز هم جا زده است!
لحن انتقادی ضعيف فيلم به معادل بودن شهادت دو زن در دادگاه با يك مرد، نگاه جنسی مردان (از بچه تا پيرمرد) نسبت به زن مطلقه و مسأله صيغه موقت، محدود می شود. شايد در شرايطی كه بخش هايی از هيأت حاكمه و دستگاه روحانيت بر طبل حق مردانه چند همسری و صيغه می كوبند، بعضی ها فيلم كمال تبريزی را يك حركت خلاف جريان قلمداد كنند؛ اما واقعيت جز اين است. فلسفه وجودی اين فيلم، چيز ديگری است. ”هميشه پای يك زن در ميان است“ می خواهد با پنبه سر فمينيسم را ببرد. اين كه دستگاه سانسور جمهوری اسلامی، فيلم تبريزی را مجاز می شمارد، به جوهر ضد فمينيستی آن بر می گردد. بياييد فيلم را از اين زاويه با هم مرور كنيم:
ـ مريم به كلاس زنانه آموزش تيراندازی با كمان می رود و در نخستين تمرينی كه از او می بينيم، دست يك پيرمرد آبدارچی بيگناه را به درخت می دوزد! در طول فيلم متوجه می شويم كه تيراندازی های زنان، نمادی از حملات و ستيزه جويی های آنان عليه مردان است.
ـ زنان از تيرهای مخصوصی عليه شخصيت های مختلف مرد استفاده می كنند كه باعث فراموشی (يا به قول خودشان آلزايمر) مردان می شود و همه بلاهايی كه زنان به سرشان آورده اند را از ياد می برند.
ـ برای به تسليم واداشتن اميد (شخصيت اصلی مرد)، همه زنان جامعه از قشرهای گوناگون (منجمله كسانی كه آنقدر نفوذ و قدرت سياسی و اقتصادی دارند كه برای خود بزرگراه می خرند!) متحد می شوند و هر بلايی بگوييد به سرش می آورند. اين وجه از داستان فيلم، واقعاَ بيان هراس عميق مردانه از همبستگی زنانه است!
ـ در كل ماجرا، ما با چيزی به عنوان ستم جنسيتی، مردسالاری و پدرسالاری روبرو نيستيم بلكه با سوء تفاهم مواجهيم. حتی شخصيت ”ماچو“ (با بازی مديری) نيز در پی ”عشق در نگاه اول“ به زنی دل می بازد و همه جنبه های مردسالارانه خود را رها می كند. حالا ديگر او همه حرف های زن ستيزانه خود را بر عكس كرده، عليه مردان به كار می برد!
ـ پدر و مادر مريم كه مخالف طلاق هستند به عنوان الگوی روابط زناشويی مثبت معرفی می شوند. جالب اينجاست كه مادر مريم، بيشتر از پدر برای اميد دل می سوزاند و رفتار دخترش را نقد می كند!
ـ در بخش جمعبندی پايانی فيلم، وقتی كه آشكار می شود پشت همه بلاهايی كه به سر اميد می آيد شخصيت های زنی كه مريم در سر پرورانده قرار دارند، اين جمله را می شنويم: علت اين كه زنان همه اين كارها را انجام می دهند اينست كه بفهميم ما را دوست دارند! اين لب كلام كمال تبريزی در توصيف فمينيسم و مقاومت و عكس العمل زنان نسبت به ستم جنسيتی است. در تفكر مردانه و مردسالارانه حاكم بر فيلم، تضاد و ستمی عميق در كار نيست. بلكه درگيری های اجتناب پذير و كج فهمی ها و سوء تفاهم های طرفين است كه باعث دردسر می شود. البته كمال تبريزی لطف كرده، بخشی از بار اين كج فهمی ها و سوء تفاهم ها را به دوش مردان می گذارد.
ـ اما مضحك ترين بخش فيلم آنجاست كه كمال تبريزی خواسته ژست راديكال بگيرد و جهت گيری سياسی اش را هم مشخص كند. در اين بخش، اميد را می بينيم كه سرانجام رمز و راز بلاها و تيرهای غيبی را گشوده، با زنی كه مربی تيراندازی مريم است در محل آموزشگاه به گفت و گوی منطقی می پردازد. بر ديوار آموزشگاه تصاوير بزرگی از زنان مشهور آويخته است. در اين ميان فروغ فرخزاد، اينديرا گاندی و معصومه ابتكار را هم می بينيم!! اين دركی است كه كمال تبريزی از حركت و همبستگی زنان دارد؛ و البته اين همان دركی است كه امثال كمال تبريزی می خواهند در جامعه رواج دهند. حرفشان برای زنان اينست كه اولاَ دچار سوء تفاهم نشويد؛ ثانياَ ما شما را درك می كنيم و می دانيم كه اين حمله ها و بهانه جويی ها و تيراندازی های شما برای اينست كه اثبات كنيد دوستمان داريد؛ ثالثاَ حتی اگر طرفدار فروغ فرخزاد و آزادگی های او هستيد بدانيد كه در كنار زنان حكومتی جای داريد؛ پس می توانيد و می بايد از طريق آنان به همين نظام اميد ببنديد و متكی شويد.
و بالاخره اين كه، در ”هميشه پای يك زن در ميان است“ با زنان بسياری روبرو می شويم اما مثل اكثر آثار هنری رسمی و ”خودی“ جمهوری اسلامی، در اينجا نيز مثل هميشه پای يك ايدئولوژی و نگرش مردسالارانه در ميان است.
محمود مقدم - ساخت اثري همچون "هميشه پاي يک زن در ميان است" از کارگرداني که داعيه ي استادي مي کند و خود را تافته اي جدا بافته مي داند، کسي که قرار است عنوان برترين کارگردان کمدي ساز سي سال اخير کشور را با خود به همراه داشته باشد بسيار ناميد کننده بود. فيلمي که هيچ نکته ي مثبت قابل ذکري از خود ارائه نمي کند. فيلمنامه ي ضعيف و به هم ريخته، بازي هاي تکراري و خسته کننده و کارگرداني بي نبوغ، همه همه انگشت اتهام را بسوي عوامل توليد فيلم نشانه مي برد. بي شک بزرگترين ايراد "هميشه ... " در فيلمنامه آن است، فيلمنامه ي که اساسا نمي داند چه چيزي را قرار است روايت کند و چه ظرافت ها و پيچيدگي هايي را در خود بگنجاند، اصلا مخاطب بايد حول کدام خط داستاني با شخصيت ها همراه شود. هيچ يک از اين موارد که بايد از بديهيات يک فيلمنامه باشد در نوشته ي مقصودي وجود ندارد و اين بزرگترين ضربه براي هر اثر سينمايي به همراه مي آورد.
