
من ریحانه هستم،متولد سال 68 و از هوادارن مهران مدیری.
این وبلاگ رو هم برای استاد طنز ایران، مهران مدیری و تمام هوادارانشون ساختم،
امیدوارم بتونم اخبار صحیح و کاملی رو از مرد هزار چهره ی کمدی در اختیارتون بذارم.
در ضمن در این جا میتونید عکس های این هنرمند دوست داشتنی رو هم ببینید.
منتظر نظرات، پیشنهادات و انتقاداتتون هستم!
متفرقه
نظر و خاطرات دیگر هنرمندان
ترانه ها
مصاحبه ها
پوستر ها
دیگر سریال ها
دیدار
توکیو بدون توقف
پاورچین
دردسر والدین
نقطه چین
جایزه ی بزرگ
شب های برره
باغ مظفر
همیشه پای یک زن درمیان است
دایره زنگی
مرد هزار چهره
کار جدید
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
»
» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin
قالب وبلاگ: Taktemp
طراح قالب: Iman Abbaspour
طراح بنر: Shadi
خشایار الوند در سینما گلخانه
سلام بچه ها
اول بگم که سه تا مطلب تو پست های قبلی گذاشتم که اونا رو هم از اینجا میتونید بخونید بعد اینکه دیشب سینما گلخانه، خشایار الوند (یکی از نویسنده های مرد ۱۰۰۰ چهره) رو آورده بود. من قسمت های مهمش رو براتون میذارم.
...
- به نظرتون آقای مدیری الان دارن برنامه رو می بینن؟
- والا اول قرار بود آقای مدیری مهمون برنامتون باشه و با شما گپ بزنه، اما به خاطر فشار کار نتونستن و قرعه به نام من افتاد.
- الان پس برنامه مارو نمی بینن؟
- خودتون میدونید که این کارهای روتین همیشه دقیقه ۹۰ ه! الان ایشون یا مشغول ضبطن یا مونتاژ یا ساخت تیتراژ. آقای مدیری خودشون شخصآ به همه سلام رسوندن.
- ما دوبار به اتفاق کارگردانمون خدمت آقای مدیری سر همین سریال رسیدیم.
مردی بی نهایت باصفا، و وسط این کار و هیجان ابراز محبت کردن به ما و لطف داشتن و من مطمئنم موفق میشه این کار.
راستی آقای مدیری چیزی نگفتن که بگین وقتی متوجه شدن میاین اینجا؟
- راستشو بگم؟!
سفارش کردن اول اینکه قضیه ی قصه رو لو نده بعد هم زیادی از فیلم تعریف نکن که توقع بالا بره.
- یه توضیحی درباره ی فیلم اگه میشه بدین.
- گروهمون که چندین ساله خدمت آقای مدیری مشغول کار هستن از نقطه چین.
شکلگیری کار هم به این صورت بود که تهیه کننده اعلام کرد قراره این گروه برای عید کار آماده کنه. بعد نویسنده ها دور هم جمع شدیم و طرح دادیم که این طرح که از یه کتاب اقتباس شده نظر آقای مدیری رو جلب کرد.
- انگار تعداد بازیگر های این مجموعه خیلی زیاده.همشون اصلین؟
- کار یه بازیگر اصلی داره که نقششو آقای مدیری بازی می کنن و بقیه به نوعی مهمانن و بستگی به نقش چند قسمتی از کارو هستند.
این کار با همه ی کارای آقای مدیری فزق میکنه که مهمترینش تعدد بازیگرها و لوکیشنه.
ما تو این کار 67-66 تا لوکیشن داریم و حدود 40 تا بازیگر مهمان.
...
خیلی جالبه، وقتی آقای مدیری طرح رو دیدن گفتن خب حالا قراره این نقش اول رو کی بازی کنه. ما گفتیم خودت باید بازی کنی.
گفت نه مگه من میتونم هم بازی کنم و هم کارگردانی.چون واقعا تو هیچ سکانسی نیست که اقای مدیری بازی نداشته باشن. ما هم قول دادیم همه ی متنو بسته بنویسیم و با 2-3 تا بازیگر جمع و جورش کنیم که به این قولمون عمل نکردیم و الان اگه شما آقای مدیری رو ببینید هیچ شباهتی به آقای مدیری نداره از شدت خستگی! الان حدود 3 ماه دارن فشرده کار می کنن و الان از شدت خستگی شبیه من شدن.
فقط میتونم بگم این بهترین کار این گروهه تو این چند سال، هم از نظر متن، هم کارگردانی و هم بازیگرها.


با پيمان قاسم خاني ، نويسنده فيلمنامه سريال «مرد هزارچهره»
آن ها تک تيراندازند، ما مسلسل چي
جام جم آنلاين: «مرد هزارچهره» جديدترين کار مهران مديري است که قرار است در ايام عيد از شبکه سوم سيما به تماشايش بنشينيم . او در اين سريال هم مثل چند تا کار آخرش ، اعضاي اصلي تيم هميشگي اش را حفظ کرده و اين بار هم آنها را با خود همراه کرده. همراهي اي که مخصوصا در بخش نويسندگي بيشتر به چشم مي آيد و مي شود گفت بخش بزرگي از موفقيت مديري به انسجام همين گروه برمي گردد که مديريت و سرپرستي اش را پيمان قاسم خاني بر عهده دارد.
راستش اين گفتگو از آن نوع گفتگوهاي بي گمان است ؛ آنهايي که بدون هيچ قول و قرار قبلي با طرف مقابل به تور هم مي خوريد و همين جوري گپ مي زنيد و حاصل اش براي هر دو نفرتان جذاب از کار درمي آيد. غير از کار جديد مديري ، درباره طنز نوشتن براي تلويزيون و قصه پرغصه نود شبي ها هم کلي حرف زده ايم . بخوانيد و ببينيد اين اتفاق افتاده يا نه.
ايده اصلي کار از کجا آمد و اصلا کار چه جوري شروع شد؟
وقتي اين کار را شبکه به گروه پيش نهاد کرد، طرح هاي مختلفي را فکر کرديم و بيش تر از بقيه به همين رسيديم و آن ها هم خيلي خوششان آمد. ويژگي اش اين بود که شبيه بقيه کارهايمان نبود. براي همين اين کار را انتخاب کرديم و با مهراب قاسم خاني و خشايار لوند و امير ژوله شروع کرديم به نوشتن.
تفاوتي که مي گويي کجا نمود پيدا مي کند؟
اساسا متفاوت است . يک داستان است و برخلاف کارهاي ديگرمان خيلي داخلي نيست که مجبور باشيم از فرمول کمدي هاي تلويزيوني آپارتماني پيروي کنيم . تعداد لوکيشن هايمان زياد است و هنرور هم زياد داريم . مثلا توي دادسرا سکانسي داريم که وقتي نوشتيم ، گفتيم خود مهران جمع و جورش مي کند. ولي اين اتفاق نيفتاد. وقتي سکانس را ديدم ، خيلي تعجب کردم . 150تا آدم تويش است و خيلي هم خوب اجرا شده . شيوه ساخت کار با کارهاي ديگر فرق دارد. اين تفاوت را ما در مرحله نوشتن ايجاد کرده ايم و مهران هم سنگ تمام گذاشته.
اسم سريال ، داستانش را لو نمي دهد؟
نه ، اسمش عوض مي شود. مثلا ممکن است بشود «بابا کجا بودي تا حالا؟». چون اين جمله چندين با تکرار مي شود.
اين همان تکيه کلامي است که بعد از ديدن سريال مي افتد توي دهان ملت؟
نه ، اصلا تکيه کلام نيست . اين همان جمله اي است که مهران - مسعود شصت چي - باهاش در موقعيت هاي مختلف گير مي افتد. آدم هاي مختلف بهش مي گويند: «بابا کجا بودي تا حالا؟» و با کس ديگري اشتباهش مي گيرند.
چي باعث مي شود در همچين موقعيت هايي قرار بگيرد؟
هيچي ، بيچاره بدشانس است . داستان از جايي شروع مي شود که در زمان حال در دادگاه دارند به جرم چندين عنوان کلاه برداري و جعل عنوان و چيزهاي ديگر محاکمه اش مي کنند و او دارد توضيح مي دهد که متهم هست ، ولي گناهکار نيست . اما هيچ کس باور نمي کند. بقيه داستان فلاش بک هايي است که در داستان اتفاق مي افتد و شصت چي دارد فکر مي کند که چه جوري ناخواسته در موقعيت هاي مختلف افتاده و ناچار شده نقش آدم هاي مختلف را بازي کند.
پس بخش زيادي از اين 15 قسمت در فلاش بک مي گذرد؟
بله ، فقط جاهايي برمي گردد دادگاه که زمان حالا را ببينم و استفاده هاي ديگري که معمولا از تکنيک فلاش بک مي شود. به خاطر موقعيت هاي مختلف تعداد زيادي بازيگري که مي بينيد به خاطر همين است . چون مسعود شصت چي به چندين موقعيت مختلف وارد مي شود و دوباره خارج مي شود.
اين تعدد موقعيت ها باعث نمي شود کار منقطع بشود و حس مخاطب از دست برود؟
نمي دانم ، تجربه جديدي است که تا حالا نمونه اش را نداشته ايم . ولي فکر نمي کنم . طبق آن چيزهايي که گرفته ايم و ديده ام ، به نظرم مي آيد که اتفاقا خيلي هم جذاب شده.
مي شود نتيجه گرفت اين کار مثل بقيه کارهايتان خيلي حالت نمايشي و پلاتو ندارد؟
آره ، اصلا. ضمنا خيلي هم بازيگر محور است. مهران هميشه علاقه دارد که در کارهاي خودش نقش هاي کوچک داشته باشد و بيش تر به کارگرداني اش برسد. منتهي در اين کار ما با چانه زدن زياد راضي اش کرديم نقش اصلي را قبول کند. حالا خودش خيلي راضي است . به نظرم اين بهترين بازي اش تا الان است.
کم پيش مي آيد يک گروه اين جوري با هم جور بشوند و کارهاي مختلف را با هم توليد کنند. منظورم بيش تر گروه هاي اصلي کار هستند يعني نويسنده ها، کارگردان ، تهيه کننده و بازيگران اصلي . اين اتفاق براي گروه شما چه جوري افتاده؟
اول اين که ما سليقه و نظر هم را پيدا کرده ايم و لازم نيست خيلي چيزها را براي هم توضيح بدهيم . خيلي چيزها برايمان کد شده . ما نويسنده ها مي دانيم که مهران چقدر توانايي دارد و چقدر خوب مي تواند بعضي جاها را در بياورد. همين طور مي دانيم بعضي چيزها را با اين شيوه کارگرداني فشرده شايد نشود خوب درآورد. ما کار مهران را دوست داريم ، او هم کار ما را. تهيه کننده ها هم آدم هاي بسيار نازنيني هستند که تا 500سال ديگر هم باهاشان قرارداد سفيد امضا مي کنيم.
درگروه نويسندگان هم از بين نويسنده هاي خيلي زياد به اين هسته 3نفره ت مهراب و خشايار و امير رسيده ايم . اگر سروش صحت و حميد برزگر هم بي کار باشند، دوست دارم آن ها هم در تيم باشند. قضيه اصلي ، شناخت سليقه هاي همديگر است و اين که با يک شکل به کار کمدي نگاه مي کنيم.
براي اين کار صحت و برزگر بي کار نبودند؟
نه. سروش خودش در اين کار بازي مي کند. اتفاقا بهش پيشنهاد کردم . ولي قرار بود وسط اين کار برود در يک تله فيلم ديگر هم بازي کند و برگردد. اين کار هم خيلي چسبيده و متصل بود. ديگر اين که سروش دارد کم کم کارگردان مي شود و از دست مي رود.
براي شما فيلم نامه نويس ها کارگرداني مساوي است با از دست رفتن؟
خب به هر حال کارگرداني پولش بيش تر است و از اين حرف ها و راحت تر هم هست.
اين را جلو مهران مديري هم مي گويي؟!
براي مديري اين جوري نيست . ولي کارگرداني براي من راحت تر است تا نوشتن.
بازيگري را هم که تجربه کرده اي؟
بله . يک بار. بازيگري که راحت ترين کار است.
خودت هم که چند بار براي کارگرداني دورخيز کرده اي.
بله ، ان شاءالله در سال جديد اين اتفاق مي افتد. هر سال مصاحبه کرده ام و گفته ام سال ديگر کارگرداني مي کنم و نکرده ام و براي بچه ها جوک شده.
مي خواهي فيلم تلويزيوني بسازي يا سريال؟
فيلم سينمايي.
بدون تجربه دست گرمي تلويزيون؟
من مجوز کارگرداني دارم و از نظر قانوني هيچ مشکلي براي کارگرداني ندارم.
منظورم جنبه هاي عرفي قضيه است. از موارد قانوني که بالاخره مي شود راحت گذشت.
منظورم اين بود که فيلم هاي کوتاهم مورد تاييد جمعي از کارگردان هاي موجه و کار بلد بوده . منتهي اين تنبلي ذاتي است که جلوم را مي گيرد.
پس مانع ماجرا بيروني نبوده؟
نه ، اتفاقا خيلي هم دروني بوده . وقتي نويسنده اي مي تواني صبح ها ديرتر از خواب بلند بشوي و نبايد اين نعمت را ناديده گرفت. ولي سال جديد حتما اين اتفاق مي افتد. حتي با آقاي گليان قراردادش را هم بسته ايم.
آن هم کمدي است؟ به نظرم خودت به ژانر کمدي خيلي علاقه نداري.
نه ، کي گفته؟ ولي کمدي اي که دوست دارم ، لزوما آن جنسي نيست که سال هاست دارم مي نويسم . خيلي وقت ها با تهيه کننده ها که صحبت کرده ايم گفته ام فيلمي که من بسازم لزوما پرفروش نيست.
مشابهش را مي تواني مثال بزني؟
فکر مي کنم به فضاي کارهاي وودي آلن نزديک باشد.
چرا اين تجربه را در کارهايي که تا حالا داشته اي پياده نکرده اي؟
آخر خيلي شخصي است . فکر نمي کنم ديگران خيلي بپسندند. خودم مي دانم مي خواهم چه کار کنم و ته دلم داستانش را دوست دارم . ولي خيلي مطمئن نيستم چيز جذابي از کار دربيايد. چون متفاوت است . فقط اميدوارم فيلم نامه هاي خوبي به پستم نخورد که مجبور بشوم بروم آن ها را بنويسم . کارگردان هايي هستند که سال هاست دغدغه دارم باهاشان کار کنم . اميدوارم بهم پيشنهاد نکنند. اگر اين اتفاق نيفتد، آن قطعي است.
ولي من فکر مي کنم ما به نويسنده خوب و حرفه اي خيلي بيش تر احتياج داريم تا يک کارگردان متوسط.
ولي اين کار من اصلا معني اش اين نيست که من اگر يک فيلم بسازم ، از الان فقط يک کارگردان خواهم بود. نه ، من فيلم نامه نويس هستم و فيلمنامه نويس هم مي مانم . بعدش برمي گردم سرکار خودم . اين را براي تهيه کننده ها مي گويم که اگر فيلم ساختم ، لطفا بعدش لطفا فيلم نامه هم پيش نهاد بدهند!
برگرديم سرکار. چرا بين «باغ مظفر» و اين کار اين همه فاصله افتاد؟ مشکل درون گروهي بود يا تلويزيون تمايلي نداشت؟
گويا پيش نهادي نبود. اگر قرار بود نود شبي بسازيم که باکس نود شبي اش با «چارخونه » پر بود. من خودم درگير کارهاي ديگر بودم و مهران هم اين وسط 2تا فيلم سينمايي بازي کرد.
حتي اگر نشود گفت عنوان «سرپرست نويسندگان » ابداع شما است ، ولي مطمئنا با کارهاي شما جا افتاد. پس بد نيست يک تعريفي از اين عنوان داشته باشي.
از همان اول کار، من بيش تر از همه چيز روي طراحي کار مي کنم.
چرا به طراحي قصه و ساختار کار بيش تر علاقه داري تا مثلا ديالوگ نويسي و کارهاي ديگر؟
بقيه را هم دوست دارم و يک زمان هايي واقعا از نوشتن لذت مي برم . حتي اگر احساس کنم لازم است ، سکانس هم مي نويسم . اين جوري نيست که به چيزي دست نزنم . جاهايي که فکر مي کنم نوشتنش راه دست خودم است ، حتما به بچه ها کمک مي کنم . با اين حال کار اصلي ام طراحي است . ولي با توجه به اين که خوب با بچه ها همديگر را شناخته ايم و من نظراتشان را قبول دارم ، کاملا با هم مي رويم جلو. مثلا براي اين کار 4 3طرح پيشنهاد شد و اين يکي پيش نهاد من بود. امير ژوله هم طرح خوبي داشت . تا آخرين لحظه دودل بوديم کدام را کار کنيم . تا اين که در نهايت به اين رسيديم . بله ، قسمت عمده کارم طراحي و هماهنگي ماجراها است.
کار بچه ها را مي خوانم و مثلا بهشان مي گويم قسمتي که خشايار نوشته مطابق چيزي نيست که در قسمتي که مهراب نوشته ، ديده ايم .من بايد در جريان همه چيز باشم و همه چيز را به هم وصل کنم . يک چيزهايي را در يک قسمتي مي کاريم که بايد در قسمت خشايار 15روز بعد مي نويسد، بايد برداشت کنيم . اين وظيفه من است که با اشرافي که از بالا به ماجرا دارم ، همه چيز را هماهنگ کنم . در اين مورد خاص که سريال است ، يک چيزهايي در داستان بايد به هم وصل بود و براي همين کمي وقت گيرتر شده.
رج هم مي زنيد؟
تا الان اين کار را نکرده ايم . حدود 11قسمت نوشته ايم که حدود 8قسمتش تصويربرداري شده . به هرحال نرسيده به عيد کار را تحويل مي دهيم.
بخش مهمي از جذابيت کارهايت با مديري ، به فيدبک کارتان ، مثلا در بخش تکيه کلام ها بر مي گردد. الان با توجه به اين که کار سريال است و روتين هم نيست ، اين جذابيت ها را کجا و چه جوري ايجاد مي کني؟
هيچ وقت روي اين چيزي که مي گويي حساب نکرده ايم . هيچ وقت نگفته ايم جمله اي درست مي کنيم که تبديل به تکيه کلام بشود. يک وقت هايي خودش پيش مي آيد. مثلا جمله «اين که مي گويي يعني چه » يک بار در برره به کار رفت و من فکر کردم چقدر جمله جالبي است . چون تهش به جاي علامت سوال ، نقطه داشت . بعد از آن هم چندبار استفاده کرديم و شد و جواب داد. اين تنها موردي است که برايش جا گذاشتم . توي اين کار هم به چيزي در اين مايه ها فکر نکرده ايم . ولي باز هم چيزهايي دارد که اين اتفاق بيفتد.
پس قلاب کار که بيننده را درگير کند و گير بيندازد کجاست؟
خود داستان . هميشه روي داستان حساب کرده ام . هيچ وقت نگفته ام حالا برويم توي کار در مي آيد. روي تک تک سکانس ها تا جايي که وقت داشته ايم ، کار کرده ام.
نويسنده هاي همکارت را چه طور انتخاب مي کني؟ مثلا تا آن جا که يادم مي آيد امير ژوله مطبوعاتي بود.
کارهاي ژوله را در «تماشاگران » خوانده بودم . يک بار رفته بودم مجله شان ، بهش گفتم بيا يک امتحاني بکن . راستش خيلي اميدوار نبودم . چون توي اين مدت خيلي کم به استعدادي برخورده ام که تکانم بدهد. خيلي ها آمدند و رفتند. توي تيتراژ «پاورچين » اسامي خيلي زيادي مي بيني که آمدند دو سه قسمت نوشتند و رفتند. نه اين که کارشان لزوما بد باشد. براي اين جنس کار بهترين انتخاب نبودند. جاي ديگري هم از عليرضا بذرافشان اسم برده ام که کارش را خيلي دوست دارم و به نظرم نويسنده درجه يکي است . ولي او هم در «باغ مظفر» نتوانست با سرعت بالاي کار ما هماهنگ بشود.
شايد چون به سريال نويسي عادت داشته تا کار روتين.
آره ، آنها تک تيراندازند و ما مسلسل چي.
يک جورهايي هم کارتان به ما روزنامه نگارها شبيه است.
آره ، کاملا. يک جورهايي پاورقي نويس هاي دوره معاصريم.
اين مدح کارت است يا ذمش؟
هيچ کدام . اما پاورقي هيچ وقت يک چيز سنگين سطح بالا نبوده . پاورقي اي موفق بوده که توانسته با تعداد بيش تري از مردم ارتباط برقرار کند. کارش از نويسنده پايين تر است ، ولي مردم دوستش دارند ديگر.
اين آگاهي خيلي تلخ نيست؟
کارمان را مي شناسيم ديگر. گنده تر از چيزي که هستيم ، نبايد ادعا کنيم . بايد اندازه مان را بشناسيم.
از اين حدي که براي خودت تصوير مي کني راضي هستي؟
به نظرم در تلويزيون اين ته ماجراست . تلويزيون براي سريال هاي 90شبي اش چيزي بيش تر از پاروقي نمي خواهد. اين نه مدح است و نه ذم . يک جور ويژگي است براي رسانه تلويزيون . 90شبي اي موفق است که آمارش از 90درصد هم بالا بزند، نه 90شبي اي که سنگين و درست و حسابي باشد و آمار 60درصد داشته باشد. ما بايد پربيننده باشيم . براي همين سعي مي کنيم حد وسط را پيدا کنيم و در عين دوري از ابتذال ، جوري کار کنيم که با قشر وسيع مخاطب ارتباط برقرار کند. بايد رسانه را بشناسي تا بتواني مطابق سليقه اش کار بسازي . ولي کاري که من خودم مي سازم ، قطعا با اين کارها متفاوت است.
نمونه اش «نقاب » که امسال رفت روي پرده و کار بدي هم نبود.
البته اين جنازه فيلم نامه بود، خودش خيلي بهتر بود. اگر اصلش بود کاري مي شد که در سينماي ايران شبيهش را نديده بوديم . به هر حال اين جوري نيست که غير از برره بلد نباشم چيز ديگري بنويسم.
خيلي اضطراب داري که مردم توي عيد چه جوري از اين سريال استقبال کنند؟
نه ، دوره اضطراب من سال هاست گذشته . واقعيتش خيلي از کارهاي خودمان را حتي نديده ام.
چرا؟ علاقه اي نداري يا مثل آن بابا چون آخرش را مي داني نمي بيني؟
دوست دارم . ولي معمولا کارهاي خيلي مهم تري دارم.
سال آرامش ، سال استراحت
امسال اولا خيلي خوب استراحت کردم . بعد هم کاري نوشتم به اسم «ورود آقايان ممنوع » که قرار بود همين امسال مرضيه برومند بسازد و منوچهر محمدي تهيه کند. اما خورد به گرفتاري هاي برومند و بازي اش در تئاتر «افرا» و افتاد به سال بعد.
فيلم نامه بهمن قبادي را هم کار کردم و خيلي طول کشيد و امسال قرار است بسازدش . هنوز برايش اسم نگذاشته ايم ، اسم موقتش «کشور بابام » است . به نظرم کار ماندني اي مي شود.
جنس کارهايتان لااقل به ظاهر خيلي با هم فرق دارد. چي شد قبادي براي اين کار سراغ شما آمد؟
نمي دانم . براي فيلم قبلي اش «نيوه مانگ » هم ازم دعوت کرد. ولي هر چي جلو رفتيم ، ديدم طرح را نمي فهمم و عذرخواهي کردم . با اين حال هميشه دوست داشتيم با هم کار کنيم.
يک جايي به درآمد کارگرداني و نويسندگي اشاره کردي . اين ها چقدر با هم اختلاف دارند؟
نويسندگي خيلي بيش تر است.
يعني شما از مهران مديري بيشتر مي گيري؟
قصه مديري فرق مي کند. اگر يک نويسنده يک سريال کامل را خودش بنويسد، از مهران مديري بيش تر مي گيرد. مثلا اگر سروش صحت براي چارخونه مي نوشت خيلي بيش تر گيرش مي آمد تا حالا که کارگرداني کرده.
جابر تواضعي

