
من ریحانه هستم،متولد سال 68 و از هوادارن مهران مدیری.
این وبلاگ رو هم برای استاد طنز ایران، مهران مدیری و تمام هوادارانشون ساختم،
امیدوارم بتونم اخبار صحیح و کاملی رو از مرد هزار چهره ی کمدی در اختیارتون بذارم.
در ضمن در این جا میتونید عکس های این هنرمند دوست داشتنی رو هم ببینید.
منتظر نظرات، پیشنهادات و انتقاداتتون هستم!
متفرقه
نظر و خاطرات دیگر هنرمندان
ترانه ها
مصاحبه ها
پوستر ها
دیگر سریال ها
دیدار
توکیو بدون توقف
پاورچین
دردسر والدین
نقطه چین
جایزه ی بزرگ
شب های برره
باغ مظفر
همیشه پای یک زن درمیان است
دایره زنگی
مرد هزار چهره
کار جدید
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
»
» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin
قالب وبلاگ: Taktemp
طراح قالب: Iman Abbaspour
طراح بنر: Shadi
"همیشه پای یک زن" پروانه نمایش عمومی ندارد
|
سلام یه خبر بد
فیلم سینمایی "همیشه پای یک زن در میان است" به کارگردانی کمال تبریزی هنوز پروانه نمایش عمومی نگرفته است. | |
|
محسن علیاکبری تهیهکننده "همیشه پای یک زن در میان است" درباره اکران نوروزی این فیلم به خبرنگار مهر گفت: "ما هنوز پروانه نمایش نگرفته و برای اکران در عید نوروز قرارداد نبستهایم. چون به زودی برای گرفتن مجوز اقدام خواهیم کرد، بنابراین اکران نوروزی این فیلم قطعی نشده است."
برای کسایی که موفق نشدن همیشه...رو ببینن |
غروب روز جمعه 24 فروردين رستوران «کليد» در خيابان فرشته محل فيلمبرداري يکي ديگر از بخش هاي اين فيلم است. روزهاي آخر فيلمبرداري است و امروز ظاهراً قرار است يکي از سکانس هاي بامزه فيلم فيلمبرداري شود. از ميان بازيگران نقش هاي اصلي فقط حبيب رضايي حضور دارد و حسن معجوني، فرزانه ارسطو، هنگامه صالحي و چند هنرور زن در سنين مختلف بازيگران نقش هاي فرعي اين سکانس هستند. رستوران فضاي شيک و دلچسبي دارد. چيزي که بيشتر از همه نظر بيننده را به خود جلب مي کند ساعت هاي ديواري قديمي است که در اشکال و اندازه هاي مختلف و به تعداد زياد بر سرتاسر ديوار رستوران نصب شده اند.داستان کمال تبريزي در اين صحنه اينطور شروع مي شود؛ رستوراني مجلل - امير (حبيب رضايي) با سر و وضعي مرتب وارد مي شود و پشت ميزي مي نشيند.
مدتي گذشته است و مقابل امير چند نوع خوردني ديده مي شود. زن هايي وارد رستوران مي شوند ولي هيچ کدام به جز يکي دو نفر به او توجه نمي کنند. امير به همه زناني که به او توجه نشان نمي دهند، به شکلي علامت مي دهد. براي يکي سوت مي زند. براي ديگري دست تکان مي دهد. بالاي ميز يکي ديگر مي ايستد، ولي بي فايده است. هيچ کدام از آنها به علائم او واکنشي جدي نشان نمي دهند. پيشخدمت رستوران (فرزانه ارسطو) به امير که ايستاده و براي زني سر تکان مي دهد نزديک مي شود و او را به زور مي نشاند...اين شروع داستان کمال تبريزي است اما داستان من از جايي شروع مي شود که حسن معجوني در نقش افسر وارد رستوران مي شود و به امير (حبيب رضايي) تذکر مي دهد؛ بشين غذاتو بخور، ديگران چي کار مي کنند، دارند غذا مي خورند، نگاه کردن نداره، ناراحت مي شنا، نه؟
ظاهراً رفتار و حرکات ضايع امير مقابل زن ها آنها را عصباني کرده و پليس خبر کرده اند.