عنوان بندي ابتدايي فيلم نويد بخش اثري دلنشين است، حتي سکانس هاي ابتدايي فيلم که صرف معرفي شخصيت ها مي گردد نيز قابل قبول و بعضا موفق حاصل شده ولي هرچه در عمق داستان بيش تر پيش مي رويم، بيشتر با فيلمي معمولي و آشکارا نامنسجم رو برو مي شويم. عدم انسجامي که تبريزي و بازيگرانش خود را با آن هماهنگ مي کنند و ذره اي تلاش در جهت بهبود پايه هاي اثرشان نمي کنند که سرانجامش پاياني شتاب زده و بي منطق است که در حقيقت تير خلاصي از سوي تبريزي است براي حذف اثرش از خاطرات سينمايي تماشاگراني واقع بين و سخت گير!
از بازي هاي فيلم چه مي شود گفت!؟ جز اينکه گلشيفته فراهاني شخصيت کليشه شده ي خود را در فيلم دوباره تکرار مي کند، يا وکيل زن ستيز فيلم (مهران مديري) که از تصوير شناخته شده ي او در برنامه هاي شبانه سيما به عاريه گرفته شده است و از همه تلخ تر به هدر رفتن توانايي هاي هنري رضا کيانيان در قالب شخصيتي تکراري و کم مايه.
از همه اينها بگذريم، اصلا نقش کمال تبريزي در فيلم چه بوده، چه نبوغ و خلاقيت خاصي در اين اثر ارائه کرده است. اگر افکت هاي صوتي بجايش - را به عنوان ايده اي موفق- کنار بگذاريم، ديگر چه کار درخور و قابل تحسيني انجام داده است. هرگز يادم نمي رود حضور مغرورانه ي آقاي تبريزي در جمع دانشگاهي مان که باد در قبقبه کرده و رو به جمع کثيري از دوستداران سينما، چه توصيفاتي در وصف اثر اينک آشکارا ضعيفش بيان مي نمود و به همه، ملودرامي، اجتماعي و موفق را نويد مي داد.
با وجود اينها بايد پذيرفت که تبريزي کارگرداني موفق و مردمي است که توانسته با کارنامه ي قابل ستايشش جايگاه مناسبي در سينماي ايران و در نزد مخاطبان آن بدست آورد کسي که با "گاهي به آسمان نگاه کن" يکي از بياد ماندني ترن و پرمحتوا ترين فيلم هاي چند سال اخير را عرضه کرد. هر کارگرداني مطمئنا در کارنامه هنري خود فراز و نشيب بسيار دارد ولي پذيرش اين شکست ها است که هنرمندي را شايسته و قابل تقدير مي کند. بايد دانست که صرف فروش بالاي يک فيلم نمي توان عنوان اثري موفق را، براي آن در نظر گرفت. عنواني که براي "هميشه پاي يک زن در ميان است" بسيار بسيار دور از ذهن و انصاف است.
شخصیت پردازی فیلم ، فیلم نامه را نجات داده است . انتخاب بازیگران همه به جز خود حبیب رضایی که یکی از بهترین خبره های این کار است ، عالی است . کارگردانی خوب و در مواردی عالی ، رضا کیانیان و مهران مدیری یکی از ماندگارترین نقش های تاریخ سینمای ایران را رقم زده اند، بخصوص کیانیان که در نماهایی فراتر از سینمای ایران ظاهر شده و بازی او قابل مقایسه با رابرت دنیرو و آل پاچینو ست ، مهران مدیری نیز در نقشی متفاوت ظاهر شده است و همه ی دیالوگ هایش آدم را به خنده وامی دارد ، صبا کمالی هم نقشش را خوب و فراتر از حد انتظار ، بازی کرده است ، گلشیفته فراهانی هم مثل همیشه است ،
بازی بقیه ی بازیگران نیز قابل قبول است . با وجود این که حبیب رضایی سعی خود را کرده است ولی اصلاً با این نقش نامأنوس است و به نوعی نقش را خراب کرده است ، گریم عالی ، فیلم برداری خوب ولی تدوین متوسط است و می توانست بهتر باشد بخصوص در پایان بندی . نور خوب ، موسیقی چندان در فیلم تأثیر گذار نیست و نمی توان به درستی در مورد آن اظهار نظر کرد . صدا ی فیلم هم خوب است .
در مجموع در حد سینمای ایران فیلم خوبی است و فروش عالی آن نیز آنرا ثابت کرد ولی نمی دانم این فیلم مرا با سینمای ایران آشتی داد یا نه؟
از دیالوگ های فیلم :
زن مثل ماره ، اگه بهش توجه بکنی نیشت می زنه
زن مثل اورانیم غنی شده است ، توجه ت هم به اون مثل الکترونه ، وقتی الکترون آزاد بخوره به اورانیم غنی شده ، چی می شه ؟ جنگ هسته ای!!!
نقد "همیشه پای ..." در سینما صدا + 4 پوستر
این متن رو دوست خوبم پرستو جون نوشته که ازش تشکر میکنم.
نمی دونم تا حالا برنامه سینما صدا رو از رادیو گفتگو گوش کردین یانه اگر شنیده باشین می دونین که انتقادیه مبسوط.
این هفته راجع به همیشه پای یک زن درمیان است صحبت می کردن.
فرزاد حسنی بود و کمال تبریزی و امیر قادری.
خدا رو شکر آقای پوریا تشریف نداشتن چون دیگه فحشی نمی موند که نثار کمال تبریزی نشه. چون من خودم برنامه رو گوش نکردم و ضبط شد شنیدم اطلاعاتم خیلی کامل نیست چون از اول اول برنامه ضبط نشده بود اما خب حدود ۱ ساعت ۱ساعت و نیم رو گوش دادم. از اونجایی که شروع شد بحث سر فروش فیلم و تأثیر مهران مدیری روی فروش فیلم بودکه فرزاد حسنی و امیر قادری شدیدا تاکید داشتن که مهران عامل مؤثری برای فروش فیلم بوده ولی کمال تبریزی مخالف بود.