پخش گلچين «ساعت خوش» + اکران خصوصی « دایره زنگی »
سلام بچه ها
دیشب شبکه ۳ یه تیکه هایی از مرد هزار چهره رو نشون داد. شما ها دیدید؟ به نظر من که شاهکار شده. از چهار شنبه ساعت ۲۲:۴۵ شبکه ۳ رو فراموش نکنید.
امسال عید مدیری بارونه. اکران دایره زنگی، پخش مرد هزار چهره و ... پخش قسمت هایی از ساعت خوش
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي شبكه دو سيما، «لحظههاي خوش» نام برنامه ديگري از شبكه دو سيما است كه از سهشنبه 28 اسفند ماه پخش ميشود.
بنا بر اين گزارش، اين برنامه شامل آيتمهاي نمايشي «ساعت خوش» است كه در سال 72 توانست در قالب يك جنگ شادي هفتگي مخاطبان زيادي را در شبكه دوم سيما به دست آورد.
بنا به گفته «محمد عسگريانزاده» تهيهكننده و كارگردان برنامه «لحظههاي خوش»، اين برنامه شامل آيتمهاي نمايشي خوب و جذاب «ساعت خوش» است كه با تيتراژ، وله و مونتاژ متفاوت پخش خواهد شد.
«لحظههاي خوش» در 90 قسمت از ساعت 23 روز سهشنبه 28 اسفند به مدت 20 دقيقه روي آنتن شبكه دو سيما خواهد رفت.
شب گذشته در مجموعه اریکه ایرانیان
اکران خصوصی « دایره زنگی » با حضور عوامل و بازیگران فیلم برگزار شد
سینمای ما : اکران خصوصی فیلم « دایره زنگی » به کارگردانی پریسا بخت آور شب گذشته در مجموعه قرهنگی هنری اریکه ایرانیان برگزار شد . این برنامه با حضور بازیگران و عوامل فیلم از ساعت ۲۰:۳۰ آغاز و با آغاز نمایش فیلم در ساعت ۲۱:۴۵ ادامه پیدا کرد . حضور چهره هایی چون مهران مدیری ٬ محمدرضا شریفی نیا ٬ نیما شاهرخ شاهی ٬ بهاره رهنما ٬ ملیکا شریفی نیا ٬ محسن قاضی مرادی ٬ کیانوش گرامی ٬ اردشیر کاظمی ٬ اصغر فرهادی ٬ پریسا بخت آور ٬ دانیال عبادی ٬ محمد هادی کریمی ٬ پیمان قاسم خانی، صابر ابر و ... در این مراسم بر جذابیت این اکران افزوده بود و غیبت چهره هایی چون باران کوثری ٬ حامد بهداد ٬ امین حیایی و نیلوفر خوش خلق نیز در این مراسم حس می شد.
مهران مدیری نخستین بازیگری بود که به خاطر حضور در سر صحنه فیلمبرداری « مرد هزار چهره » ٬ سالن نمایش را ترک کرد .
دیگر هنرمندان حاضر نیز پس از اتمام نمایش فیلم در مجموعه اریکه ایرانیان مشغول گپ زدن با میهمانان حاضر در این مجموعه شدند. نسخه ای که در اکران خصوصی فیلم برای عوامل و بازیگران کار به نمایش در آمد همان نسخه ای بود که برای اکران عمومی فیلم آماده شده است. « دایره زنگی » از تاریخ بیست و نهم اسفند ماه در گروه سینمایی قدس به نمایش در می آید .
تصویری که مشاهده میکنید، همان طرحی است که قرار است در سر در سالنهای سینمای نمایش دهنده فیلم نصب شود.

ساداتيان: «دايره زنگي» در نوروز 87 فيلم مفرحي خواهد بود
«جمال ساداتيان» تهيهكننده «دايره زنگي» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، در مورد نمايش نوروزي فيلم «دايره زنگي»(پريسا بختآور) اظهار داشت: اين فيلم به دليل فضايي كه دارد درايام عيد نوروز 87، براي مردم فيلم مفرحي خواهد بود.
وي افزود: قراراست مردم درايام نوروز، وقت شاد و مفرحي داشته باشند و در اين مقطع، نه تنها فيلم بلكه هر كارديگري كه بتواند لبخندي را به لب مردم بنشاند و موجب شادابي مردم شود، قطعا كار موفقي خواهد بود.
ساداتيان در مورد رقابت فيلمهاي مختلف در اكران نوروزي گفت: بالاخره ژانرهاي مختلفي ممكن است در اكران نوروزي در رقابت باشند كه اين اتفاق خوبي براي سينماي ماست چرا كه موجب خواهد شد تا هر ژانري سلايق خاص خودش را جذب كند.
وي در مورد اين كه كدام فيلم خواهد توانست مثل «اخراجيها» در نوروز 87 اكران موفقي داشته باشد، گفت: من چون فيلمهاي ديگران را نديدهام، نميتوانم در اين مورد قضاوت كنم كه كداميك موفق خواهند بود اما هرچيزي ممكن است اتفاق بيفتد.
ساداتيان گفت: اگر فيلمي «ركوردشكن» شده، قرار نيست فكر كنيم به آخر خط يا آخر نقطه رسيده باشد و امسال يا سالهاي ديگر ممكن است يك كاري بيايد كه مورد توجه اقبال عمومي قرار بگيرد و ركورددار باشد.
یک روز با عوامل پشت صحنه سریال تلویزیونی مرد هزار چهره
سلام
این گزارش رو یه وبلاگ سینمایی نوشته بود، خیلی جالبه.
خبرنگار بزرگترین وبلاگ سینمایی ایران هفته گذشته در پشت صحنه سریال تلویزیونی مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری حاضر شد و یک روز تمام را با عوامل این مجموعه تلویزیونی که برای پخش در ایام نوروز از شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران آماده میشود گذارند ...
صبح روز سه شنبه مورخه 21/12/1386 ساعت 9 صبح در لوکیشن اصلی سریال واقع در خیابان ملاصدرا حاضر شدم و بعد از گذشتن از هفت خوان رستم اجازه حضور در لوکیشن را توسط عوامل بیسیم به دست سریال پیدا کردم ...
بعد از گذشت از حیاط بسیار بزرگ خانه ای که گروه در آنجا ساکن بودند وارد ساختمان بسیار بزرگی شدم که دکوراتورها مشغول نصب دکورهای آنجا بودند ...
کافی شاپ ، سالن پذیرایی منزل قداره بندیان ، کلانتری و... از جمله جاهایی بودند که گروه صحنه و دکور مشغول رنگ آمیزی و تزئین آن مکانها بودند که همگی آن مکانها در سالن پذیرایی لوکیشن توسط پارتیشنهای چوبی و شیشه ای درست شده بود ...
به غیر از عوامل صحنه و تدارکات شخص دیگری در آنجا دیده نمیشد پس ازمدتی دستیاران مدیری به همراه تنی چند از عوامل دیگر از جمله عوامل دوربین و صدا و گریم وارد لوکیشن شدند و همگی یکراست سمت آشپزخانه لوکیشن رفته و مشغول صرف صبحانه شدند که شامل تخم مرغ نیمرو و چای بود ...
در سریال تلویزیونی مرد هزار چهره آلاله هاشمی دستیار اول کارگردان ، هانیه بساطینی دستیار دوم کارگردان و شایان احدی فر دستیار سوم او هستند که همگی سخت مشغول هماهنگی با افراد مختلف بودند ...
وحید نفر و رضا منتظری دو تن از بازیگران مهمانی بودند که از شب قبل برای فیلمبرداری دعوت به کار شده بودند و از صبح زود در لوکیشن منتظر آمدن دیگر عوامل گروه بودند پس از مدتی علافی وحید نفر به اتاق گریم فرستاده شد تا گریم شود ...
ساعت از 11 گذشته بود و هنوز هیچ عمل مثبتی از اعضای گروه مبنی بر آماده شدن برای فیلمبرداری دیده نمیشد همان هنگام بود که فهمیدیم قرار است آنروز گروه ضبط خارجی داشته باشند و در پارک چیتگر تصاویری را با حضور مهران مدیری و دو تن از بازیگران مهمان مجموعه مرد هزار چهره مقابل دوربین ببرند اما تنها مشکل گروه این بود که مدیری از شب قبل در یکی از اتاقهای سالن بالا خوابیده بود و هیچکس جرات بیدار کردن او را نداشت ...
در همین هنگام پیمان قاسم خانی سرپرست نویسندگان مجموعه وارد لوکیشن شد و پس از سلام و احوالپرسی با اکثریت حضار به سمت اتاق نویسندگان رفت و با در بسته مواجه شد ، شایان احدی فر پرسان پرسان سراغ کلید را از همگان بالاخص سریدار ساختمان و مدیر تدارکات گرفت اما کلید پیدا نشد که نشد ، مدیر تدارکات مجموعه به احدی فر پیشنهاد داد که نویسندگان در حیاط فیلمنامه هایشان را بنویسند که موقعی که این خبر به گوش قاسمخانی رسید او به حالت قهر و با عجله لوکیشن را ترک کرد ...
بالاخره و بعد از تمامی این جریانات آلاله هاشمی دستیار اول مدیری جرات پیدا کرد و درست موقعی که ساعت 12:10 ظهر را نشان میداد وارد اتاق مدیری شد و او را بیدار کرد ... پس از گذشت دقایقی مهران مدیری با چهره ای خواب آلود از اتاق بیرون آمد و به سلام و احوالپرسی با حضار مشغول شد در همین هنگام مدیری موبایل خود را روشن کرد و به محض روشن کردن اس ام اسی دریافت کرد مبنی بر اینکه نام جدید مجموعه مرد هزار چهره که گویا تبدیل شده بود به ( اگه شما جای من بودین ) در جراید منتشر شده است ... مدیری بعد از شنیدن این خبر مدیر روابط عمومی گروه را صدا کرد و از او خواست توضیح بدهد که چرا این اتفاق افتاده است و او احضار داشت که به خاطر اشتباه خبرگزاری ایسنا که این خبر را 4 ساعت در صفحه اول سایتشان قرار داده بودند این خبر به جراید راه یافت و منتشر شده است ... مدیری در همان لحظه با صدای بلند اعلام کرد که به خاطر لو رفتن این اسم همان نام قبلی ( مرد هزار چهره ) بر روی سریال خواهد ماند ....
بالاخره بعد از کش و قوسهای فراوان گروه همراه با چندین و چند وسیله نقلیه از جمله یک مینی بوس ، سینه موبیل ، چندین ماشین شخصی و موتور به سمت پارک چیتگر حرکت کردند ...
لوکیشن پارک چیتگر واقع در وردی سوم این پارک و در بالای پارک میدان بوستان خیابان لاله بود که یک دکه اغذیه فروشی هم در آن میدان دیده میشد بعد از استقرار گروه و مسقر شدن عوامل نیروی انتظامی و چیده شدن صحنه اولین برداشت با حضور مهران مدیری و وحید نفر صورت پذیرفت بعد از آن گروه مشغول صرف نهار که جوجه کباب بود شدند و بعد نوبت به برداشت دوم که صحنه ای بود با حضور مهران مدیری و رضا منتظری که نقش قاتل را بازی میکرد رسید ...
بعد از چندین بار تمرین منتظری و مدیری، آلاله هاشمی به مدیری گفت چون این شخصیت منفی است نمیتواند ته ریش داشته باشد و باید ریشهای او زده شود در همین هنگام دستیار گریم که در صحنه حاضر بود اعلام کرد به دلیلی که به او گفته نشده با خود تیغ و صابون و آینه به همراه نیاورده است !!! در همین هنگام از مدیر تدارکات خواسته شد که با لوکیشن تماس بگیرد و از گریمور ( آقای شکرابی ) که از صبح در لوکیشن خواب بودند بخواهد که چند تیغ بدهند که کسی سر صحنه بیاورد ....
بعد از ساعتی معطلی و کلافگی گروه و در حالی که باد شدیدی وزیدن گرفته بود و نور داشت کم کم میرفت تیغها رسیدند و دستیار گریم وظیفه شناس !!! مشغول زدن ریشهای منتظری شد و بالاخره بعد از اتمام کار آن سکانس نیز برداشت شد ...
پس از انجام این امور گروه وسایل خود را جمع و جور کرده و در حالیکه ساعت 16:30 عصر را نشان میداد با وسایل نقیله عازم لوکیشن اصلی کار واقع در ملاصدرا شدند ...
هنگام ورود به لوکیشین اصلی و پس از پذیرایی چای گروه مشغول آماده سازی صحنه های بازی مدیری جلوی در اصلی لوکیشن شدند که میباید در شب برداشت میشد ...
هنگام فرا رسیدن شب صحنه های مربوط به مدیری برداشت شد و من دیگر منتظر نماندم و راهی خانه شدم ...