قيافه حبيب رضايي در آن صحنه يي که افسر بالاي ميزش مي آيد خيلي تماشايي است. او بدون اينکه يک کلمه حرف بزند فقط با طرز نگاه کردنش به حسن معجوني بيننده را مي خنداند. اين نوع بازي و اين نگاه هاج و واج حبيب رضايي همان کليد طلايي بود که در آن صحنه پيدايش کردم؛ اينکه يک نقش فکر شده و حضور يک کارگردان باهوش مي تواند از بازيگر آن خلاقيتي را بيرون بکشد که پيش از اين حتي تصورش را هم نمي کرديم. حبيب رضايي اصولاً بازيگر تلخي است. هم آن زمان که نقش يک جانباز را در سريال «خانه سبز» ايفا مي کرد و هم در مجموعه «خاک سرخ» و «آژانس شيشه يي» نقش هايي جدي داشت، او حتي در فيلم هاي «مرد عوضي» و «اينجا چراغي روشن است» هم بيشتر نقش آدم هاي ساده لوح را داشت تا اينکه کمدي باشد و حالا در اين فيلم به مدد حضور کارگردان فيلم هاي شاخصي چون «ليلي با من است» و «مارمولک» او تبديل به يک کمدين درست و حسابي شده که به طور حتم تماشاگران فيلم را غافلگير خواهد کرد.
بعد از اين پلان نوبت به يکي از صحنه هاي بامزه اين سکانس مي رسد که در آن زن جواني با سر و شکلي سانتي مانتال وارد رستوران مي شود و موقع رد شدن از کنار ميز حبيب رضايي کيف بزرگ و سنگينش به سر او برخورد مي کند و زن به حبيب رضايي که متعجب نگاهش مي کند با لحني خونسرد مي گويد؛ اًوا ببخشيد، طوري نشدين که؟ و رضايي با چهره يي هاج و واج مي گويد نه و مسير رفتن زن را دنبال مي کند. در پلان بعدي گارسون رستوران که زني با هيبتي مردانه است وارد مي شود و صورتحساب يا غذاي سفارشي مشتري ها را برايشان مي آورد. فرزانه ارسطو که نقش اين گارسون را برعهده دارد، مي گويد؛ من در هيئت گارسون رستوران در واقع عضو باند يک گروه سري از زناني هستم که از شوهرانشان جدا شده اند. گارسون به کنار ميز «امير شکوهي» مي رسد و صورتحساب او را روي ميزش مي گذارد. در همين حين صداي مهيب شکستن شيشه مي آيد و حبيب رضايي با واکنشي سريع سرش را به سمت صدا مي چرخاند، اين در حالي است که هيچ يک از مشتري هاي رستوران و حتي گارسون عکس العملي در مقابل اين صدا انجام نمي دهند و گارسون با خونسردي مي گويد؛ مهم نيست دو هوائه شده و همراه با گفتن اين جمله همان زن سانتي مانتال که «آنجلينا» صدايش مي زنند و موقع ورود با حبيب رضايي برخورد کرده بود، با عجله از کنار ميز او رد مي شود و دوباره کيفش محکم به سر مرد مي خورد. گارسون بدون توجه به اين قضيه مي گويد؛ اين صورتحساب خودتونه، اينم صورتحساب اون خانم، گفتن که شما بايد حساب کنيد.حالا قيافه حبيب رضايي را تصور کنيد که مجبور است پول ميز آن زن پررو و بي نزاکت را هم پرداخت کند.البته گول اين قيافه مظلوم حبيب رضايي را نخوريد، چون او در صحنه يي از همين سکانس رستوران با حرف هايش حسابي حال اين زن ازخودراضي را مي گيرد. نقش اين زن را هنگامه صالحي که يک بازيگر تازه وارد است بازي مي کند. در چهره او چند عمل جراحي پلاستيک به چشم مي خورد که اين مساله در لب هايش نمود بيشتري دارد.امير عصباني متوجه زن مي شود، زن هنوز هم به او لبخند مي زند.
امير؛ ببخشيد خانم...
زن؛ بله
امير؛ شما آنجلينا جولي نيستيد؟
زن؛ (با لبخند و عشوه يي مسخره) نه، ولي... همه مي گن شبيهش ام...
امير؛ همه اشتباه مي کنن، چون آنجلينا جولي زن خوشگليه، ولي شما متاسفانه اصلاً خوشگل نيستين،
زن (ناراحت مي شود) وا، مرتيکه، مگه خودت خواهر، مادر نداري؟
توجه حاضرين به آنها جلب مي شود.