و می گفت: بازیگر چهره بدون حضور عوامل مؤثر در فیلم باعث فروش نمی شه (البته حرف منطقیه ولی خب نمی شه تأثیر مهرانو بر فروش میلیاردی نادیده گرفت.)
تبریزی: شما تا حالا فیلم ندیدین مهران مدیری توش بازی کنه و نفروشه ؟؟
بعد فرزاد باقاطعیت گفت : نه مثلاْ چی ؟
تبریزی: مثلاْ دیدار کار آقای هنرمند
فرزاد حسنی و امیر قادری: خب اون فیلم که مدت ها توقیف شده بود بعد هم بد موقعی اکران شد و ...
تبریزی: من میگم اگه فیلم، فيلمنامه خوبي نداشته باشه، كار گرداني درستي نداشته باشه و ديگر عوامل خوب نباشن بازيگر چهره نمي تونه كاري بكنه.
(و فيلم هايي رو مثال زد كه گلزار و امين حيايي توش حضور داشتن و نفروخته)
فرزاد: ولي شما موقعي از مديري استفاده كردين كه مرد هزار چهره اش تازه پخش شده بود و مردم خيلي تحت تأثيرش بودن در واقع اون موقع فصل مديري بود.
(بچه ها بذارين يه چيزي بگم اين بيچاره ها (فرزاد حسني و امير قادري ) هر انتقاد درست يا نادرست و منطقي يا غير منطقي مي كردن كمال تبريزي سريعاً تكذيب مي كرد طوري كه فرزاد باخنده به امير قادري گفت: امير جان تا سخنوراني مثل آقاي تبريزي و آقاي داوودنژاد هستن يه بله نمي توني ازشون بگيري.)
(امير قادري هم يادمه گفت كه با يه ذهنيت خيلي خوب بعد از ديدن چند تا فيلم بد رفته سينما و رفته كه كلي حال كنه و با ديدن اون تابلوي ما براي فصل كردن آمديم روي ديوار انتظار قهقهه داشته ولي به مقصودش نرسيده.)
بعد يه ارتباط تلفني داشتن با محسن علي اكبري (تهيه كننده) كه اون هم كلي به وزارت ارشاد به خاطر ندادن مجوز اكران فحش داد بد هم فحش داد و كلي از فيلم دفاع كرد راستي يه چيز جالب كمال تبريزي گفت كه پيشنهاد بازي مهران از طرف آقاي علي اكبري داده شد و بلافاصله هم ما قبول كرديم چون نقش واقعاً بهش ميومد ودليل اينكه ما خودمون مهران رو پيشنهاد نكرديم اين بود كه تصور مي كرديم دستمزد خيلي زيادي رو طلب كنه!!
بعد يه ارتباط تلفني ديگه داشتن با رضا مقصودي (نويسنده فيلمنامه اوليه)
از اول تا آخر مكالمه با ابن آقا ايشون داشتن به شدت هر چه تمام تر از خودشون و فيلم نامه شون تعريف و تمجيد مي كردن طوري كه خيلي باصراحت گفت: من فيلم رو دوست نداشتم چون فيلمنامه خوبي نداشت فيلمنامه من فيلمنامه خوبي بود ولي اون متني كه ساخته شده متن من نبوده.
كه همون لحظه كمال تبريزي گفت كه قرار بوده اول فيلمنامه ايشون ساخته بشه ولي دقيقاً شب قبل از كليد خوردن كار بهش زنگ مي زنن و مي گن كار تعطيله و متنها از هم گسيخته است و از اين حرفا.
و كمال تبريزي هم كه اصرار داشته فيلم رو بسازه متنها رو مي ده به نغمه ثميني كه تغييراتي درش بده و قصه كلاً عوض مي شه.
اين يارو رضا مقصودي اينقدر متكبرانه از خودش تعريف كرد كه بعد از اينكه ارتباط قطع شد امير قادري به كنايه و باخنده گفت: خيلي ممنون از آقاي مقصودي كه خيلي اطلاعات خوبي رو به ما دادن و فرزاد ادامه داد: و ما رو مقصود رسوندن.
اينقدر برنامه شلوغ پلوغ بود كه اگه يه نفر اتفاقي راديو رو روشن مي كرد دچار ديوانگي موقت مي شد.
تصور كنيد كمال تبريزي و فرزاد و امير قادري هر سه تا با هم به حالت فرياد با هم حرف مي زدن. (ميكروفن تركيد!!!)
ولي يه چيزي خيلي جالب بود اينكه خيلي تاكيد داشتن كه حبيب رضايي به درد اين نقش نمي خورده فرزاد گفت حبيب توي كلاساي بازيگري امين تارخ همكلاس من بود و از معدود باسواداي سينماي ايرانه و ... من نمي خوام خاطرات خوشم از بازيش توي آژانس و ... خراب بشه. ولي كمال تبريزي اعتقاد داشت كه اگه حبيب به درد نقش نمي خورد توي جشنواره كانديدا نمي شد و باگفتن اين جمله از تبريزي صداي بلند چه ربطي داره؟؟ از اطرافيان شنيده شد كه جوابي هم براش وجود نداشت. ولي به هيچ عنوان از بازي بد مهران صحبت نشد (برعكس نقد هاي ديگه!!)
و يه انتقادهايي كردن كه كمال تبريزي مي گفت كه سر گاهي به آسمان نگاه كن هم همين ها رو به من مي گفتن كه فيلم نامه منسجم نبوده (آخه گاهي به آسمان نگاه كن هم انتقاد داره؟؟ من نمي فهمم اين منتقدهاي ما چي مي خوان اين قضيه، قضيه اينه كه مهران مي گفت نقد منفي هم درمورد هملت شكسپير خوندم.)
ولي فرزاد به كمال تبريزي گفت كه شما خيلي خوب حرف مي زنيد و خيلي دلم مي خواد يه برنامه سينمايي با هم اجرا كنيم.
و يه تيكه ديگه هم گفتن كه اون سكانسي كه كيانيان با گلي توي اتاق بودن كليشه اشاره به رياكاري كارهاي قبلي كمال تبريزي است و مثل حاتمي كيا كه توي به نام پدر به داشته هاي قبلي اش اكتفا كرده كمال هم خواسته همين كار رو بكنه !!