مهران مديري در محضر پدرخوانده


عکس های جدید مرد 1000 چهره
دوست داشتی جای چه کسی بودی؟
سلام
اینم یه مطلب که سهیل سلیمانی برای چلچراغ نوشته:
اگه جای من بود؟اگه می خواستین خودتونو ثابت کنین؟اگه مجبور بودین جای آدمای دیگه باشین...چیزهایی که اصلا به شما مربوط نیست ولی لذت بخشه...و آدمهایی که شما رو بزرگ می کنن در حالی که شما خودتون هستین...لذت بخشه نه؟اگه جای من بودین..."
اینها حرفهای یک شخصیت است .شخصیتی که قرار است از روز اول فروردین تا 15 روز با او و تجربیاتش همراه شوید البته با چاشنی طنز.واقعا موقعیت وسوسه انگیزیه.مهران مدیری به همراه تیم نویسندگان همیشگی اش قرار است حسابی ما رو سورپرایز کنه.پیمان قاسم خانی به عنوان سرپرست و امیر مهدی ژوله ,مهراب قاسم خانی و خشایار الوند در کنار او تیم نویسندگان این مجموعه را تشکیل می دهند.اسم سریال هم که از موضوعش کاملا پیداست;
"مرد هزار چهره"که خود مهران مدیری نقش اون رو بازی می کنه.در کنار مدیری چهره های دیگری هم حضور دارند که البته خیلی از آنها جزو تیم بازیگری ثابت او نیستند.علیرضا خمسه,پژمان بازغی,سیامک انصاری,اکرم محمدی,سروش صحت,پرستو گلستانی,نادر سلیمانی,نصرالله رادش,کیانوش گرامی,شقایق دهقان,فلامک جنیدی...فکر می کنم همین اسم ها هم کم وسوسه کننده نیستند در کنار داستان جذاب این ماجرا.
نکته ی دیگر درباره ی این سریال حضور تعدادی حیوان زنده در کنار بازیگران آن است که استفاده از آنها یک جورهایی برای اولین بار است که در تلوزیون صورت می گیرد.حیواناتی مثل مار,تمساح,آفتاب پرست,اسب...تعجب نکنید تازه چند تا حیوان دیگر هم هست که تا به حال نه اسمشان را شنیده اید و نه خودشان را دیده اید! به نظر می رسد "مرد هزار چهره"یکی از سریالهای موفق نوروز امسال باشد.سر صحنه که می روی و کار و تلاش عوامل را که می بینی این موضوع بیشتر برایت روشن می شود.
مدیری با وسواس خاصی هم بازی می کند و هم کارگردانی.هر صحنه ای را که می گیرد باز بینی می کند و اگر احتیاج باشدآن را چند بار تکرار می کند تا آخرش به آن چیزی که می خواهد برسد.مواقعی هم که گروه در حال استراحت هستندیا صحنه را آماده می کنند;مشغول بازخوانی فیلم نامه است وبه قاب بندی ها ی تصویر فکر می کند و ...او با این چیزهایی که در سریالهایش می بینیم کاملا متفاوت است.آرام و ساکت.در مواقع تنهایی حریمی دارد که کسی اگر مجبور نباشد وارد آن نمی شود و مدام در حال انجام کاری است;این قدر که وقتی او را می بینی به این همه انرژی اش غبطه می خوری و می فهمی که موفقیت حق مسلم اوست.
به هر حال ما هم مثل شما منتظریم تا روزهای نوروز که نتیجه ی نهایی کار او و همکارانش را ببینیم. "مرد هزار چهره ای " که حالا خودش شده سوژه ی سریال آخر سازنده اش.یک سریال دیگر از مهران مدیری.

بهاره رهنما از مرد هزار چهره میگوید
سلام
اول خیلی خوشحالم که صامده جون و الینا جون بلاخره پیش منم اومدن.
بعد هم صحبت های بهاره رهنما رو بخونید در مورد مرد هزار چهره:
بهاره رهنما: من در مرد هزار چهره نقش دختر عجیب و غریب یک خانواده عجیب و غریب را بازی میکنم. در قسمت هایی که من حضور دارم مهران مدیری در ادامه مجموعه ماجراهایی باکه با آدم های مختلف اشتباه گرفته می شود با یک قاتل اشتباه گرفته شده و وارد خانه و زندگی و در واقع کاخ مافیایی پدر من می شود. اسم کاراکتر من در این سریال آذر ماه است. آذر ماه آدمی است که تا به حال 6-7 بار تا پای ازدواج رفته اما نامزدهایش فرار کرده اند که بعضی از آنها را جلوی سوسمارهای بزرگ انداختیم و بعضی ها را هم افراد پدرم در کشورهای دیگر دستگیر کرده و کشته اند. این آدم مثل اسمش و مثل خیلی از متولدین ماه آذر هر لحظه تغییر رویه و حالت می دهد. بنابراین آدم غیرقابل پیش بینی است و نمی شود روی او حساب طولانی مدت باز کرد.
آذر ماه یک سوسمار دارد که حیوان دست آموزش است. از ابتدا قرار بود سوسمار تمام مدت همراه من باشد اما آقای مدیری اعتقاد داشتند که این طوری تمرکز از روی بازی گرفته می شود به همین خاطر قرار شد فقط در بعضی از سکانس ها سوسمار همراه من باشد. این نکته جالبی است که هرکسی بلاخره از یک حیوان می ترسد اما من اینجا کشف کردم که اصلآ نسبت به خزنده ها این حالت را ندارم و حتی یک مار را دور گردنم انداختم. روز های اول هم با این سوسمار مشکلی نداشتم اما یکی دو روز است که انگار متوجه شده می تواند مرا گاز بگیرد. البته تا حالا که این کار را نکرده اما چندتایی از بچه ها نتوانستند از دستش در بروند. سوسمار حیوان آرامی است اما دقیقآ مثل آذر ماه می ماند، تو نمی توانی روی این حساب کنی که آرامشش چقدر طول میکشد.
این اولین همکاری من و آقای مدیری است. بنا به چند دلیل مختلف. شاید اولین دلیلش این باشد که من بازیگر کار نود قسمتی نیستم، از لحاظ زمانی که باید برای ماجرا بگذارم این را می گویم چونکه باید به تئاتر و کار نوشتن و تدریسم هم برسم، واقعآ خیلی برایم وقت گیر استو بعد هم انرژی و خلاقیت من در این کارها نمیتواند ادامه پیدا کند. من واقعآ دوستانی که کار نود شبی بازی می کنند را تحسین می کنم. اما من از این جنس نیستم. دلیل دوم هم این است که اصولآ من به زمان هایی احتیاج دارم که مال خودم باشم درست مثل اکثر کسانی که داستان می نویسند. اما در کار نود شبی تو این زمان را نداری. در واقع دلیل اصلی اینکه تا حالا با آقای مدیری همکاری نداشته ام هم همین بود. اعتقار دارم شاید تا حالا قسمت نشده بود. سر کار "دایره زنگی" که بودیم سکانس هایی که من و آقای مدیری و آقای شریفی نیا داشتیم خیلی بامزه شده همان جاها آقای شریفی نیا از آقای مدیری پرسید: شما دو تا که این قدر در بازی با هم هماهنگ هستید چرا تا حالا باهم کار نکرده اید؟ آقای مدیری هم جواب داد: قرار بوده اما هربار اتفاقی افتاده که نشده. و من قول دادم در کار جدید ایشان حتی اگر نود شبی هم باشد حداقل به صورت مهمان حضور داشته باشم و در همان جا قول و قرارهایی برای کار نوروزی با ایشان گذاشتیم اما صحبت شخصیت خاصی نشد و این طوری نقش آذرماه به مکن رسید. به نظرم آذر ماه فانتزی ترین قسمت این سریال است. خانواده او در یک فضای عجیب زندگی می کنند و من این حالت گروتسک را خیلی دوست دارم.
به نظرم طراحی چنین داستانی خیلی جسارت می خواسته و آقای قاسم خانی جونیور و آقای الوند به خوبی از پس آن برآمده اند و آقای مدیری هم به خوبی دارد اجرایش میکند. موقع خواندن متن با خودم فکر میکردم کاش این قسمت ها برای یک کار سینمایی طراحی شده بود، چون تا حالا چنین فضایی را در ایران نداشتیم.
من درباره این کار خیلی ذوق زده ام. فکر میکنم اصولآ این تیم صبر می کند تا با یک کار کامل برای مردم در جعبه جادویی حضور پیدا بکند و به همین خاطر این کارهم در جذب مخاطب با موفقیت روبرو خواهد شد. از طرف دیگر من اصولآ کار مناسبتی را دوست دارم و یکی از موفقیت ها و نقطه عطف های زندگیم بازی در در سریال "زیر زمین" می دانم. چون شما در این نوع کارها می توانید یک ارتباط خاص با مخاطب پیدا کنید. من این تجربه را قبل از این سریال نداشتم. این طور سریال ها به شدت روی مردم تاثیر گذارند. مدت ها بود روست داشتم کار عید بکنم و تا حالا چهار کار هم به من پیشنهاد شده بود که به خاطر اینکه داستان هایشان را دوست نداشتم در هیچ کدام بازی نکردم، اما بلاخره این سریال کاری بود که انتخابش کردم. امیدوارم مردم هم از دیدن اسن سریال لذت ببرند. خیلی خوشحال شدم و هیجان زده ام که دارم در سریالس برای عید بازی می کنم.