اما كمال تبريزي يه حرف قشنگ زد به امير قادري گفت: تو همه فيلماي منو ديدي به من بگو كدوم يكيشون شبيه قبلي بوده؟؟ و امير قادري هم با صراحت گفت : شما از جمله كارگردانايي هستين كه خيلي متفاوت و متنوع كار مي كنين.
راستي يه انتقاد مسخره كه هر جفتشون به خصوص امير قادري داشتن اين كه فروش زياد فيلم دليل بر اين نيست كه مخاطب فيلمو دوست داشته يا بعداً مي تونه دوست داشته باشه و فيلم مسخره اي مثل عروس خوش قدم رو مثال زد و كمال تبريزي هم برگشت گفت: نصف فروش فيلم به خاطر كسايي بوده كه براي بار چندم رفتن فيلمو ديدن و من از اين قضيه اطلاع دارم. و گفت كه توي سايت سينماي ما هم رفته و از نظرسنجي ها و ستاره ها و همه چي هم اطلاع داره گفت كه حتي كامنت هاي مردم رو هم خونده در اين لحظه امير قادري هیچی نتونست بگه.
خلاصه قصه اين بود كه خيلي از فيلم بدشون نيومده بود ولي خب انتظار بيشتري داشتن.
همين.
معذرت مي خوام اگه دير نوشتم يا اگه خيلي با جزئيات عمل نكردم بضاعت حافظه ام در همين حد بود.
پوستر از سحر




نظر پوریا پورسرخ در مورد مهران مدیری! + چند عکس جالب
پوريا پور سرخ: من از طرفداراي پروپا قرص مهران مديري هستم و وقتي كه اون مثلا در دايره زنگي از شخصيت خودش دور ميشه من دنبال همون شخصيت هميشگي مي گردم و اونو دوست دارم.
شايد سليقه ي من اينطور شده
منبع: مجله زندگي ايده آل
با تشکر از پگاه برای ارسال این مطلب.



گزارشی از اکران خصوصی "همیشه پای..." + پوستری زیبا
گزارشي از اكران خصوصي «هميشه پاي يك زن در ميان است»
(با کمی تاخیر!)
اکران خصوصی فیلم همیشه پای یک زن در روز یک شنبه 30 تیر در کاخ سعد آباد با حضور جمعی از هنرمندان به نمایش در آمد .
در این مراسم که از ساعت 7:30 شب شروع شد و تا 12 نیمه شب ادامه داشت، هنرمندانی چون : حامد کمیلی، نیما شاهرخ شاهی، دانیال عبادی، سروش صحت، مریم کاویانی، شبنم قلی خانی، سیروس الوند، مازیار میری، محمد شیری، نریمان، نیما مسیحا و ... حضور داشتند.
در ابتدای این مراسم خوانندگانی چون : نریمان ، نیما مسیحا ، کهکشان هر کدام به روی صحنه رفتند و قطعه ای زیبا را اجرا کردند .
نریمان اول در گذشت خسرو شکیبایی را یاد آور شد و بعد ، از نسبت دورش با زنده یاد شکیبایی گفت و پس از آن قطعه ای زیبا را تقدیم آن مرحوم کرد .
پس از اجرای خوانندگان ، فیلم همیشه پای یک زن در میان است ساخته کمال تبریزی به نمایش در امد. به علت ازدیاد جمعیت عده ای به نا چار ایستاده فیلم را دنبال می کردند.
پس از فیلم مجری مراسم از گلشیفته فراهانی دعوت کرد که به روی سن بیایند ، اما او در سالن حضور نداشت و همسرش هم سالن را ترک کرده بود . در ابتدای مراسم مجری از احتمال آمدن هنرمندانی چون: گلشیفته فراهانی، رضا کیانیان، مهران مدیری و حبیب رضایی خبر داده بود که متاسفانه هیچ یک به این مراسم نرسیده بودند.
در آخر مستندی درباره ی خسرو شکیبایی به نمایش در آمد و حضار را تحت تاثیر قرار داد .
عکسهایی از مراسم:








پوستری زیبا از سحر

"همیشه پای یک زن در میان است" در آستانه فروش میلیاردی + نقدی بر فیلم "همیشه ..."
"همیشه پای یک زن در میان است" در آستانه فروش میلیاردی
خبرگزاری مهر - آغاز متوسط "خاک سرد"، رشد فروش "ریسمان باز" و "فرزند خاک" و "همیشه پای یک زن در میان است" در آستانه فروش یک میلیاردی از مهمترین نکات فروش فیلمهای اکران تهران در هفته دوم شهریورماه 87 هستند.
به گزارش خبرنگار مهر، "خاک سرد" سومین ساخته رضا سبحانی پس از "زیستن" و "آفتاب پشت برف" است که به واقعه زلزله شهر بم میپردازد. یوسف، همسر پا با ماه و پسرش اسماعیل در دل کویر زندگی میکنند و زلزله بم آنها را از هم جدا میکند. در این فیلم محمدرضا فروتن، رضا آشتیانی، هیلا اکرانی، ارسلان قاسمی و رضا آشتیانی به ایفای نقش میپردازند.
این فیلم در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و از دیگر عوامل آن میتوان به یزدان عشیری و سبحانی نویسنده، رضا آشتیانی مدیر تولید، شهریار اسدی مدیر فیلمبرداری، حمید مهیندوست طراح گریم، سبحانی تدوینگر، بهمن اردلان صدابردار، عماد اسری مجری طرح و مهرشاد کارخانی عکاس اشاره کرد.
آغاز متوسط "خاک سرد"
"خاک سرد" از چهارشنبه ششم شهریور در گروه سینمایی آفریقا اکران شد و پس از 5 روز نمایش در چهار سینما 000/800/4 تومان فروش کرده است. فروش روزانه فیلم یکشنبه دهم شهریور 000/800 تومان بوده که با توجه به تعداد کم سینماها و نبود تبلیغ و اطلاعرسانی میتواند آغازی متوسط محسوب شود.
"ریسمان باز" دومین فیلم مهرشاد کارخانی عکاس سینمای ایران پس از "گناه من" است. فیلم روایتگر قصه دو دوست است که 24 ساعت مهلت دارند یک گاو را از پائین شهر به شمال شهر برسانند.
فیلمنامه را کارخانی و بابک پناهی به طور مشترک نوشتهاند و پژمان بازغی، بابک حمیدیان، نرگس محمدی و کرامت رودساز در آن بازی کردهاند. "ریسمان باز" در بخش میهمان بیست و ششمین جشنواره بینالمللی فجر به نمایش درآمد و با چند نمایش محدود توانست مورد توجه قرار بگیرد.
این فیلم از چهارشنبه سیام مرداد در گروه سینمایی آزاد اکران شد و پس از 12 روز نمایش در هفت سینما 000/200/19 تومان فروش داشته است. فروش روزانه فیلم یکشنبه دهم شهریور 000/300/1 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/400 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
"حقیقت گمشده" دومین فیلم محمد احمدی پس از "شاعر زبالهها" است. این فیلم بر اساس فیلمنامه محمود غلامی و خطیبی در قالب سه داستان موازی نگاهی به زندگی سه خانواده دارد که تقدیر باعث ارتباط بین آنها میشود. حمید فرخنژاد، پریوش نظریه، حبیب دهقاننسب، احمد مهرانفر، ستاره چالاکی و مریم رهبری بازیگران این فیلم هستند.
حسین صابری تهیهکنندگی "حقیقت گمشده" را بر عهده دارد که در بخش میهمان بیست و ششمین جشنواره بینالمللی فجر به نمایش درآمد. این فیلم از چهارشنبه سیام مرداد در گروه سینمایی آزاد اکران شده و پس از 12 روز نمایش در هشت سینما 000/300/18 تومان فروش داشته است. فروش روزانه فیلم یکشنبه دهم شهریور 000/100/1 بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/700 تومان افت فروش روزانه داشته است.
"فرزند خاک" سومین فیلم محمدعلی باشهآهنگر پس از "نیمه گمشده" و "نبات داغ" است. این فیلم از تولیدات سازمان توسعه سینمایی سوره حوزه هنری است و داستان زنی به مینا را روایت میکند که برای بازگرداندن جسد شوهرش که در خاک عراق تبدیل به یک امامزاده شده، پای در راه سفر میگذارد. مهتاب نصیرپور، شبنم مقدمی، حمید ابراهیمی، قاسم زارع، حسین آهنگر و ... از بازیگران فیلم هستند.
"فرزند خاک" بر اساس فیلمنامهای از محمدرضا گوهری ساخته شده و از آثار تحسینشده بیست و ششمین جشنواره فجر بود که موفق به دریافت سیمرغ زرین نگاه ملی و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد. سیمرغ بلورین فیلمنامه بخش معناگرا سینمای بینالملل و لوح تقدیر مسابقه راه انبیا دیگر جوایز این فیلم است.
این فیلم از چهارشنبه 16 مردادماه در گروه سینمایی استقلال اکران شد و پس از 27 روز نمایش در هفت سینما 000/700/52 تومان فروش داشته است. فروش روزانه فیلم یکشنبه دهم شهریور 000/600/1 بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/200 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
"پرچمهای قلعه کاوه" نخستین فیلم محمد نوریزاد است که پس از نمایش در بیست و ششمین جشنواره فجر و دریافت جایزه بهترین جلوههای ویژه به اکران عمومی درآمده است. این فیلم یک اثر تاریخی درباره ایران باستان است که در آن بازیگرانی چون محمد صادقی، داود رشیدی، رضا صفاییپور، بهزاد فراهانی، شهاب حسینی و ... حضور دارند.
این فیلم از چهارشنبه 16 مردادماه در گروه سینمایی آزادی اکران شد و پس از 27 روز نمایش در سه سینما 000/800/4 تومان فروش داشته است. فروش روزانه فیلم یکشنبه دهم شهریور 000/130 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/90 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
"مینای شهر خاموش" سومین فیلم امیرشهاب رضویان و داستان بازگشت دکتر بهمن پارسا بعد از 33 سال از آلمان به ایران است. او با یکی از دوستان قدیمی پدرش و رانندهای جوان به زادگاهش بم میرود و در طول سفر برای او و همراهانش اتفاقهایی میافتد.
در این فیلم که در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر توانست چند جایزه و نامزدی را از آن خود کند، آرمین هوفمان، محمد فرخمنش و رضویان فیلمنامهنویسان، داریوش عیاری، محمدرضا سکوت و کلاوس بوس دسانتس مدیران فیلمبرداری و عزتالله انتظامی، شهباز نوشیر، صابر ابر و مهران رجبی بازیگر هستند.
"همیشه پای یک زن ..." در آستانه فروش یک میلیاردی
"مینای شهر خاموش" از چهارشنبه 16 مردادماه در گروه سینمایی آزاد اکران شد و پس از 27 روز نمایش در چهار سینما 000/400/47 تومان فروش داشته است. فروش روزانه فیلم یکشنبه دهم شهریور 000/100/1 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/200 تومان افت فروش روزانه داشته است.
"سربلند" نخستین تجربه کارگردانی سعید تهرانی در سینماست که تاکنون بیشتر در کسوت بازیگر در فیلمها و مجموعهها حضور داشته است. تهرانی، ابوالفضل پورعرب، سروش صحت، عسل بدیعی و ثریا قاسمی بازیگران فیلم هستند که داستان جوانی به نام علی است که با رضا آشنا میشود. این دو به مریم علاقمندند، اما وقتی علی متوجه علاقه رضا میشود از مادرش میخواهد برای او به خواستگاری برود.
فیلم "سربلند" از چهارشنبه 16 مردادماه در گروه سینمایی آزاد اکران شد و پس از 27 روز نمایش در 10 سینما 000/100/44تومان فروش داشته است. فروش روزانه فیلم یکشنبه دهم شهریور 000/600/1 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/500 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
"همیشه پای یک زن در میان است" یازدهمین فیلم کمال تبریزی بر اساس فیلمنامه رضا مقصودی و نغمه ثمینی ساخته شده که برداشتی آزاد از مجموعه داستان کوتاه "غیر قابل چاپ" سیدمهدی شجاعی است.