کلوزآپ به روایت مدیری
روزنامه ی کارگزاران - خیلی چیزها درسریال تازه مهران مدیری متفاوت است، داستان، بازیگرها، شکل کار و حتی تعداد لوکیشنها. از همان روز اول هم همه چیز متفاوت بود، از همان روزی که گفتند خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، امین حیایی و حامد بهداد در لیست هستند. حتی زمانی که آنها نیامدند هم چیزی تغییر نکرد و بازهم همه چیز متفاوت بود؛
خیلی از بازیگرانی که در سریالهای آخر مدیری با او و برادران آقا گلیان قرارداد داشتند، در سریال نبودند و خیلیها هم شبیه به سیامک انصاری و محمدرضا هدایتی، آمدند و رفتند. هرچند روزی یکبار فهرست بازیگران پشت صحنه عوض میشد و تنها نام ثابت، مهران مدیری بود. برای پیدا کردن همه این تفاوتها به دولوکیشن اصلی سریال «مرد هزار چهره» رفتیم تا ببینیم که او چه میکند و دست به چه کاری زده که آنقدر متفاوت است. مدیری مثل همیشه خودش را به بیخیالی زده، آرام و ساکت سریالش را جلو میبرد و مواظب است تا متفاوتترین کار سالهای اخیرش را به نحواحسن انجام بدهد. او آرام و ساکت در تمام قسمتهای کار حاضر میشود و با دقت و وسواس تکههای پازل سریالی با بازیگرهای زیاد و متفاوت و داستانهای مختلف را کنار هم میچیند تا به قول پیمان قاسمخانی روایت کمدی از فیلم «کلوزآپ» عباس کیارستمی بسازد. روایتی کاملا متفاوت از خودش و کارهای قبلی. برای کشف این روایت تازه سه روایت از پشت صحنه سریال نوروزی او را برایتان نقل میکنیم.
» روایت اول: داستان دادگاه مرد هزار چهره
ازساعت هشت شب هیوندای سفید مهران مدیری در محوطه دادگاه بزرگ تهران پارک شده.
داخل سالن، جز صدای رادیوی نگهبان شیفت شب، صدای دیگری نمیآید. روی دیوار ورودی طبقه چهارم نوشتهاند؛ درب سالن بسته است. اما در ورودی باز است و هرچندوقت یکبار یک نفر آرام و بدون صدا داخل میرود. مدیری روبهروی جایگاه قاضی ایستاده و از پشت لنز دوربین به بازیگرانی که روی صندلیها نشستهاند، نگاه میکند. سروش صحت، پرستو گلستانی، بهاره رهنما، پژمان بازغی، رضا فیض نوروزی، شقایق دهقان، فلامک جنیدی و نصرالله رادش با لباسها و گریم سریال روی صندلی منتظرند تا دوربین به سمتشان برود. آنها سه شب است که درست و حسابی نخوابیدهاند و امیدوارند تا امشب، آخرین شب دادگاه مسعود شصت چی باشد.
در سه شب گذشته 420 هنرور هم جزو گروه بودند که امشب خبری از آنها نیست و محیط هم آرامتر است. قسمتهای اصلی مربوط به دادگاه گرفته شده و امشب چند سکانس باقیمانده و صحنههای مربوط به تیتراژ سریال گرفته میشود. در فاصله هر برداشت، مدیری سیگاری روشن میکند و به تلویزیون کوچک زیر تریبون، نگاه میاندازد و بلافاصله به سراغ صحنه بعدی میرود. بازیگران مدیری برای فرار از خواب و خستگی هرچند دقیقه یکبار از روی صندلی بلند میشوند و به بالکنهای کنار سالن میروند تا هوایی تازه کنند. در گوشه و کنار سالن هم عدهای نشسته چرت میزنند و منتظر پایان کارند، اما مدیری در تمام این مدت سرش گرم کار است و انگار نه انگار. او پشت یکی از سه دوربین میایستد و خودش از صحنهای که نصرالله رادش بازی میکند، فیلم میگیرد. همه حاضران در سالن ساکت شدهاند اما صدای خروپف یکی از عوامل، باعث خنده میشود و مدیری هم با خنده کات میدهد و میگوید:«پشت صحنهاش را هم گرفتیم». بعد از این سکانس سکانسهای مربوط به بازی بهاره رهنما، پژمان بازغی و شقایق دهقان طول میکشد. بعد از این بازیگران نوبت به خود مدیری میرسد تا عینک شکسته مسعود شصت چی را بزند و آخرین صحنههای دادگاه را بگیرد. ساعت سه و نیم صبح، وقتی که همه عوامل مشغول خوردن نسکافه و شیرینی هستند، مدیری همچنان مشغول بازی است و در اعتراض به صدای زنگ موبایل به آرامی میگوید:«فکرمی کردم مشغول کار حرفهای هستیم.» ساعت چهار صبح آخرین فرصت گروه برای تحویل محل فیلمبرداری است اما هنوز قسمتهایی از دادگاه باقی مانده و مدیری بیوقفه کار میکند و هیوندای سفید او تا حوالی صبح در پارکینگ دادگاه میماند.
» روایت دوم: داستان پدرخوانده و تمساحهای آدمخوارش
از ساعت 9 صبح هیوندای سفید مهران مدیری در خانه ویلایی بزرگ پارک شده. سه قسمت از سریال در این خانه که علیرضا خمسه، بهاره رهنما و پریا قاسمخانی با تمساح، مار و مارمولکهایشان زندگی میکنند، میگذرد. حوالی ساعت سه مهران مدیری از پلههای خانه پایین میآید و صدای جیغ و فریاد عوامل که مشغول بازی با یک مار هستند، آرام میشود. مدیری با آرامش به امیر رهبری که مربی مار، تمساح و آفتاب پرست بازیگر این سریال است، نگاه میکند. مار پینتون او در خانهاش با آرامش خوابیده و تنها آدمی است که با دیدن این بازیگران عجیب و غریب تعجب نمیکند. رهبری به سمت او میرود و میگوید:«میخواهم از این آفتاب پرست بازی زیرپوستی بگیرم.» مدیری سری تکان میدهد و به سمت علیرضا خمسه میرود که با شکمی بزرگ و سبیل پرپشت، نقش پدرخوانده مافیای این سریال را بازی میکند. سیاهی لشکرها در نقش محافظان پدرخوانده با اسلحه و کتهای بلند چرمی، اطراف آنها میایستند. اتاق بزرگ و قرمزرنگ با تابلوهای فیلم پدرخوانده در کنار سالن، اولین لوکیشن بازی خمسه است. مدیری او را پشت یک میز بزرگ مینشاند و به سمت محافظان میرود تا جای ایستادن و طرزگرفتن اسلحه آنها را مشخص کند. مسعود شصت چی، برای اولینبار در این اتاق پدرخوانده را میبیند و با تمساحهای او تهدید میشود. مدیری، خمسه، آفتاب پرست و گروه فیلمبرداری و صدا تا ساعت هشت شب در این اتاق میمانند تا کار روز اول تمام شود. تا به حال نیمی از این سریال 15 قسمتی فیلمبرداری شده و کسی به جز مدیری از نتیجه کار خبر ندارد. اما همه از قول او میگویند که کار خیلی خوب شده و با همه سریالهای او فرق میکند. ساعت هشت شب، گروه فیلمبرداری از اتاق قرمز بیرون میآیند، صدای آدمها بلند میشود، مدیری با آرامش سیگاری روشن میکند و به سمت هیوندای سفیدش میرود.
» روایت سوم: داستان کلانتری و روزهای شروع کار

گزارشي از يک روز تعطيل در پشت صحنه باغ
سلام بچه ها
این گزارش رو تقریبآ یک سال پیش چلچراغ چاپ کرده بود. امیدوارم خوشتون بیاد.
«ژوله» تان را پس مي دهيم!
من رسيده ام. کمي زودتر از قرارمان. پشت در باغ مظفر هستم. برف مي بارد. براي منتظر شدن خيلي سرد است.
يکي از عوامل وارد باغ مظفر مي شود و من هم به زور از لاي در خودم را داخل باغ مي چپانم تا در بسته نشود.
مدير روابط عمومي مي گويد: «موبايلتان در دسترس نبود خبرتان کنم! امروزoff هستيم.»
«آهان! تعطيل هستين!»
لابد قيافه ام زير برف خيلي معصوم است که خانم ملک زاده مرا دعوت به يک چاي گرم مي کند. داخل باغ هستيم. سمت راست اتاقي بزرگ با چوب و نايلون و ... درست شده است که حسابي گرم است و تشکيلات مهمي است براي خودش!
يک اتاق گريم دارد. يک اتاق مونتاژ و لوکيشن بزرگي براي رستوران سنتي باغ مظفر. آمده ام يک ليوان چاي گرم بنوشم و بروم. اما خانم ملک زاده مهربان تر از اين حرف هاست. مرا به ناهار هم دعوت مي کند!
من و عوامل پشت صحنه ناهار مي خوريم. يکي به مدير تدارکات زنگ مي زند و اعتراض مي کند که چرا نگفتيد امروز سرکار بيايم؟
با خودم فکر مي کنم: «بچه ها چقدر کار را دوست دارند طفلکي ها! روزoff هم مي خواهند بيايند و کنار پروژه باشند.» کما اين که يکي از بچه ها هم همين را مي گويد.
اما يکي از عوامل زيرگوش من مي گويد: «امروز قرار است بچه ها چک هايشان را بگيرند.» و ديگري مي گويد: «حالا اگر نازي بود تا حالا صد نفر بهش زنگ زده بودند بيايد!»
مهران مديري با پالتوي بلند مشکي اش وارد مي شود، ناهار مي خورد و آرام و بي سر و صدا با عواملش خوش و بش مي کند.
ساکت است، حرف نمي زند و موقع غذا خوردن با قاشق و چنگالش بازي مي کند! زير چشم هايش پف کرده. معلوم است تازه از خواب بيدار شده. وارد اتاق مونتاژ مي شود و در را پشت سرش مي بندد.
پيمان قاسم خاني از راه مي رسد و از آنجا که حافظه تصويري اش بسيار قوي است، مرا به چهره مي شناسد. نيازي نيست خودم را و کارهايم را معرفي کنم. احتمالا اگر بهاره رهنما مدتي در چلچراغ همکارمان نبود، اسم «چلچراغ» هم او را ياد چيزي نمي انداخت، چه برسد به من!
به هر حال پيمان قاسم خاني با آن حافظه تصويري فوق العاده اش هم متوجه مي شود چلچراغ چه کلاه بزرگي سرشان گذاشته. کلي ما را لعن و نفرين مي کند و مي گويد: «مي خواهيم ژوله را پس تان دهيم!»
گربه اي دور ميز ناهار مي چرخد و از خودش «ميوميو» در مي کند. وقتي کسي اعتنا نمي کند، راهش را مي گيرد و داخل رستوران سنتي باغ مظفر مي شود. لابد فکر مي کند اينجا ديزي مي دهند!
رستوران سنتي درست مثل هماني است که در تصوير مي بينيم. فقط کمي زلزله هم به آن اضافه کنيد. يکي از عوامل داد مي زند: «ناهار نمي خواهيم بابا. پولمان را بدهيد که هم ناهاره هم شامه!
مي دانيد که قشر هنرمند اصولا صورتشان را با سيلي سرخ مي کنند!
قرار است ته باغ را نشانم بدهند. از باغ که رد مي شويم، از کنار ديوار يکي يکي سر پسربچه هاي دبستاني بالا مي آيد که به در و ديوار باغ آويزان شده اند. مدرسه شان کنار باغ است و بعد از مدرسه هر روز همين بساط است.
يکي داد مي زند: «حيف نون!» و ديگري در حالي که پايش توي چشم ديگري است و سرش بين دو نرده گير کرده داد مي زند: «تو رو خدا يه امضا بدين!»
جلوتر صداي غازهاي داخل باغ آن قدر بلند مي شود که ديگر صداي بچه هاي آويزان از در و ديوار کمتر شنيده مي شود. دارند غذاهاي مانده بازيگران را جلوي غازها و اردک ها مي ريزند.
پشت باغ را نشانم مي دهند و مي گويند: «زير اين برگ ها يک سموري، گربه اي، چيزي هست که اين غازها را مي خورند. يک روز صبح آمديم ديديم گردن غازهايمان را شکسته است. براي همين شب ها غازها را در يک قفس مي گذاريم.»
به برگ هاي ته باغ نگاه نمي کنم، مبادا سمور از خوردن غازها نااميد شده باشد و دلش هوس جيگر انسان کرده باشد.
و از ترس است يا از سرما، به هر حال داخل خانه مي رويم. خانه پدري کامران. اينجا پر از عتيقه است. يک خانه بزرگ که تمام آن را با کاغذ ديواري قديمي و وسايل عتيقه پر کرده اند.
صندلي مخصوص «خان والا» هم گوشه ديوار است. مدير روابط عمومي مي گويد: «آن قدر سنگين است که براي جابه جا کردنش سه نفر لازم است.»
ساعت قديمي بالاي سرمان يک بار مي نوازد. و ما تمام اتاق ها را بازرسي مي کنيم. به همه وسايل دست مي زنم تا مبادا دکور باشند.
نادر سليماني با يک کلاه قرمز وارد مي شود. با «پومان» پسر کوچکش آمده و پسرش را به همه معرفي مي کند. با تک تک بازيگران از پسرش عکس مي گيرد. اغراق نيست اگر بگويم نادر سليماني پدري را کمال و تمام به جا مي آورد، آن هم براي پسر بامزه اي که در توصيف او بايد گفت: «نادر سليماني کوچک!»
اين قدر مودب است که همه دخترهاي گروه ريخته اند سربچه و لپ هايش را مي کشند. و چون بچه رويش نمي شود چيزي بگويد، بقيه هم از اين سکوت استفاده کرده و بارها لپ هايش را مي کشند. آن قدر که وقتي گريمور مجموعه از جلوي او رد مي شود، بچه با لپ هاي کش آمده مي گويد: «عمو بيا منم با خودت ببر گريم!»
پيمان قاسم خاني از شلوغي استفاده کرده و در اتاق نويسنده ها نشسته تا فيلم سينمايي اي را که در دست دارد تمام کند و از آنجا که با بستن در رسما اعلام کرده که کسي مزاحمش نشود، همه عوامل داخل اتاق او مي شوند و شروع مي کنند به خاطره گفتن.
مي پرسم: «فيلم سينمايي چيه؟»
مي گويد: «يک فيلم سينمايي که خانم برومند کارگردانش است.»
مي پرسم: «پيشنهاد جديد چي داشتي؟ چرا فقط براي مديري مي نويسي؟»
مي گويد: «خيلي پيشنهادهاي سينمايي خوب داشتم، ولي به خاطر اين کار ردشان کردم!»
«چرا دست از سر مهران مديري بر نمي داري؟»
«...»
همان موقع تلفن زنگ مي خورد و خانم روابط عمومي تلفن را برمي دارد. يک نفر پشت تلفن در حال عجز و ناله است که کلي استعداد دارد و مي خواهد بازيگر شود. و احتمالا مي گويد: يک آژانس بفرستيد که بيايد و تست بدهد.»
مسئول مربوطه (که البته امير ژوله نقش آن را بازي مي کند) گوشي را مي گيرد و مي گويد: «من براي هنر شما ارزش قائلم، ولي ما الان احتياج به بازيگر نداريم. اواسط فيلم برداري هستيم.»
گويا مرد پشت تلفن شروع مي کند به تقليد صدا و ژانگور زدن و مي گويد: «به خدا من بازيگر با استعدادي ام. ببين چه خوب تقليد صدا بلدم!»
سيامک انصاري در اين شلوغي روزنامه مطالعه مي کند و گه گاهي با هيجان از بازي هاي آسيايي حرف مي زند و به شايعاتي که بعضي ها (!!!) با شيطنت در گروه راه انداخته اند دامن مي زند و مي خندد. امير ژوله که تا به حال بي سيم نديده است، بي سيم را برداشته و با آن شروع مي کند به سرکار گذاشتن آدم ها و استفاده هاي غير متمدنانه کردن از تکنولوژي.
سيامک انصاري به پيمان مي گويد: «قيافه ات از حالت سريالي در اومده! شبيه اپيزود شدي!»
البته که اين شوخي بار طنز زيادي ندارد، اما اگر خوانندگان باهوشي باشيد مي توانيد حدس بزنيد که در پس اين جمله چه رازهايي نهفته است. آيا اين سريال، سريال مي ماند؟ و يا ...
به سيامک انصاري مي گويم: «چرا به آقاي مديري چسبيدي ولش نمي کني؟» لحظه اي مکث مي کند و مي گويد: «چون فکر مي کنيم وقتي با هم کار مي کنيم خوب کار مي کنيم. حالا اگر به نظر شما خوب نمي شود ببخشيد. ولي مثل اين که واقعا هم خوب کار مي کنيم ها...»
و مدير روابط عمومي اضافه مي کند: «با هم هماهنگ اند.»
از همه چيز که گفتم. خالي از لطف نبايد باشد که از اوضاع دستشويي در باغ مظفر هم بدانيد. يک سري دستشويي يک مرتبه پشت باغ سبز شده اند که فکر مي کني دکور است و هر آن روي سرت خراب مي شود، اما دستشويي صحرايي واقعي است و به اندازه کافي هم تميز است.
البته دوستان هنرمند شير دستشويي را از جا کنده اند که به هر حال ربطي به تميزي دستشويي ها ندارد.
اينجا باغ مظفر است و همه چيز قاعدتا طنز است. طنز قبل از برگشتنم هم مربوط مي شود به محراب قاسم خاني فکرش را بکنيد در مجموعه اي که براي نوشتن يک پيام تسليت جدي در روزنامه سراغ نويسنده طنز بروند چه خبر است!
عمق فاجعه اينجاست که خود محراب در جواب مي گويد: «از من موجه تر پيدا نکردين؟»

تازهترين عكسها و خبرها از پروژه نوروزي «مهران مديري»

صداگذاری اصلاحیه ها ی دایره زنگی به پایان رسید+«هميشه» به اكران نوروزي نميآيد
سلام
سید جمال ساداتیان:
« دایره زنگی » از یکشنبه در گروه سینمایی قدس اکران می شود
با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال ٬ فیلم « دایره زنگی » نخستین ساخته پریسا بخت آور در مقام کارگردان تنها اکران قطعی نوروزی است .
« دایره زنگی » از روز یکشنبه بیست و ششم اسفند ماه در گروه سینمایی قدس اکران می شود . اصلاح بخش هایی از فیلم که در بازبینی اصلاحیه خورده بودند نیز امروز به پایان رسید و فیلم برای اکران عمومی آماده شد.
باران كوثري، صابر ابر، امين حيايي، مهران مديري، نيما شاهرخشاهي، بهاره رهنما، اميد روحاني، محمدرضا شريفينيا، گوهر خيرانديش، نيلوفر خوشخلق، اكرم محمدي، امير نوري، مليكا شريفينيا، نگار فروزنده ٬ محسن قاضيمرداي، كيانوش گرامي، آفرين چيتساز و مهدي پاكدل از جمله بازیگران دایره زنگی هستند . تهیه کنندگی این کار بر عهده سید جمال ساداتیان است .
در خلاصه داستان فیلم آمده : صبح روز جمعه شيرين و محمد تنها تا پايان روز فرصت دارند هزينه تعمير ماشين را كه با آن تصادف كردهاند را تأمين كنند. اين دو به ناچار راهي خانهاي در شمال شهر ميشوند تا با كاري كه انجام ميدهند پول مورد نياز را تأمين كنند.
سینمای ما

محسن علياكبري:
«هميشه پاي يك زن در ميان است«هميشه پاي يك زن در ميان است» به اكران نوروزي نميآيد
محسن علياكبري گفت: «هميشه پاي يك زن در ميان است» را در اوايل تابستان اكران ميكنيم.
اين تهيهكننده در گفتگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: به دنبال اكران نوروز بوديم، اما با توجه به اينكه چند فيلمي كه اميد فروش در اكران 87 به آنها هست در نوروز به نمايش در ميآيند، تصميم گرفتيم بعد از اكران نوروز «هميشه پاي يك زن در ميان است» را به نمايش درآوريم.
در اين فيلم به كارگرداني كمال تبريزي، حبيب رضايي، گلشيفته فراهاني، مهران مديري و رضا كيانيان به ايفاي نقش ميپردازند.
«هميشه پاي يك زن در ميان است» در جشنواره 26 فيلم فجر به عنوان فيلم برگزيده تماشاگران انتخاب شد.
گفتني است: هفتهي گذشته كمال تبريزي از صدور پروانه نمايش اين فيلم خبر داد و گفت: در صدد هستيم فيلم را عيد نوروز اكران كنيم.
ایسنا
سلام
سلام
سلام آی آدمای دور و بر
آی آدمای خسته ی هر روز من
دیدین که من ساده تر از پریدن مرغ از قفس
پریدم و رفتم ز شهر
راحت شدین
خستگی و ناراحتی در اومدش از جونتون
یادتونه با همدیگه داد می زدید
آی دیوونه
برو بمیر بی بهونه
واله و هیرون میشدم
از شما گریون می شدم
جمع می شدید دور و برم
داد می زدین
آی دیوونه
بخون برقص
یادت می ره
میزدم و می خوندم و داد میزدم
به سنگ دنیا می زدم
از صدای داد زدنم
قهقهه ها بالا می رفت
شاد می شدن دور و برم
چشمای من پر می شدش
گریرون و لرزون می شدش
آخه همین داد زدنها
آخر بی درمونی بود
صدای غمگینی از این
دیوونه که می دونی بود
دلم می سوخت واسه خودم
آخه کیم
آخه چیم
کجا می رم
غمگین و حیرون می شدم
راهی توی هر خیابون
پشت سرم داد می زدید
آی دیوونه
بازم بخون
سنگ می زدم به این و اون
داد می زدم آی آدما
غصه من دلواپسی
واسه ی خودم
واسه ی زمین
واسه ی شماست
واسه ی شما که گم شدین تو این جهان بی وفا
تو دود و ماشین و بلا
باور کنین شهر بقا
دوره از این هیاهوها
رسیدن ما آدما
به خونه ی واقعی مون
تنها به یک شرطه و بس
صداقت و محبت و وفا و بس

بهنوش بختیاری: مهران مدیری در یک جمله....
سلام
پاسخ بهنوش بختیاری به دو سوال:
مهران مدیری در یک جمله ؟
شیر فرهاد! بختیاری می خندد و می گوید : مدیری شخصیت والایی دارد و بسیار هنرمند است .
بازیگری تنها یکی از هنرهای ایشان می باشد .
وی نوازنده ، خواننده ، شاعر و موسیقیدان توانایی است.
به سبک برره یک جمله بگوئید.
بختیاری با خنده می گوید : خیلی خوشحال وشدم در خدمتتان بیدم جای شیر فرهاد خالی بید .
لیلون زندگی عشقولانه ای برای شما آرزو وکرده.


«مهران مدیری» درتحریریه روزنامه آسیا:
سلام
اینم مصاحبه ی روزنامه ی آسیا با مهران مدیری:
یکم قدیمیه، برای خرداد بوده.
«مهران مدیری» كه اكنون از او به عنوان سوپراستار (بازیگر، كارگردان، خواننده و... در عالم
سینما و تلویزیون) یاد میشود هفته گذشته به روزنامه آسیا آمد و در گفتوگویی صمیمانه به
سؤالات خبرنگار ما پاسخ داد:
از باغ مظفر «2» چه خبر؟
- این مجموعه در ده قسمت ساخته میشود كه دارای قصه جدیدی است و از طریق شبكه خانگی
توزیع خواهد شد.
كدام مؤسسه ویدیویی آن را عرضه میكند؛ تصویر دنیای هنر، قرن 21 یا...؟
- هیچكدام؛ خودمان این كار را خواهیم كرد.
از باغ مظفر كه بگذریم، به فیلم جدید «بیضایی» میرسیم كه قرار است شما در آن ایفای
نقش كنید؟
- ساخت فیلم «بیضایی» منتفی شد.
كار دیگرتان، ظاهراً بازی در فیلم تازه كمال تبریزی است؟
- بله، این فیلم كه جنبه طنز دارد، یك ماه دیگر اكران میشود!
برای تلویزیون برنامهای ندارید؟
- چرا یك مجموعه تازه را تدارك دیدهایم؛ همچنین برنامهای برای ساخت یك فیلم سینمایی دارم.
موضوع مجموعه و فیلم سینمایی چیست؟
- از «اسرار» است!
«مهران مدیری» را شاید بتوان موفقترین كارگردان تلویزیون در یك دهه اخیر نامید؛ چرا كه
بدون استثنا نام كارهایش با استقبال مردم مواجه شده است، دلیل این موفقیت چیست؟
- از لطف شما متشكرم! (میخندد) این مسأله به چند موضوع بستگی دارد؛ شناخت از مخاطب و
شرایط روز جامعه. تیمی هم كه كار میكند ویژگیهای خود را دارد، جنس بازی و... از طرفی ما بهترین
گروه نویسندگان را داریم. نكته دیگری كه وجود دارد نوع كار آدمی است. من میخواهم همیشه
«شریف» كار كنم؛ انتقال «صداقت» به بیننده عنصر مهمی است.
تبلیغ كالا و خدمات در «باغ مظفر» گاه به قصه اصلی فیلم تبدیل میشد، كه در مواردی
بینندگان را به فریاد میآورد؛ تجربه باغ مظفر تكرار خواهد شد؟
- این اولین باری بود كه ما چنین حجمی از تبلیغات را كار كردیم. به نظر میرسد نقایصی در این امر
وجود داشت. البته من از این تجربه در كارهای دیگر هم بهره خواهم گرفت. منتها با شكل و رویكرد جدید.
الگوی «مهران مدیری» در كار طنز چه كسی بوده است؟
- آدم مشخصی نیست. هر ژانری ویژگیهای خودش را دارد.
مجموعههای آینده شما با چه موضوعاتی ساخته خواهد شد؟
- خیلی دوست دارم كارهایم تم سیاسی و اجتماعی داشته باشد. تا آنجا كه بتوان روابط
اجتماعی و سیاسی را در جامعه بهبود بخشید.
شما یك بار كار سیاسی كردید و صدای خیلیها را درآوردید؟
- كدام؟
همان ماجرای تحصن و اعتصاب غذا در مجلس ششم! سرم به دست زده بودید و
ساندویچ میخوردید؟
- آهان! (میخندد) آن یك سوء تفاهم بود، بعضیها برداشت جناحی كردند، من اهل هیچ حزب و
گروه و جناحی نیستم.
جالب این است كه هنگام ساخت این كار «اسپانسر» شما شركت «سامسونگ» بود!
- آن هم تجربهای بود! الان وقتی در آن باره فكر میكنم میبینم كه طراحیها بهتری میتوان انجام داد
كه به كیفیت كار لطمه نخورد.
ارزیابی شما از وضعیت فعلی سینما چیست؟ خیلیها دل و دماغ حرف زدن در این باره را ندارند؟
- سینمای ایران از بیرون شاید جذاب به نظر برسد اما وقتی به درون آن میروی آن جذابیت رنگ
میبازد. شما هر چند سال یك بار به ندرت فیلم خوب میبینید.
چرا؟
- برای اینكه نگاهها متوجه «گیشه» است، این معضل باعث شده كه آثار هنرمندانه شكل نگیرد.
در این وادی شما میبینید كه بازیگر، فیلمنامه، ژانر كاری، تهیهكننده و سایر عوامل هر كدام به نوعی
دچار گرفتاری هستند!
شاید همین نگاه گیشهای باعث شده تا برخی از بازیگران معروف سینما تن به تبلیغ
كالا و خدمات بدهند و روی «بیلبورد» بروند؟
- به نظر من روی «بیلبورد» رفتن اشكالی ندارد. این موضوع در همه جای دنیا اتفاق میافتد.
شما حاضرید هر كالا و خدماتی را تبلیغ كنید؟
- نه، قرار نیست كه سر مردم كلاه بگذاریم.
رسیدن به جایگاه «مدیری» در عالم بازیگری میتواند نقطه اوج كار یك بازیگر جوان باشد؟
- این كار هیچگاه نقطه اوج ندارد. شما دایم باید در پی دانش و خلاقیت باشید.
«گابریل گارسیا ماركز» میگوید «شهرت» نوك قله است وقتی به آنجا رسیدی باید فكر كنی
كه چگونه از قله پایین بیایی؟
- بله وقتی ماركز به شهرت میرسد، سادگی را تجربه میكند و همین سادهزیستی او را دوباره به نوك
قله بازمیگرداند.
اهل مطالعه هستید؟
- ادبیات، شعر و موسیقی جزو دغدغههای من است.
آخرین كتابی كه خواندهاید چه بود؟
- من اكنون در حال مرور آثاری هستم كه در دورههایی از زندگی من تأثیرگذار بودند؛ داستانهای
كوتاه «اشتاینبك»، «آناكارنینا»، «پیروزمندان» و «مرگ ایوان ایلیچ»؛ هر كدام از این رمانها میتواند
مسیر زندگی را عوض كند.
در باغ مظفر از كارهای «پاپ» فاصله گرفتید و به سمت موسیقی اصیل رفتید؛ عدهای
میگویند دلیل این كار، شیفتگی مدیری به شجریان است؟
- شیفتگی كه جای خود دارد؛ حاضرم برای شجریان خودكشی كنم!
در سالهای اخیر چند كنسرت پاپ برگزار كردید، اگر این موقعیت تكرار شود از آن
استقبال میكنید؟
- حتماً؛ عدهای بعد از شنیدن تیتراژ «باغ مظفر» گفتند كه موسیقی اصیل را بهتر از «پاپ» اجرا میكنی؛ با همه اینها برای اجرای كنسرت موسیقی و تئاتر لحظهشماری میكنم.

«هميشه پاي يك زن در ميان است» در نوبت اكران نوروزي + «دايرهزنگي» ايام نوروز در گروه سينمايي قدس
سلام بچه ها
من فردا فرصت نمیکنم بیام نت، به خاطر همین امروز دوبار به روز میکنم.
۲ تا خبر خوب دارم برای کسایی که نتونستن تو جشنواره فیلم های مهران مدیری رو ببینند.
۱ـ ایسنا:
با پنج مورد اصلاحيه بعد از نمايش در جشنواره فجر:
«هميشه پاي يك زن در ميان است» در نوبت اكران نوروزي قرار گرفت
كمال تبريزي گفت: طي دو روز گذشته از طرف اداره نظارت ارزشيابي پروانه نمايش فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» صادر شد و ما در صدد هستيم فيلم را درعيد نوروز اكران كنيم.
اين كارگردان سينماي ايران دربارهي تغييراتي كه اين فيلم در اكران عمومي نسبت به جشنوارهي فيلم فجر خواهد داشت در گفت: پنج مورد اصلاحيه بعد از جشنوارهي فيلم فجر به فيلم خورده است كه يكي دو مورد از آنها را با صحبت حل كردهايم و درنهايت سه مورد اصلاحيه براي اكران عمومي انجام شده است.
او معتقد است: اين روزها حذفياتي كه به فيلمها وارد ميشود، بگونهاي است كه اگر فيلمي بدون هيچ حذفياتي اكران شود، گويا شوراي بازبيني وظيفه خودش را به درستي انجام نداده است.
كمال تبريزي گفت: احساس شخصي بنده اين است كه اعضاي خود شورا نيز به اين حذفيات معتقد نيستند و بيشتر يكجور پيشبيني است، براي اينكه عكسالعملهاي گروه يا قشر خاصي را بعد از اكران عمومي در پي نداشته باشد.
كارگردان فيلم برگزيدهي مردمي جشنوارهي فيلم فجر به ايسنا گفت: ايرادتي كه به برخي فيلمها وارد شده، سليقهاي است. خصوصا در مورد فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان» كه به نظر خودم غير از يك مورد هيچ حذفياتي متوجه آن نميشد.
او در عين حال معتقد است: عوامل بيروني و خارج از شوراي نظارت در حذفيات فيلمها دخالت دارند، بنابراين اگر نظارت اين عوامل بيروني وجود نداشت، تعامل بين فيلمساز و شوراي نظارت و ارزشيابي به راحتي صورت ميگرفت.
فيلمنامهي اين فيلم از رضا مقصودي و تبريزي با همكاري حبيب رضايي است كه با نگاهي آزاد به مجموعه قصههاي سيد مهدي شجاعي نوشته شده است و بازنويسي نهايي فيلمنامه توسط نغمه ثميني انجام شده است.
در خلاصه داستان «هميشه پاي يك زن در ميان است» آمده است: «به يك خيابان باريك پر از ترافيك دقت كنيد، به اكثر قهرها و دعواي همسايهها، هم محلهها و خانوادهها توجه كنيد به خيلي از جنگهاي تاريخي نگاه كنيد، حتي دعواي هابيل و قابيل را دوباره مرور كنيد، هميشه پاي يك زن درميان است.»
در اين فيلم حبيب رضايي، گلشيفته فراهاني، آهو خردمند، اسماعيل خلج، حسن معجوني، صبا كمالي، حبيبالله حداد، سياوش چراقيپور، شبنم مقدمي، مژگان جودي، هنگامه صالحي با هنرمندي مهران مديري و با حضور رضا كيانيان به ايفا نقش ميپردازند.
۲-فارس:
سرانجام پروانه نمايش «دايرهزنگي» صادر شد
«دايرهزنگي» ايام نوروز در گروه سينمايي قدس اكران ميشود
«دايره زندگي» (پريسا بختآور) به تهيه كنندگي سيدجمال ساداتيان از جمله فيلمهاي متقاضي اكران نوروزي بود كه ديروز پروانه نمايش خود را دريافت كرد. بنابراين گزارش شركت هدايت فيلم كه پخش كننده فيلم «دايره زندگي» است، قصد دارد اين فيلم را در گروه سينمايي قدس پس از اكران فيلم «مادر زن سلام» به نمايش بگذارد و اين قضيه در جلسه آتي شوراي صنفي نمايش كه با تاييد رسمي آئيننامه اكران همراه خواهد بود، اعلام خواهد شد.
«دايره زنگي» داستان فيلم درباره دختري است كه صبح روز جمعه خودرو پدرش را برميدارد و همراه محمد به گردش در شهر ميرود، اما طولي نميكشد كه تصادف ميكنند. آنها فقط تا بعد از ظهر فرصت دارند هزينههاي تعمير و صافكاري را تامين كنند، پس به خانهاي در شمال شهر ميروند تا با انجام كاري پول مورد نياز را به دست بياورند.
مهران مديري،امين حيايي، محمدرضا شريفينيا، صابر ابر، باران كوثري، حامد بهداد، بهاره رهنما، مهدي پاكدل، نيلوفر خوشخلق و اكرم محمدي از جمله بازيگراني هستند كه در «دايره زنگي» به ايفاي نقش پرداختهاند. فيلمنامه «دايره زنگي» تصويري متفاوت از شهر تهران و جامعه ايران نشان ميدهد.
قبل از «دايره زنگي»، نمايش «زن دوم» همين سادگي(رضا ميركريمي) در گروه سينمايي استقلال و زن دوم(سيروس الوند) درگروه سينمايي آزادي به عنوان برنامه نوروزي قطعي شدهاند، اما اعلام اين قضيه قرار است در جلسه آتي شوراي صنفي نمايش اتفاق بيفتد.