داستان فیلم درباره رابطه یک زوج جوان است که به بنبست طلاق رسیده و پس از جدایی تجربههایی خاص را از سر میگذرانند. مهران مدیری، رضا کیانیان، گلشیفته فراهانی، حبیب رضایی، آهو خردمند، شبنم مقدمی، صبا کمالی، سیاوش چراغیپور و ... بازیگران اصلی این فیلم هستند.
این فیلم در بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد و گلشیفته فراهانی و حبیب رضایی برای بهترین بازیگر زن و مرد و مهران مدیری و سیاوش چراغیپور برای بهترین بازیگر مرد مکمل نامزد بودند که در نهایت به عنوان فیلم برگزیده تماشاگران اکتفا کرد.
"همیشه ..." از چهارشنبه نهم مرداد در گروه سینمایی قدس اکران شد و پس از 31 روز نمایش 24 سینما 000/300/780 تومان فروش کرده است. فروش روزانه فیلم یکشنبه دهم شهریور 000/200/12 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/500 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
"دیوار" یازدهمین فیلم محمدعلی طالبی و داستان تلاش دختری به نام ستاره است که میخواهد حرفه پدرش را که در دیوار مرگ یک شهربازی موتورسواری میکرده، پس از مرگ او ادامه دهد. گلشیفته فراهانی، مهرداد صدیقیان، آزیتا حاجیان، محمد کاسبی، معصومه میرحسینی و منوچهر آذری بازیگران فیلم هستند.
طالبی و شیرین بینا فیلمنامهنویسان، حسین جعفریان مدیر فیلمبرداری، بهمن اردلان صدابردار، عبدالله اسکندری طراح چهره پردازی، محسن آهنگری طراح صحنه و لباس، محمد علینقی کنی مدیر تولید، میترا محاسنی عکاس و هارون یشایایی تهیهکننده "دیوار" هستند.
"دیوار" در بخش مسابقه بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و از چهارشنبه دوم مردادماه در گروه سینمایی آفریقا اکران شد و پس از 42 روز نمایش در هفت سینما 000/300/128 تومان فروش داشته است. فروش روزانه این فیلم یکشنبه دهم شهریور 000/900 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/200 تومان افت فروش روزانه داشته است.
"10 رقمی" ششمین فیلم همایون اسعدیان به تهیهکنندگی منوچهر محمدی بر اساس فیلمنامه علیرضا محمودی است. داستان فیلم درباره دزدی خردهپا و بدشانس است که ناخواسته درگیر سرقت از موزه فرش میشود. جواد رضویان، بهاره رهنما، بهنوش بختیاری، رضا فیض نوروزی، فریده سپاهمنصور، اصغر نقیزاده، جلال طباطبایی و مهران رجبی بازیگران فیلم هستند.
از دیگر عوامل تولید میتوان به شهریار اسدی تصویربردار، داریوش صادقپور صدابردار، مشکین مهرگان طراح صحنه و لباس، پیمان جعفری مدیر تولید، مهرداد میرکیانی طراح چهره پردازی، مریم هژیروند دستیار کارگردان، نفیسه ذاکری منشی صحنه و مهدی دلخواسته عکاس اشاره کرد.
"10 رقمی" از چهارشنبه 12 تیرماه در گروه سینمایی عصر جدید اکران شد و پس از 61 روز نمایش در 10 سینما 000/300/517 تومان فروش کرده است. فروش روزانه فیلم یکشنبه دهم شهریور 000/100/2 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/100 تومان افت فروش روزانه داشته است.
رشد فروش "فرزند خاک"
تریلر جنایی "کوکب سیاه" ساخته برایان دیپالما محصول 2006 آمریکا و آلمان است. این فیلم 121 دقیقهای شرایط زندگی دو پلیس را در دهه 1940 روایت میکند که در مورد قتل فجیع الیزابت شورت بازیگر تازهکار مشغول تحقیق هستند. نقش این دو پلیس را جاش هارتنت و آرون اکهارت بازی میکنند و اسکارلت جوهانسن و هیلاری سوانک دیگر بازیگران فیلم هستند.
"کوکب سیاه" فیلم افتتاحیه شصت و سومین جشنواره فیلم ونیز بود. این فیلم که بر مبنای ماجرایی واقعی ساخته شده، با بودجهای در حدود 50 میلیون دلار ساخته شد و فروش جهانی آن نیز تقریبا در این حد بود. "کوکب سیاه" بر خلاف انتظار با واکنش منفی بیشتر منتقدان مواجه شد. در وبسایت سینمایی معروف Rotten Tomatoes تنها 35 درصد نقدهای نوشته شده بر فیلم مثبت بود.
این فیلم در بخش نمایشهای ویژه آثار داستانی بیست و ششمین جشنواره بینالمللی فجر به نمایش درآمد و از چهارشنبه دوم مرداد به صورت تک سانس اکران شده و پس از 31 روز نمایش 000/600/4 تومان فروش کرده است.
سرگردان ميان فانتزي و واقع گرایی
حمیدرضا امیدی سرور - در سينمايي كه اغلب كمديهايش را آثاري نازل و فاقد ظرافت تشكيل ميدهند و هنوز به سبك دهه40، افتادن آدمها در حوض، قرار است خنده بر لب تماشاگر بياورد حضور فيلمسازي چون كمال تبريزي را بايد غنيمت دانست.
تبريزي از معدود كارگردانان سينماي ايران است كه نشان داده از قريحه طنز برخوردار است و با قواعد اين ژانر آشناست.در واقع او به جاي اينكه كهن الگوهاي سينماي فارسي در زمينه طنز را كه ريشههايش را بايد در تئاتر روحوضي جستوجو كرد، مبنا قرار دهد، كوشيده تا به قواعد ژانر وفادار باشد؛ نكتهاي كه در سينماي ژانرگريز ايران كه بيشتر گرايش به ملغمهسازي دارد، اتفاق قابل توجهي است. تبريزي اما فيلمساز بازيگوشي هم هست و گاهي كوششاش براي تجربههاي تازه به آثاري آشفته ميانجامد مثل «گاهي به آسمان نگاه كن» و همين «هميشه پاي يك زن در ميان است».