متن و حاشيه سريال نوروزي مهران مديري
سلام
یه خبر جدید از همشهري امارات عربي متحده
گفت و گو با حيوانگردان! سريال نوروزي مديري
شبكه سوم يكي از موفقترين شبكههاي تلويزيون در عرصه ساخت سريالهاي مناسبتي است. معمولا سريالهاي مناسبتي اين شبكه چه در ايام نوروز و چه در ماه رمضان از لحاظ ميزان رضايتمندي مخاطبان جزو سريالهاي اول يا دوم بودهاند. اما آنها براي نوروز 87 خواستهاند تا يك برگ برنده رو كنند. آنها ميخواهند با مهران مديري و مرد هزارچهرهاش بهترين شوند.
1- مهران مديري معمولا كار بد و ضعيف ندارد. بعضي از كارهايش شايد انتظارات را برآورده نكرده باشد؛ اما غيرقابل ديدن نبوده. مثل «جايزه بزرگ» كه كار چندان موفقي در قياس با كارهاي اخير او به حساب نميآيد. اين مجموعه نوروزي با وجود بهرهبردن از بازيگراني مثل رضويان و شفيعيجم نتوانست آن طور كه بايد و شايد طرفداران سريالهاي مديري را راضي كند.
جايزه بزرگ به نوعي اولين مجموعه مديري بود كه در آن داستاني دنبالهدار روايت ميشد و او حالا پس از چند سال بار ديگر سريالي با داستاني دنبالهدار را براي نوروز شبكه سوم ميسازد. سريالي با نام «مرد هزارچهره» كه خودش در آن در 14 نقش متفاوت ظاهر شده است. سريالي كه از ظواهرش پيداست كه كاري متفاوت و جذاب خواهد شد، به خصوص آنكه او در اين مجموعه از چند چهره شناخته شده نيز استفاده كرده است.
2- مديري تقريبا از اوايل ديماه درگير پروژه نوروزي خود شد. در همان ايام فقط خبري منتشر شد مبني بر ساخت سريالي از سوي او براي نوروز شبكه سوم و تنها اطلاعات موجود از كار هم همكاري او با حميد و مجيد آقاگليان به عنوان تهيهكننده در مطبوعات منتشر شد. چند روز بعد يكي از خبرگزاريها تركيب بازيگران مجموعه را كه در آن زمان هنوز نامي برايش انتخاب نشده بود اعلام كرد كه در واقع بازيگران نام برده شده، همان تيم بازيگري چند كار اخير بودند. مثل سيامك انصاري، سحر جعفريجوزاني، محمدرضا هدايتي، سعيد پيردوست، هادي كاظمي، نادر سليماني، نصرالله رادش و ... در پي اين خبر، خبرگزاري ديگري اعلام كرد كه مهران مديري در اين مجموعه از بازيگران شناخته شده و مطرح سينما استفاده ميكند كه در پي همين خبر از حضور امين حيايي و خسرو شكيبايي در چند قسمت از اين مجموعه خبر داد. اين اخبار هيچگاه نه از سوي توليدكنندگان مجموعه به شكل صددرصد تاييد شد و نه آن را تكذيب كردند. بعدها از گوشه و كنار خبر رسيد كه علاوه بر امين حيايي، همسرش نيلوفر خوشخلق نيز در اين مجموعه بازي دارد. حامد بهداد و حتي پرويز پرستويي ديگر بازيگران سرشناسي بودند كه از آنها براي حضور يكي، دو قسمتي در اين مجموعه خبر داده ميشد، نكته جالب ديگر در ميان اسامي بازيگران حضور سيدجواد رضويان بود، كسي كه در دو كار قبلي مديري يعني «شبهاي برره» و «باغ مظفر» همكاريش در آخرين دقايق با اين پروژهها منتفي شده بود و امسال هم خودش به عنوان كارگردان مجموعه «قرارگاه مسكوني» را براي نوروز شبكه تهران آماده داشت، به همين دليل حضور او در اين مجموعه كمي عجيب به نظر ميرسيد. در هر حال مديري با وجود همه اين شايعات كارش را ادامه داد.
3- سكوت خبري سريالهاي مديري توسط عوامل آن معمولا در آستانه پخش مجموعه شكسته ميشود و درهمين ايام است كه صحت و سقم شايعات پيراموني مجموعه مشخص ميشود. شايد اولين نكتهاي كه همگان بخواهند از آن مطلع شوند، تركيب بازيگران مجموعه باشد. همين ابتدا خيالتان را راحت كنيم. از خسرو شكيبايي، امين حيايي و همسرش، حامد بهداد و جواد رضويان در اين مجموعه خبري نيست. البته شايد در آن زمان توافقاتي ميان اين بازيگران و مديري براي بازي در «مرد هزار چهره» انجام شده بود؛ اما همگي آنها به استثناي رضويان به ترتيب درگير پروژههاي «حيران»، «كلاه پهلوي» و «زخمهاي رويا» هستند و شايد تداخل فيلمبرداري اين آثار با كار مديري مانع از همكاريشان شده است. در هر حال اينها در مجموعه مديري بازي ندارند. اما پژمان بازغي، عليرضا خمسه، نگار فروزنده و بهاره رهنما از جمله بازيگران جديد اين سريال هستند. از ميان بازيگران ثابت كارهاي مديري هم ميتوان به بازي سيامك انصاري، ساعد هدايتي، شقايق دهقان، اليكا عبدالرزاقي، شايان احديفر، نادر سليماني، روشنك عجميان و سحر جعفريجوزاني اشاره كرد. همانطوري كه قبلا هم گفته شد خود مهران مديري ايفاگر نقش اصلي مجموعه است.
4- از ميان بازيگراني كه از آنها نام برديم، حضور يكي بيش از بقيه جلب توجه ميكند شايد فكر كنيد آن يك نفر پژمان بازغي است. نه آن يك نفر عليرضا خمسه است. خمسه كه پس از سالها اين اواخر با يك «مشت پر عقاب» در نقش گروهبان «شهپرست» خوش درخشيد، حالا به جمع بازيگران سريالهاي مديري آمده تا با توجه به شرايطي كه در اين مجموعه برايش مهيا ميشود بتواند گوشهاي ديگر از هنر طنزش را رو كند. قطعاً رودررويي مديري و خمسه كه هر كدام در عرصه كمدي سبك و سياق خاص خودشان را دارند جالب باشد.
نكتهاي كه خود خمسه به خوبي به آن اشاره ميكند: «وقتي از طرف مهران مديري براي اين كار دعوت شدم، آن را به فال نيك گرفتم و بسيار خوشحال شدم؛ چون او كارگرداني آگاه به كمدي است و تسلط منحصربهفردي روي اين ژانر دارد. مطمئن هستم با تسلط و دقت نظري كه او روي كار و اجراي نقشها دارد، بازيگرها ميتوانند بازي خوبي در اين مجموعه ارائه دهند. در هر حال براي من اين سريال در كارنامه كاريام، اثري تأثيرگذار و متفاوت خواهد بود و فكر ميكنم بتواند جزء سريالهاي پرمخاطب نوروز امسال شود.»
خمسه در اين مجموعه نقش رئيس باند مافيا با نام «قداره بنديان» را برعهده دارد. شخصيتي كه در قسمتهاي دوازدهم تا چهاردهم در مجموعه حضور خواهد داشت.
5- زوج مهران مديري و پيمان قاسمخاني را بيشك بايد زوج طلايي طنز تلويزيون ناميد. مطمئن هستم همه روي اين مسئله اتفاق نظر دارند و حالا اين زوج هنري بار ديگر در كنار يكديگر قرار گرفتهاند تا اثري متفاوت در عرصه طنز تلويزيون خلق كنند.
پيمان در «مرد هزار چهره» به سراغ اقتباس رفته و شايد همين عامل كار آنها را بيش از پيش متمايز كند او ميگويد: «ساختمان اوليه مجموعه براساس رمان «پخمه» نوشته عظيم نسيم شكل گرفت و فيلمنامه برداشتي است آزاد از اين كتاب.»
محراب قاسمخاني، سروش صحت، اميرمهدي زوله و خشايار الوند گروه نويسندگان مجموعه «مرد هزار چهره» را تشكيل ميدهند كه به سرپرستي پيمان قاسمخاني فيلمنامه را مينويسند قطعاً نگارش فيلمنامه اثري دنبالهدار كه ساختاري اپيزوديك ندارد توسط تيمي 4 نفره كمي مشكل به نظر ميرسد نكتهاي كه پيمان هم به آن اشاره ميكند: «حضور 4 نويسنده، قطعاً كار را سختتر ميكند و با توجه به شكل داستاني مجموعه طراحي داستان و نگارش فيلمنامه هم متفاوتتر از كارهاي قبلي است، اما با توجه به اينكه ما با يكديگر راحت هستيم، خيلي زودتر به نتيجه دلخواه ميرسيم، آنها فيلمنامه را مينويسند و در پايان من نظارت نهايي را انجام ميدهم، اگر حس كنم كار احتياج به بازنويسي دارد، قطعاً آن را بازنويسي ميكنم.»
قاسمخاني هم به اين سريال خيلي اميدوار است: «مرد هزار چهره چون شكل داستاني دارد تجربه متفاوتي در بين كارهاي مهران مديري محسوب ميشود و من به آن خيلي اميدوارم.»
جانوراني كه به سريال مديري آمدهاند
تا به حال شده حتي از فكر كردن به اينكه يك مار به دور گردنتان حلقه زده به وحشت بيافتيد؟ امير توحيد رهبر، كسي است كه به راحتي با حيواناتش بازي ميكند و اكثر اوقات مارش به دور گردنش حلقه زده و يا آفتابپرستش (كه تنها آفتابپرست در ايران است) به روي پاهايش نشسته و يا اينكه سوسمارش را را بغل كرده است! او به راحتي از اين حيوانات بازي ميگيرد و خود را بازيگردان حيوانات در فيلمهاي سينمايي و يا سريالها ميداند، كه تازهترين كار او بازيگرداني اين حيوانات در سريال مهران مديري است.
در طي چند سال اين حيوانات زيبا را گردآوري كرديد؟
بعد از سال 72 كه با طنزنويسي وارد عرصه سينما و تئاتر شدم، سال 76 براي تحصيلات به هندوستان رفتم اما در آنجا به دنبال كار خودم رفتم و چيزهاي زيادي را ياد گرفتم كه در هيچ دانشگاهي اين درسها تدريس نميشد، به جنگلها رفتم و تعدادي از اين حيوانات را در آنجا گردآوري و بقيه را هم از ساير نقاط جهان وارد كردهام.
تمامي اين حيوانات را در خانه نگهداري ميكنيد؟
همه آنها را نه! براي مثال من 30 سگ دارم ولي هيچكدام را به خانه نميبرم چرا كه هم به دليل مذهبي و هم به دليل علمي اعتقاد دارم كه نميتوان آنها را در خانه نگه داشت. يا مثلاً مارهاي سمي يا پرندگان كه احتياج به پرواز دارند را نميتوان در يك محيط بسته حفظ كرد.
از اين حيوانات هيچوقت نترسيديد؟
نه! ببينيد من علمي را در ايران آوردم به نام
animal fobia ، كه در عرض 15 تا 30 دقيقه ترس شما را از حيوانات از بين ميبرم و كاري ميكنم كه تمام عمر بتوانيد راحت در كنار آنها زندگي كنيد و از همين طريق هم به بازيگران چگونگي برخورد با آنها را آموزش ميدهم، مثل صحنهاي كه رويا نونهالي در سريال خواب و بيدار وارد قفس سگها شد يا ليلا حاتمي، بهرام رادان، امين حيايي و مريلا زارعي كه در كارهاي مختلف با حيوانات سروكار داشتند. شما بايد بدانيد كه درندهترين حيوانات نيز خطرشان از انسانها كمتر است، چون يك حيوان از همان لحظه اول اگر از كسي يا چيزي خوشش نيايد آن را نشان ميدهد ولي آدميزاد بعد از چند سال تازه خمير وجودي خود را به شكلهاي وحشتناكي آشكار ميكند كه همان سبب جنايات ميشود.
چگونه به سريال مديري دعوت شديد؟
ايشان به حيوانات علاقه زيادي دارند، بعد از فيلم هميشه پاي يكزن در ميان است كه با يك مار سروكار داشتند به منزل من آمدند و با هم تبادل مار داشتيم و براي اين كار نيز از من دعوت كردند تا بتوانند از حيوانات بازي بگيرند.
در اين كار بازي هم ميكنيد؟
بله، به واسطه آقاي مديري در اين سريال نقشي را نيز برعهده دارم.
اینم عکسی از "مرد هزار چهره":

سریالهای نوروز 87 شبکههای گوناگون سیما + عکسی از دردسر والدین
سلام
سریالهای نوروز 87 شبکههای گوناگون سیما مشخص شدند
پس از مشخص شدن برنامه هاي اکران نوروزي سينماها و فيلم هاي سينمايي شبکه هاي مختلف تلويزيون در ايام نوروز اين بار نوبت به سريال هاي نوروزي شبکه هاي مختلف سيماست تا با رسيدن خبرهايي مبني بر طي شدن مراحل پاياني اين سريال ها، برنامه هاي نوروزي سينما و تلويزيون کامل شود.
شبکه يک در ايام نوروز سريال «اس ام اس از ديار باقي» را با کارگرداني سيروس مقدم پخش خواهد کرد. ديروز سيد امير سيدزاده تهيه کننده اين مجموعه تلويزيوني در گفت وگو با فارس با اعلام خبر به پايان رسيدن تصويربرداري اين مجموعه تا پايان اسفندماه از تدوين همزمان اين سريال 15 قسمتي و پايان کار توليد اين سريال خبر داد. تصويربرداري «اس ام اس از ديار باقي» از روز اول دي ماه آغاز شده بود. در سريال تلويزيوني «اس ام اس از ديار باقي» محمدرضا شريفي نيا، افسانه بايگان، حميد لولايي، رضا شفيعي جم، حامد کميلي، نادر سليماني و سروش گودرزي ايفاي نقش کرده اند. با توجه به شنيده ها از فضا و مضمون سريال پيش بيني مي شود اين مجموعه از سريال هاي پربيننده نوروزي تلويزيون باشد.
پيش از اين از مجموعه تلويزيوني «سه در چهار» به کارگرداني «محمدحسين لطيفي» به عنوان سريال نوروزي شبکه اول نام برده مي شد که ظاهراً پخشش به بعد از عيد موکول شده است.
اما شبکه دوم نيز براي ايام نوروز سريال «نشاني» را به کارگرداني رامبد جوان در برنامه خود دارد. چندي پيش پس از اعلام تصويربرداري نيمي از اين سريال تدوين و ساخت موسيقي آن هم به طور همزمان آغاز شد. اتفاقات اصلي مجموعه «نشاني» حول محور دو خانواده مي افتد، پرويز پورحسيني، آتنه فقيه نصيري ، فلورا سام و برزو ارجمند از بازيگران اصلي سريال هستند. رامبد جوان علاوه بر کارگرداني مجموعه تلويزيوني «نشاني» ايفاگر يکي از نقش هاي اصلي داستان است. همچنين به فراخور ماجراي هر قسمت، گروهي از بازيگران به اين پروژه تلويزيوني اضافه خواهند شد. فيلمنامه «نشاني» با مضموني کمدي توسط فلورا سام نوشته شده است. موضوع داستان اين مجموعه خانوادگي، زندگي دختري به نام «ليلا» است که آتنه فقيه نصيري اين نقش را بر عهده دارد. ليلا که ساکن دوبي است، به دنبال ورشکستگي شرکت عمه اش که او، مديرعامل آن است، مجبور مي شود به ايران سفر کند.
اما شايد پرسروصداترين مجموعه نوروزي تلويزيون سريال طنز جديد مهران مديري باشد که از شبکه سوم پخش خواهد شد. «مرد هزار چهره» نام سريال جديد مديري است که در 15قسمت به تهيه کنندگي برادران «آقاگليان» ساخته مي شود و «مهران مديري» در آن نقش اول را بازي خواهد کرد. داستان هاي اين مجموعه در مقايسه با غالب کارهاي طنز مديري به هم پيوسته است و بازيگران اين بار در داستان ها حضوري کوتاه خواهند داشت. قصه اين مجموعه تلويزيوني درباره فردي است که بي گناه به کلاهبرداري متهم مي شود و به دليل اين اتهام هربار درگير ماجرايي تازه مي شود. فضاي کار جديد «مهران مديري» آپارتماني است و داستان آن ظاهراً شباهتي به کارهاي قبلي او ندارد. در اين سريال بازيگراني چون سيامک انصاري، هادي کاظمي، شقايق دهقان، بهنوش بختياري، اليکا عبدالرزاقي، پژمان بازغي، عليرضا خمسه و جواد رضويان حضور دارند و داستان هاي اين مجموعه توسط «محراب قاسم خاني» و «پيمان قاسم خاني» نوشته شده است.
اما در شبکه پنج نيز مجموعه تلويزيوني «قرارگاه مسکوني» به کارگرداني «جواد رضويان» پخش خواهد شد. اين مجموعه قرار بود نوروز سال 86 از شبکه اول سيما پخش شود که بنابر نظر مديران، پخش آن به تعويق افتاد و امسال از شبکه تهران پخش خواهد شد. تحقيق و نگارش قرارگاه مسکوني را «عليرضا محمودي» انجام داده و موضوع آن درباره تعدادي سرباز در يک قرارگاه است که براي تعطيلات ايام نوروز تصميم دارند به مرخصي بروند ولي با مشکلاتي روبه رو مي شوند که اين مشکلات دست مايه اصلي ساخت اين مجموعه است. در قرارگاه مسکوني که در 14 قسمت ساخته شده، بازيگراني چون مهران غفوريان، يوسف تيموري، مهران رجبي، يوسف صيادي، علي صادقي و جواد رضويان بازي کرده اند.
اما سريال ديگري که قرار بود در ايام نوروز پخش شود مجموعه «جاده در دست تعمير است» به کارگرداني «حسين تبريزي» بود. اين مجموعه در 15 قسمت 40 دقيقه يي با طرحي از «مهدي سعادت پور» و «علي مشهدي» ساخته خواهد شد و داستان ها به سرپرستي «سعيد آقاخاني» نوشته شده است. بهزاد فراهاني، ثريا قاسمي، ابوالفضل پورعرب، رضا توکلي، مريم اميرجلالي، کيومرث ملک مطيعي، لاله صبوري، سحر زکريا و کيانوش گرامي بازيگران اين سريال هستند. پيش از اين قرار بود اين مجموعه از 20 اسفندماه تا 5 فروردين ماه پخش شود اما با توجه به مشخص شدن ليست نهايي شبکه هاي مختلف اين مجموعه نيز در انتظار پخش باقي خواهد ماند.
با اين مجموعه هاي تلويزيوني مشخص مي شود رويکرد امسال مديران تلويزيون نيز سراسر طنز است و رقابت اصلي ميان اين سريال ها در جذب بينندگان احتمالاً در بيشتر خنداندن مخاطبان است.
ساعت پخش سريال ها هم هرچند اعلام نشده است اما به سنت سال هاي قبل احتمالاً سريال شبکه اول ساعت 22، سريال شبکه 2 ساعت 21، سريال شبکه 3 ساعت 20 و سريال شبکه تهران ساعت 19 پخش خواهد شد.

پشت صحنه ی مرد هزار چهره 4 (مهران مدیری)
سلام
بلاخره رسیدیم به آخرین قسمت گزارش.
ما حدود 10 دقیقه ای مزاحم استاد شدیم که من قسمت هایی از صحبت هامون رو به صورت خلاصه براتون مینویسم:
...
استاد به آشپزخونه اومدن. ما که از قبل ایستاده منتظر بودیم دوباره سلام کردیم.
ایشونم با روی باز با ما احوال پرسی کردن و خوشامد گفتن.
و بابت گل تشکر کردن.
بعد با خنده پرسیدن: مارو از کجا پیدا کردین؟!
وقتی متوجه شدن ما از بچه های مدیری فنزیم خیلی خوشحال شدن.
بعد من گفتم که یه وبلاگ براشون ساختم و ایشون بعد از پرسیدن اسم وبلاگ متوجه شدن که قبلآ به وبلاگ من اومدن!
و گفتن: چند وقت پیش به چندتا از وبلاگ ها سر زدم،
ایشالا سرم که خلوت بشه بعد این کار براتون مطلب مینویسم میفرستم.
و باعث خوشحالی ما شدن.
بعد بابت زحماتی که ما و همه ی بچه ها برای وبلاگ و گروه میکشن تشکر کردن و ما هم گفتیم که زحمت اصلی رو ایشون میکشن.
و چون موقع ناهار بود و استاد هم خسته، بعد از آرزوی موفقیت از ایشون خداحافظی کردیم و حدودای ساعت 3 لوکیشن رو ترک کردیم.
اینم یه عکس اختصاصی از مهران مدیری:

پشت صحنه ی مرد هزار چهره 3 (فیلمبرداری)
سلام
اینم قسمت سوم
فیلمبرداری:
...
ما انقدرسرگرم صحبت در مورد فضا و قصه شدیم که متوجه نشدیم استاد از طبقه بالا اومده.
ییهو صدای استاد رو شنیدیم که گفت: خوب بریم برای ادامه تمرین.
تازه اونموقع دیدیم استاد اومده پایین، پشت دوربین وایساده و داره دوربین رو تنظیم میکنه.
استاد جلیقه و شلوار شکلاتی با یه پیراهن زرد پوشیده بود.
من و نازنین انقدر ذوق کرده بودیم که اصلآ حواسمون نبود دارن بهمون چای تعارف میکنن. چای ها رو برداشتیم وبعد از تشکر دوباره به عوامل خیره شدیم.
بعد استاد اومد تو آشپزخونه که هم با ما وهم با اون دوتا آقای که از روزنامه ی اعتماد اومدن سلام و علیک کنه.
من اونقدر هول شدم که وقتی اومدم به احترام استاد بلند شم نزدیک بود صندلیمو بندازم. حال و روز نازنین بهتر از من نبود. استاد بعد از خوشامدگویی رفت و رو همون صندلی که جلوی تلویزیون بود نشت.
و گفت تمرینی یه دور بریم.
ما جایی بودیم که بازی رو نمیدیدیم. ولی مهم نبود چون استاد روبروی ما بود و ما از تو مانیتور صحنه رو می دیدیم.
دو تا خبرنگارایی که کنار ما بودن با خانم ملک زاده مشغول گفته گو شدن.
- پس هیچ راهی نداره که با آقای مدیری مصاحبه کنیم.
- نه. گفتم که ایشون اصلآ مصاحبه نمیکنن. حتی با جام جم و سروش که روابط بهتری با شبکه دارن هم گفتگو نکردن.
بعد یه برگه بهشون داد و گفت این خلاصه ی فیلمه که براتون نوشتم. اوناهم منتظر شدن تا تو یه فرصت از مدیری خداحافظی کنن و برن.
ضبط شروع شد و همه ساکت.
هر دفعه ضبط به یه دلیلی متوقف میشد و بیشترشم به خاطر سرو صدایی بود که ازطبقه ی بالا میومد. فکر کنم اونجا اتاق گریم بود چون بقیه ی بازیگراهم بالا بودن.
هی شایان احدی فر میگفت: لطفآ سکوت، ضبطه. اما باز یه صداهایی میومد.
تا اینکه بلاخره این سکانس گرفته شد. سکانس بعدی استاد هم بازی داشت.
تو این فرصت اون دو تا خبر نگار هم خداحافظی کردن و رفتن.
گریمور که همونجا نشسته بود یه ذره رو بینی استاد رو با فرچه گریم کرد. استاد باز با دوربین همه چی رو تنظیم کرد. انگشتر و ساعتشو رو اپن گذاشت و کت همرنگ شلوارش رو پوشید، یه عینک بزرگ دور مشکی به چشم زد و رفت تو صحنه.
توی این صحنه خمسه میخواست دخترش رو (ماه بانو یا آذر ماه(فکر کنم البته، یه همچین چیزایی بود!)) به زوربه مدیری بده. که مدیری اولش میگه من خودم نامزد دارم اما وقتی بادیگاردای خمسه اسلحه هاشون رو نشون میدن مجبور میشه با این ازدواج موافقت کنه.
همین یه پلان کوتاه نیم ساعت طول کشید. اونم فقط به خاط سر و صدا. تا اینکه استاد با همون جذبه ی همیشگیش فریاد کشید:
همه رو میفرست تو حیاطا! ساکت شید.
دیگه بعد از اون صدا از کسی در نیومد و این پلان هم به خوبی تموم شد.
بعد حدودای ساعت 2:40 بعد از اینکه مدیری به همراه بقیه یه دور چندتا پلان آخر رو بررسی کردن، عوامل برای خوردن ناهار به طبقه ی بالا رفتن و سر استاد خلوت شد. ما دیدیم خانم ملک زاده دارن در مورد ما با آقای مدیری صحبت میکنن.
ایشونم اومدن به آشپزخونه که با ما صحبت کنن.
و...
فردا آخرین قسمت رو براتون مینویسم.

پشت صحنه ی مرد هزار چهره 2 (لوکیشن)
سلام
می رسیم به قسمت دوم گزارش
لوکیشن
...
یه ساختمون قدیمی و قشنگ تو یه کوچه ی خلوت و پرت.
ماشین رژی هم دم در پارک بود.
در باز بود ونگهبان داشت حیاطو تمیز میکرد که ما گفتیم اومدیم آقای مدیری رو ببینیم. با تعجب گفت چه جوری اینجارو پیدا کردین!؟ 
بعد گفت بفرمایید تو. فقط توساختمون که رفتید صدا نکنید چون ممکنه ضبط باشه.
وارد حیاط که شدیم پرادوی استاد با چند تا ماشین دیگه پارک بود. از پله ها بالا رفتیم. چند نفری از عوامل تو آلاچیق داشتن در مورد سریال بحث میکردن. بلاخره وارد ساختمون شدیم. مارو به یه اتاق کوچک و زیبا راهنمایی کردن. چون تو سالن اصلی ضبط بود وهمه ساکت.
یه تابلوی خیلی بزرگ از چهره ی گریم شده ی علیرضا خمسه تو اتاق بود. چند تا خانوم هم اونجا بودن که من خانوم ملک زاده رو شناختم و بعد از سلام و احوالپرسی گفتم از طرفداری آقای مدیری هستیم. ایشون هم خیلی خوشحال شدن و از ما استقبال کردن و باز هم از اینه ما چه جوری اونجارو پیدا کردیم تعجب کردن.
بعد به ما گفتن: تو همین اتاق بشینید هر وقت کار آقای مدیری تموم شد من صداتون میکنم. ماهم ساکت نشستیم رو کاناپه های قدیمی اتاق و به صداهایی که از اتاق کناری میومد گوش دادیم. گاهی صدای همهمه ی عوامل میومد بعد همه ساکت میشدن و ضبط شروع میشد. گهگاهی هم صدای استاد رو میشنیدیم که داشتن فیلمبردارا یا بازیگرا رو راهنمایی میکردن. خانم ملک زاده پیش ما نشست و بعد یه مقدار صحبت گفت ما معمولآ موقع ضبط این سریال کسی رو راه نمیدیم اما چون از چهره های شما معلومه خیلی خانم های خوبی هستین! خیلی یواش و بی سر و صدا با هم بریم تو که بتونید فیلمبرداری رو ببینید تا سر آقای مدیری خلوت شه.
ماهم خوشحال به دنبال خانوم ملک زاده وارد سالن اصلی شدیم.
لوکیشن طراحی قدیمی و اشرافی داشت و ما از صحبت ها متوجه شدیم اینجا قراره خونه آقای خمسه باشه.
آقای خمسه و چند نفر دیگه با گریم در حال تمرین بودن. ماهم رفتیم تو آشپزخونه و پشت میز ناهار خوری نشستیم.
چراغ های آشپزخونه رو به خاطر فیلمبرداری خاموش کرده بودن.
ما که اولش اصلآ حواسم به کسی نبود و فقط داشتیم دنبال استاد میگشتم. وقتی دیدیم استاد تو اتاق نیست تازه متوجه شدیم دور میز کسایی غیر از ما هم هستن.
محراب قاسم خانی در حالی که سیگار دستش بود داشت یه مطلبی رو مرور میکرد. دو نفر دیگه هم کنار ما بودن که بعدآ فهمیدیم از روزنامه ی اعتماد اومدن. خانم ملک زاده با یه خانوم دیگه هم پشت میز نشستن.
غیر از ما که تو آشپزخونه بودیم حدود 20 نفری از عوامل تو اتاق بودن.
یه مانیتور آشنا (همونی که استاد موقع فیلمبرداری با اون صحنه رو کنترل میکنه) هم کنار اپن بود و روبروش هم یه صندلی.
فهمیدیم که اینجا، جای استاده و خوشحال شدیم که اگه استاد اونجا بشینه راحت میتونیم ببینیمش. چون دقیقآ روبروی ما میشد.
ما انقدرسرگرم صحبت در مورد فضا و قصه شدیم که متوجه نشدیم استاد از طبقه بالا اومده.
...
خب دیگه، برای امروز بسه!
در مورد عکس ها هم ایشالا بعد پخش سریال بدون آرمش رو براتون میذارم. پس دیگه انقدر غر نزنید!

پشت صحنه ی مرد هزار چهره 1 (رسیدن به لوکیشن)
سلام
بلاخره گزارش رو نوشتم. البته با این که خلاصش کردم و خیلی از نکات رو ننوشتم (خیلی ها رو یادم نمیومد
)، خیلی زیاد شد.
به خاطر همین تو چند قسمت براتون مینویسم.
رسیدن به لوکیشن:
چند هفته قبل وقتی با نازنین صحبت می کردم گفتم کاشکی میشد همدیگرو یه جا ببینیم (آخه خونه هامون به هم خیلی نزدیکه).
قرار شد هر وقت که سرمون خلوت شد، هماهنگ کنیم که یه جا با هم قرار بزاریم.
تا اینکه تقریبآ 15 روز پیش نازنین گفت:
اگه بخوام برم سر لوکیشن مرد هزار چهره تو هم میای. این جوری یه تیر دو نشون میزنیم و هم استاد رو میبینیم هم همدیگرو.
منم قبول کردم.
فقط یه مشکل کوچیک داشتیم. اونم این بود که آدرس لوکیشن رو نداشتیم!![]()
نازی گفت من به چند نفر سپردم. حالا تو هم تلاشتو بکن، بلکه تونستیم آدرس رو گیر بیاریم. چند روزی گذشت و ما هم هیچ کاری نکرده بودیم تا اینکه یه روز مامانم از سر کار که اومد خونه یه برگه داد دستم گفت بیا اینم چیزی که دنبالش میگشتی.
نگاه کردم دیدم رو برگه هه یه آدرس نوشته. فهمیدم واقعآ همونی بود که منتظرش بودم.
مامانم گفت: فقط آدرس رو به هرکسی نده چون قراره این برنامشونو تو سکوت کامل خبری بسازن و به جز خبرنگارای روزنامه های مهم کسی رو راه نمیدن. کلی خوشحال شدم و سریع یه اس ام اس به نازی زدم و این خبر خوبو بهش دادم.
خلاصه قرار شد هماهنگ کنیم و یه روز بریم. تا اینکه بلاخره 4شنبه قطعی شد و محل و ساعت قرارهم مشخص.
4 شنبه ساعت 10 من نازی برای اولین بار همدیگرو دیدم و خوشحال رفتیم که بریم!
راه هم کم نبود، حدودای ساعت 11 رسیدیم دم در لوکیشن.
اما تو نرفتیم! میخواستیم یه دسته گل شایسته برای استاد بگیریم. اونجاها روهم که بلد نبودیم. بعد از کلی پرس و جو بلاخره یه گل فروشی پیدا کردیم وگل رو سفارش دادیم. ساعت 12:15 بود که با یه دسته گل شیک و خوشبو رسیدیم دم در لوکیشن.
زنگ رو که زدیم نگهبان در رو باز کرد. با یه آقای دیگه که از عوامل بود و چهرش آشنا.
- میخوایم آقای مدیری رو ببینیم.
- قبلا هماهنگ کردین؟
- نه.
- خوب اونا امروز اینجا نیستن. آلان دو روزیه برای گرفتن یه چند تا قسمت رفتن یه ساختمون دیگه تو خیابون ...
من و نازی کلی چهره هامون تو هم رفت.
گفتیم ما از طرفداراشونیم و راه دور اومدیم.
ما جوری گفتیم از راه دور که آقاهه گفت از شهرستان اومدین؟!
- نه از تهرانیم
- خب پس بهتره برید و چند روزه دیگه بیاید.
- آخه مگه قرار نیست فیلمبرداری تا 20 اسفند تموم شه.
- (با تعجب) انگار شما خیلی اطلاعات دارین! قراره تا اونموقع تموم شه اما کارهای آقای مدیری معلوم نیست. ممکنه تا 4-5 فروردین طول بکشه. هرشب ساعت 9 به بعد میان اینجا ولی شاید امروز زودتر اومدن، مینونین منتظر بمونید.
- نمیشه زنگ بزنید ازشون بپرسید امروز کی برمیگردن؟
- مشکل اینجاست که موبایلا اونجا آنتن نمیده.
تا اینکه اون یکی آقایی که تا حالا صحبت نکرده بود گفت: چون معلومه واقعآ از طرفداراشونید که تونستید اینجارو پیدا کنید و اطلاعاتتون خیلی خوبه، من آدرس اونجا رو بهتون میدم به شرطی که آدرس رو به هیچ کس نگید و کسی رو با خودتون نبرید! چون اونجا از اینجا هم secret تره و آدرسش رو کسی نداره.
اتفاقآ خودم هم الان میخوام برم همونجا.
آدرس رو به ما داد ورفت.
ما هم رفتیم تو که برامون یه آژانس که برای خود گروه بود خبر کنن که مارو تا اونجا ببره.
حدود یه ربعی تو حیاط لوکیشن اصلی قدم زدیم.
تو این مدت پیمان قاسم خانی هم اومد و سلام و احوال پرسی کردیم.
بلاخره سوارشدیم و یه 20 دقیقه دیگه ای هم تو راه بودیم. تا اینکه نزدیکای ساعت 1 رسیدیم دم در لوکیشن.
یه ساختمون قدیمی و قشنگ تو یه کوچه ی خلوت و پرت.
....
خب بقیش هم باشه برای روزای بعد.
فعلآ این عکس رو ببینین:
می دونم آرم هایی که رو عکس زدم زیاده و جاش بد، اما باور کنید سفارش شده بود.