«هميشه پاي يك زن در ميان است» اگرچه در مقام قياس با بسياري از كمديهايي كه در اين سالها ساخته شدهاند،كاري موجهتر و قابل اعتنا به نظرميرسد اما در مقايسه با ديگر كمديها كمالتبريزي توفيق چنداني براي او محسوب نميشود. فيلم برداشتي آزاد است از مجموعه داستان «غيرقابل چاپ» اثر مهدي شجاعي كه در اينجا نويسندگان فيلمنامه سعي كردهاند با در هم آميختن اين داستانها حول يك محور (اختلاف خانوادگي زوج جوان فيلم) قصهاي واحد بسازند. بنابراين اگرچه در عمل شاهد پروراندن ايدههايي هستيم كه از دل قصههاي مختلف بيرون آمده و حول كشمكش در شخصيت اصلي فيلم ميگردد، اما اين مسئله به گونهاي صورت نگرفته است كه شاهد اثري يكپارچه با روايتي منسجم باشيم.
براين اساس مشخصترين صفت فيلم، خاصه در زمينه عناصر روايي و چگونگي به كارگيري آنها در كنار يكديگر، آشفتگي در روايت آنهاست. آشفتگي روايي فيلم مشكلي است كه به طور مشخص از فيلمنامه آغاز ميشود و به پرداخت سينمايي آن نيز سايه ميافكند، چرا كه كمالتبريزي لااقل در كليات همان سيري را طي كرده كه در ساختمان كلي فيلمنامه ترسيم شده است. تجربه ثابت كرده كمالتبريزي فيلمسازي است كه در فضاهاي واقعي بهتر كار ميكند تا فضاهايي فرا واقعي و يا فانتزي.
از اين جنبه ميتوان هميشه پاي يك زن در ميان است را در كنار فيلم ديگر كارنامه تبريزي« گاهي به آسمان نگاه كن» قرار داد؛ يك اقتباس ادبي آزاد ديگر از او كه براساس رمان معروف مرشد و مارگاريتا (بولگاكف) ساخته شده و تبريزي آشكارا در شكل دادن به فضاهايي فراواقعي براي فيلم با مشكل روبهرو شده و اثري به مراتب آشفتهتر از هميشه پاي يك زن در ميان است ارائه كرده بود، هر چند فيلم از لحظههاي خوبي نيز برخوردار بود كه در فيلم تازه تبريزي هم ديده ميشود. از اين منظر آنچه باعث پهلو زدن اين فيلمها به يكديگر ميشود كليدي بودن از كار درآوردن فضايي فانتزي در اين فيلم و فضايي سورئاليستي در آن فيلم قبلي بود و ناكامي تبريزي در شكل دادن و جا انداختن اين فضاها باعث خنثيشدن بسياري از ايدههاي خوبي بود كه در اين فيلمها ديده ميشود.
به اين ترتيب هميشه پاي يك زن در ميان است، در برگيرنده روايتي چندپاره از ايدههايي فيالنفسه جالب توجه است كه در فيلمنامه به درستي پرورش نيافتهاند و در پرداخت سينمايي نيز فيلمساز نتوانسته سر و شكل درستي به آنها بخشيده و از عدم انسجام آنها بكاهد.
اين در حالي است كه اگرچه در فيلمهايي از اين دست به فراخور مضمون و فرم كار با شخصيتها، رخدادها و در مجموع فضاهايي فراواقعي روبهرو هستيم اما همگي اينها زماني تاثيرگذاري و لطف خود را به دست ميآورند كه در كليت فيلم از شكل پذير شي برخوردار باشند. اما اين نكتهاي است كه ظاهرا هم نويسندگان فيلمنامه و هم كمال تبريزي توجهي بدان نداشتهاند بنابراين در نهايت بخش قابل توجهي از فصول فيلم اگرچه به طور منفرد جذاب به نظر ميرسند اما در عمل فاقد آن كاركردي هستند كه بايد در كليت فيلم از آن برخوردار باشند. اين مسئله نه فقط در مورد پارهاي رخدادها در فيلم بلكه در مورد برخي شخصيتها نيز مصداق پيدا ميكند.
براي نمونه شخصيت وكيل با بازي مهران مديري كه اصولا بايد يكي از جذابيتهاي فيلم محسوب شود، بدل به شخصيتي ناملموس با هيبتي بيربط به فيلم شده است كه پيدرپي جملات قصار درباره جنس زن از او صادر ميشود و متاسفانه مهران مديري با وجود همه تجربهاي كه در اجراي نقشهاي كمدي دارد و به رغم تلاشي كه براي از كار درآوردن اين شخصيت دارد جز هيبتي اغراقآميز و اجرايي كليشهاي عايدي ندارد. بنابراين شوخيهايي كه در ارتباط با اين شخصيت شكل گرفته از لطف و جذابيت كمي برخوردار است.
اين مسئله در مورد برخي اتفاقات به اصطلاح كمدي فيلم نيز در سطحي ديگر ديده ميشود و از آنجايي كه فضاي فيلم ميان فانتزي و واقعيت سرگردان است، تكليف تماشاگر نيز با شوخيهايي از اين دست كه در دل چنين شرايطي شكل گرفتهاند روشن نيست، بنابراين ري اكشنهاي درستي نسبت به آنها نشان نميدهد.
به عنوان نمونه ميتوان به صحنه تيراندازي مريم با كمان اشاره كرد كه ابتدا تماشاگر تصور ميكند او درست به هدف خواهد زد اما بعد ميبيند كه تير او نه تنها به سيبل نميخورد بلكه سرگردان دست پيرمرد آبدارچي را به درخت ميدوزد!
اين صحنه اگرچه با فريب تماشاگر موقعيتي كميك را ميسازد اما در نهايت چون به نتيجهاي فراواقعي ختم ميشود (فرو رفتن تير در دست پيرمرد) فاقد آن تاثيري است كه بايد بر تماشاگر بگذارد و آن را به خنده بيندازد.
به نظر از همين روست كه برخلاف كمديهاي موفق كمالتبريزي، اينبار به هنگام تماشاي فيلم او، صداي خنده چنداني از مخاطبان شنيده نميشود.