یه اتفاق تازه!
سلام بچه ها
می خوام یه خبر بهتون بدم که میدونم حتمآ خوشحال میشین.
دیروز من و نازنین (میشناسینش که؟!) بعد از کلی سختی که برای پیدا کردن آدرس لوکیشن کشیدیم بلاخره تونستیم بریم سر لوکیشن مرد هزار چهره.
اگه بدونید چه روز خوبی بود جای همتون خالی، کلی خوش گذشت. کلی هم تحویلمون گرفتن مخصوصآ خانم ملک زاده (مدیر روابط عمومی) و آقای مهران مدیری!
موفق شدیم یه ۱۰ دقیقه ای با استاد صحبت کنیم. در مورد مدیری فنز و وبلاگ و شب چله و خیلی چیزای دیگه.
نگران نباشید، به زودی به کمک نازی جون یه گزارش مفصل براتون مینویسم و همه ی اتفاقات فیلمبرداری و صحبت های استاد و ... با چند تا عکس اختصاصی از مدیری با گریم جدیدش رو براتون میذارم.
پس منتظر باشید.

علی کاظمی و مهران مدیری
سلام
یه مصاحبه ی کوتاه با علی کاظمی:
چطور شد به سمت بازیگری کمدی کشیده شدید؟
از وقتی با اقای مدیری اشنا شدم. البته قبلا هم کارهای طنز را دوست داشتم ولی خوب اقای مدیری در این کارها استاد است و ما در کنار ایشان تجربه کسب می کنیم. امیدوارم بینندگان از این مجموعه (شب های برره) و بازی ما راضی باشند.
کمی در مورد نقشتان (بگوری) و کار کردن با اقای مدیری بگویید؟
راستش من این نقش را با نظر اقای مدیری انتخاب کردم و خدا را شکر می کنم که مردم از این نقش خوششان امده. سعی بر این است که بگور در هر قسمت بیاید و شعری از خودش در وکند! خودم هم این نقش را دوست دارم. اقای مدیری در کار خیلی جدی و در مواقع استراحت بسیار شاد و بشاش است.


نادر سلیمانی و مهران مدیری
سلام
نادر سلیمانی با بازی در باغ مظفر دوباره محبوب دل ها شد. سال ها مردم او را در نقش خان دایی جان می شناختند و حالا در قالب تازه ای با نام بردبار خان و با لهجه ی عجیب و غریبش.
سلیمانی در خصوص شخصیتش می گوید: این یک لهجه من در آوردی است و به هیچ یک از گویش های محلی نزدیک نیست. البته من لهجه ی شیرازی و کرمانی را خوب بلدم اما هیچ وقت نخواستم لهجه ی جایی را بگیرم.
سلیمانی در خصوص اینکه خودش در زندگی چقدر شبیه شخصیت بردبار است گفت: هیچ شباهتی با هم نداریم. من به هیچ وجه نمی توانم از یک جمله مثت ( تو غلط می کنی) بگذرم و بگویم مهم نیست! من دنبال این مسئله می روم که چرا این جمله را به من گفته اند یا اینکه باید منطقی پشت این حرفش داشته باشد یا اینکه اگر اشتباه کرده باید عذرخواهی کند، من با کسی تعارف ندارم.
در زمان کار به حدی بردبار هستم که واقعآ بی خیال هستم اما به محض اینکه یک دقیقه کار تمام می شود دوباره خودم می شوم.
سلیمانی در بخش دیگری از حرف هایش گفت: از ساعت خوش تا امسال شاید سه، چهار کار با مهران مدیری داشتم اما به عنوان مهمان حضور داشتم. هر موقع گفته بیا رفتم چون دوستش دارم و خالصانه به عنوان کسی که در این سبک و سیاق کار می کند قبولش دارم و گذشته از آن با یکدیگر رفیق هستیم.
من زمانی رفیقم را قبول دارم که در عالم دوستی با هم همکاری هم داشته باشیم. مهران با آشنایی کامل بازیگرانش را انتخاب می کند. او می داند نادر سلیمانی در چه فضایی می تواند کار کند.


نامزدي 10 فيلم ايراني براي رقابت در اكران نوروزي
سلام
یه خبر جدید
از زن دوم و مدل تا هميشه پاي يك زن در ميان است
خبرگزاري فارس: در حالي كه هنوز آئيننامه جديد شوراي صنفي نمايش ابلاغ نشده است، بيش از 10 فيلم براي نمايش در نوروز 87 سينماهاي كشور كانديدا شدهاند و صاحبان اين فيلمها براي اكران آنها در حال رايزني هستند.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در حالي كه حدود 25 روز تا نوروز 87 زمان باقي مانده، هنوز تكليف قطعي فيلمهاي اكران نوروز كه قاعدتا 10 تا 15 روز زودتر از نوروز بايد مشخص شوند، روشن نشده است و همه چيز به ابلاغ آئيننامه جديد شوراي صنفي نمايش موكول شده است.
«محمدرضا صابري» سخنگوي اين شورا، ضمن اعلام اين خبر به فارس گفت: هفته آينده پس از ابلاغ آئيننامه جديد، وضعيت سرگروهي سينماها در سال 87 و فيلمهاي نوروز 87 مشخص خواهد شد. اين آئين نامه تنظيم شده و از سوي شوراي صنفي نمايش به اداره نظارت و ارزشيابي ارائه شده اما نهايي شدن آن به تصميم آن اداره بستگي دارد و تا آن زمان فيلمهاي نوروز قطعي نيستند.
به گزارش فارس، تا زمان ابلاغ رسمي آئيننامه، گمانهزنيها براي انتخاب فيلمهاي نوروز 87 ادامه خواهد داشت تا بلافاصله پس از ابلاغ اين آئيننامه، اسامي فيلمهاي نوروزي در كمترين زمان، اعلام شود.
بنا بر اين گزارش، «فيلميران» كه موفقترين پخشكننده سال 86 بهشمار ميآيد، فيلمهايي چون زن دوم(سيروس الوند)، مخمصه(محمدعلي سجادي)، مدل(عليرضا داوودنژاد) و مجنون ليلي(قاسم جعفري) را براي نوروز 87 در نظر گرفته است و اين فيلمها براي اكران نوروزي يا نمايش اواخر فروردين و اوايل ارديبهشت كانديدا هستند.
«هدايت فيلم» نيز براي اكران عيد از بين توليدات خود (مثل كنعان و صدسال به اين سالها) فيلمي را در نظر نگرفته اما واحد پخش اين مؤسسه درصدد است تا فيلم «دايره زنگي»(پريسا بختآور) را پس از اخذ پروانه نمايش اكران كند و اين فيلم پس از اخذ اين پروانه و توافق با «سيدجمال ساداتيان» تهيهكننده فيلم، به عنوان يكي از فيلمهاي نوروز 87 كانديدا ميشود.
البته شنيده شده كه اين مؤسسه فيلم «كنعان»(ماني حقيقي) را نيز براي دريافت پروانه نمايش به اداره نظارت و ارزشيابي فرستاده است.
به گزارش فارس، فيلم «سنتوري»(داريوش مهرجويي) نيز از جمله فيلمهايي بود كه گفته شده قرار بوده تا با تصميم اداره نظارت و ارزشيابي و پس از اعمال نظر جديد، در فهرست فيلمهاي نوروز 87 قرار گيرد كه با پخش سيديهاي غيرمجاز فيلم، عملي شدن اين قضيه متوقف شده است و البته همچنان اين احتمال ميرود براي جلوگيري از ضرر هنگفت صاحب و پخش كننده فيلم، اين فيلم شانس اكران در نوروز 87 را داشته باشد.
همچنين سازمان توسعه سينمايي سوره نيز فيلم «به همينسادگي»(سيدرضا ميركريمي) را براي نوروز 87 درنظر گرفته است و فيلم «همخانه»(مهرداد فريد) نيز از جمله ديگر كانديداها است. فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است»(كمال تبريزي) نيز درصدد است پس از اخذ پروانه نمايش به فهرست اكران نوروزي بپيوندد.
به نظر ميرسد با توجه به تغيير آئيننامه شوراي صنفي نمايش و احتمال پنج گروه شدن سينماهاي اكران تهران، فيلمهاي نوروز 87، در آخرين هفته اسفند مشخص شود.

دیوونه
یادم میاد توی زمین
یه بچه ی بیچاره بود
پدر نداشت
خونه نداشت
آواره بود
کناره این خیابونا
قدم زنون
هی داد میزد
آی روزنومه
آی روزنومه
اما فروش روزنومه
خرجی اون رو نمی داد
آها بگم که بچه هه مادری داشت
افلیج و بی کس و مریض
ولی کن این بچه ی خوب
غذا نداشت واسه ی مریض
واسه ی مریض که مارش بود و عزیز
یواش یواش ایام نوروز می رسید
خلاصه
این بچه هه از بی پولی درمونده شد
یهو یه تصمیمی گرفت
ذغال به صورت زد و یک قابلمه ی شکسته رو تو دست گرفت
بچه هه شد حاجی فیروزه که کاره عیده نوروزه
میزد و می خوند
ارباب خودم سام و علیکم
ارباب خودم سرتو بالا کن
ارباب خودم بزبز قندی
ارباب خودم چرا نمی خندی
بچه های پولدار
شهر از صدای خنده ی اون
شادی اون
پول دادن و رفتن سوی کارای خونه
بچه ی غصه داره قصه ی ما با شادی کردن پول گرفت
چه کاره سختی بود و بس
غصه داری ، شادی کنه
به سختی ها به مشکلات
دهن کجی دهن کجی هی خودشو خالی کنه
خلاصه اون غذا گرفت واسه ی ننش
دوید سوی خونه ی سرد
ساعت شمار هی تیک و تیک می رفت سوی ساله دیگه
وقتی رسید بچه خونه
سال دیگه شد ، ساله دیگه
بچه با نون تندی دوید سوی ننش
داد زد و گفت
آهای ننه ساله نویه
براتون نون آوردم
اما دیگه ار ننه هه کسی صدایی نشنید

فلامک جنیدی در برنامه خودمونی
سلام
دیروز موضوع برنامه ی خودمونی پارتی بازی بود و مهمون ویژه هم فلامک جنیدی .
وقتی نسرین مقانلو (مجری) از فلامک جنیدی در مورد نحوه ی ورودش به بازیگری سوال کرد،
جنیدی گفت: من قبل از اینکه کار تلوزیونی بکنم تئاتر کار میکردم. یه روز یکی از دوستانم گفت دوست داری کار تلویزیونی بکنی؟ منم گفتم بدم نمیاد ولی بستگی داره کار کی باشه؟ که دوستم گفت کار آقای مدیری. منم گفتم چرا که نه. از خدامه. بعدش آقای مدیری از من تست گرفتن و ....
مقانلو: یعنی اصلآ از آقای مدیری تعریف نکردین که مثلآ شما چه کارگردان و مدیر خوبی هستین؟
جنیدی: نه اخه من خیلی خجالتیم!!! به خاطر همین آقای مدیری یه تست خیلی خیلی سخت از من گرفتن.

فلامک جنیدی مدتی از بازیگری کناره گرفته بود تا به استراحت بپردازد و به کارهای شخصی خود سر و سامان بخشد.
او پس از مدتی دوری از دنیای بازیگری با سریال «چارخونه» دوباره به این وادی قدم گذاشت. جنیدی پیشتر با مهران مدیری همکاریهای زیادی داشته و در سریال نوروزی این کارگردان کار بلد طنز نیز حضور خواهد داشت.

شیلا خداداد و شب های برره
سلام
خبر دارید؟
شیلا خداداد هم یکی از مشتری های پرو پاقرص شب های برره بوده و هر شب این سریال رو دنبال میکرده.
و بیشتر از همه عاشق بازی بگوری (شاعر برره) بوده!


پوستری از دایره زنگی
آهوی دشت
بیا بریم دشت
کدوم دشت
همون دشتی که خرگوش خواب داره
ای وله
بچه صیاد به پایش دام داره
ای وله
بچه صیدم را مزن
خرگوش دشتم را مزن
خواب خرگوش به خواب یار میماند وله ی
خواب خرگوش به خواب یار میماند وله ی
بیا بریم کوه
کدوم کوه
همون کوهی که اهو ناز داره
ای وله
بچه صیاد به پایش دام داره
ای وله
بچه صیدم را مگیر
خرگوش دشتم را مگیر
اهوی کوهم را مگیر
خال اهو به خال یار میماند وله ی
خال اهو به خال یار میماند وله ی
بیا بریم باغ
کدوم باغ
همون باغی که قمری تاب داره
ای وله
بچه صیاد به پایش دام داره
ای وله
بچه صیدم را مزن
خرگوش دشتم را مزن
اهوی کوهم را مزن
قمری باغم را مزن
چرخ قمری به چرخ یار میماند وله ی
چرخ قمری به چرخ یار میماند وله ی
بیا بریم کوه
کدوم کوه
همون کوهی که عقاب تاب داره
ای وله
بچه صیاد به پایش دام داره
ای وله
بچه صیدم را مزن
خرگوش دشتم را مزن
اهوی کوهم را مزن
قمری باغم را مزن
چنگ عقاب به چنگ یار میماند وله ی
چنگ عقاب به چنگ یار میماند وله ی

آدرس جدید!!
یک سال گذشت!!
عکس بیلبورد کنسرت + خرید بلیط + کنسرت مدیری لغو شد
مرد 2 هزار چهره !!! + آغاز پیش تولید کار نوروز 88 + یادداشتی درباره کنسرت مشترک مدیری + 2 عکس جدید
بیلبورد کنسرت آماده شد + 2 پوستر
مجموعه نوروزی شبکه سوم به مدیری رسید + حرف های عجیب ضرغامی + درباره کنسرت یونیسف
نویسندگان سریال مدیری برای عید
عکاسی برای بیلبورد کنسرت آذر ماه (2 عکس جدید)
گزارشی کاملآ متفاوت از شب اول کنسرت یونیسف: دی جی برره و دوستان!!!
گزارشی از شب چهارم کنسرت + عکس های شب آخر + متن ترانه های اجرا شده در کنسرت
گزارشی از شب پنجم کنسرت + عکس های شب چهارم
گزارشی از شب چهارم کنسرت + خبر هایی از کار CD و کاری برای عید
گزارشی از شب سوم کنسرت + عکس های شب دوم کنسرت
گزارشی از شب دوم کنسرت + عکس های شب اول کنسرت
گزارشی از شب اول کنسرت + در مورد کار جدید