البته نميتوان انتظار داشت فيلمي چون هميشه پاي يك زن در ميان است در زمينه خنداندن تماشاگر در حد فيلمي چون مارمولك موفق باشد، چرا كه نه از قصهاي ساده و سر راست همانند آن برخوردار است و نه اينكه سطح و جنس شوخيهاي آن به گونهاي است كه براي همه تماشاگران داراي جذابيت باشد. طبيعي است در چنين شرايطي سازندگان فيلم سعي كنند در كنار شوخيهايي كه براي تماشاگران حرفهاي تدارك ديدهاند، شوخيهايي نيز براي مخاطبان عام داشته باشند. اما متاسفانه همين مسئله كه قرار بوده در بازنويسي فيلمنامه شكل گرفته و در كنار آن از تندوتيزي شوخيهاي سياسي- اجتماعي فيلم نيز بكاهد،خود عاملي در جهت تقويت تشتت در فيلم شده است.
در واقع غير يكدست بودن شوخيهاي فيلم باعث ميشود هر بخش از آن، لطفي براي يك طيف خاص از مخاطبان نداشته باشد. از سوي ديگر به جاي كاستن از شدت شوخيهاي سياسي - اجتماعي فيلم، آنها را الكن ميگذارد. در واقع جز يكي دو مورد پراكنده كمدي كلامي، فيلم نكته قابل توجهي در اين زمينه نيز ندارد. در يك جمعبندي كلي عمده اين شوخيها چون در زمينه درستي به اجرا در نميآيند تماشاگر را هم چندان به وجد نميآورند و گويي تنها در همين حد باقي ميمانند كه تماشاگر در طول فيلم صرفا لبخندي بر لب داشته باشد.
فيلمنامه هميشه پاي يك زن در ميان است از ساختاري معمايي نيز برخوردار است؛ساختاري كه پازلگونه براساس كنار هم قرار گرفتن ماجراهاي فيلم ميخواهد در پايان معمايي را كه تقريبا از پرده دوم فيلم مهمترين انگيزه جلو رفتن فيلم محسوب ميشود را براي امير و همچنين تماشاگران فيلم رمزگشايي كند.
در واقع همين ساخت پازلگونه، كاري است كه نويسندگان فيلمنامه با ايدههايي كه از قصههاي مختلف كتاب برگرفتهاند صورت دادهاند.
امير و به همين تناسب تماشاگر فيلم در نهايت ميخواهند بدانند بالاخره اين پري طلعتپور كه اين همه مشكلات سر راه شخصيت اصلي فيلم گذاشته كيست و سرانجام نيز اگرچه مشخص ميشود پري طلعتپور كسي جز مريم زماني، همسر امير نيست و طي چند فلاشبك نيز به اين رخدادها ارجاع داده ميشود، اما به درستي روشن نميشود كه خب مريم چگونه توانسته است اين حوادث را ترتيب دهد.
در واقع اگر اين ساختار معمايي پازلگونه فاقد تاثيرگذاري از كار درميآيد، از اينرو است كه سازندگان فيلم تنها به نمايش رخدادها بسنده ميكنند بدون آنكه بتوانند تصويري از چگونگي اجراي آن را به نمايش بگذارند. به نظر ميرسد كه در اينجا نيز قرار است همه چيز با برخورداري فيلم از فضايي فانتزي رفع و رجوع شود و مخاطب نيز خيلي ساده از انتظاري كه در طول فيلم براي او شكل گرفته صرفنظر كرده و هيچ گونه كنجكاوي نسبت به چگونگي اجراي نقشههايي كه مريم براي شوهرش تدارك ديده نداشته باشند.
اين مشكل نيز به طور مستقيم و غيرمستقيم بر ميزان حسي كه مخاطب نسبت به آشفتگي فيلم دارد ميافزايد و در نهايت مانع از به بارنشستن تلاش فيلمساز در جهت ارائه يك كمدي متفاوت و نوآورانه مي شود.
کمی درباره کار جدید + 4 عکس از جنگ 77 + پوستر
سلام
از همه ی دوستان بابت دیر آپلود شدن وبلاگ معذرت میخوام.
چند وقتی کامپیوترم خراب بود و ۲ تا سفر هم پیش اومد.
چند تا خبر از کار جدید دارم:
نویسندگی این کار به عهده ی مهراب قاسم خانی، امیرمهدی ژوله و خشایار الونده و پیمان قاسم خانی به دلیل مشغله ی کاری تا این لحظه با گروه همکاری نداشته و به احتمال زیاد تا پایان کار به جمع نویسندگان اضافه نمیشه!
فعلآ اسمی برای کار انتخاب نشده و بازیگرها هم قطعی نشدن، کار داره خیلی آروم جلو میره و گروه هیچ عجله ای نداره.
این کار هم در قالب طنزه و به احتمال زیاد ۱۰ یا ۱۵ سی دیه که بستگی به فیلم نامه داره.
و برخلاف گنج مظفر که قرار بود هر ۱۰ CD به طور همزمان بیرون بیاد، قراره به صورت تکی به بازار بیاد.
و ممکنه تا ۲ ماه دیگه اولین CD بیرون بیاد.
به احتمال ۸۰٪ بعد از پخش VCD های این کار گنج مظفر هم روانه ی بازار میشه!





با تشکر از سحر عزیز برای ارسال پوستر
آدرس جدید!!
یک سال گذشت!!
عکس بیلبورد کنسرت + خرید بلیط + کنسرت مدیری لغو شد
مرد 2 هزار چهره !!! + آغاز پیش تولید کار نوروز 88 + یادداشتی درباره کنسرت مشترک مدیری + 2 عکس جدید
بیلبورد کنسرت آماده شد + 2 پوستر
مجموعه نوروزی شبکه سوم به مدیری رسید + حرف های عجیب ضرغامی + درباره کنسرت یونیسف
نویسندگان سریال مدیری برای عید
عکاسی برای بیلبورد کنسرت آذر ماه (2 عکس جدید)
گزارشی کاملآ متفاوت از شب اول کنسرت یونیسف: دی جی برره و دوستان!!!
گزارشی از شب چهارم کنسرت + عکس های شب آخر + متن ترانه های اجرا شده در کنسرت
گزارشی از شب پنجم کنسرت + عکس های شب چهارم
گزارشی از شب چهارم کنسرت + خبر هایی از کار CD و کاری برای عید
گزارشی از شب سوم کنسرت + عکس های شب دوم کنسرت
گزارشی از شب دوم کنسرت + عکس های شب اول کنسرت
گزارشی از شب اول کنسرت + در مورد کار جدید