امير؛ چرا؟ ولي اونها هيچ کدوم فکر نمي کنن شبيه آنجلينا جولي هستن...
زن؛ خب که چي؟،
امير؛ چون شما فکر مي کردين که شبيه آنجلينا جولي هستين، خواستم از اشتباه درتون بيارم....
زن کيفش را با عصبانيت روي سر مرد مي کوبد و سروصدا راه مي اندازد طوري که همه نگاه ها به آن سمت جلب مي شود.
فکرش را بکنيد. حبيب رضايي با آن ظاهر متشخص، موهاي جوگندمي، تي شرت ساده مشکي، سوئيشرت قهوه يي، شلوار جين خاکستري و سبيل کوتاهي روي صورتش که کاملاً چهره يي آرام و مثبت از او ترسيم کرده حالا مبدل به مرد چشم چران و بدذاتي شده که همه زن هاي حاضر در رستوران با خشم نگاهش مي کنند.محسن شاه ابراهيمي درباره طراحي صحنه و لباس اين صحنه مي گويد؛ «ما براي فيلمبرداري اين سکانس حدود 8-7 رستوران را بازبيني کرديم که در نهايت اين رستوران را به خاطر ويژگي هاي آکسسوار و معماري و رنگ بندي خاصي که داشت انتخاب کرديم.» به گفته شاه ابراهيمي در تهران حدود 12-10 رستوران خاص وجود دارد که فضاي مناسبي براي فيلم هاي روز دارند و يکي از آنها همين رستوران «کليد» است که انصافاً طراحي صحنه چشمگير و زيبايي داشت. شاه ابراهيمي حضورش در اين فيلم را اولين همکاري اش با کمال تبريزي بعد از ده ها سال دوستي مي داند و آن را تجربه يي شيرين و دلچسب و روان به شمار مي آورد. وي از قصه اين فيلم به عنوان يک طنز اجتماعي جذاب ياد مي کند که همانند خيلي ديگر از کارهاي تبريزي حاوي نکات ظريف اجتماعي و انتقادي در روابط آدم هاست.
کارگردان «آبي»
ساعت هفت بعدازظهر هيجان خاصي در پشت صحنه ايجاد مي شود. عاملش خبر 3 گلي است که استقلال به برق شيراز زده. طبق معمول عده يي خوشحال و عده يي نيز ناراحت مي شوند. خبر پايان بازي در گروه معني ديگري دارد و آن اينکه مازيار ميري مجري طرح فيلم نيز به زودي به گروه خواهد پيوست. اين موضوع را مانفرد اسماعيلي دستيار کارگردان فيلم تاييد مي کند.
قرار است پلاني را بگيرند که در آن حبيب رضايي که به خاطر قرار با خانمي به اين رستوران آمده با خواندن پيام کوتاهي که برايش رسيده و نوشته «قرار کنسل شد» عصبي شده و آماده رفتن مي شود. تبريزي مشغول تمرين اين صحنه با حبيب رضايي است که يک دفعه مازيار ميري با موجي از خوشحالي و هيجان وارد رستوران مي شود و در حالي که دست هايش را به نشانه پيروزي بالا برده با صداي بلند مي گويد؛ با 4 امتياز اختلاف رفتيم صدر جدول، لنگي ها بروند بيرون و با اشاره به يکي از عوامل فيلم که ظاهراً پرسپوليسي است، مي گويد؛ آقا بفرماييد بريد خونه تون ما اصلاً... نمي خواهيم و... خلاصه با آمدن مازيار ميري براي دقايقي فضاي پشت صحنه مملو از شور و نشاط مي شود و بازار کرکري حسابي گرم مي شود.
البته آقاي کارگردان «آبي» خوشحال ترين آدم گروه بود. بعد از اينکه تا حدودي هيجان ناشي از برد شيرين استقلال فروکش مي کند از اين فرصت استفاده مي کنم و با مازيار ميري که همچنان هيجان زده و خوشحال است درباره حضورش در اين فيلم به عنوان «مجري طرح» صحبت مي کنم. او مي گويد؛ «بلافاصله بعد از پايان فيلمبرداري «پاداش سکوت» قرار شد اين فيلم در دفتر آقاي علي اکبري توليد شود و به دليل گرفتاري که ايشان براي توليد فيلم هاي ديگرشان داشتند از من خواستند که در حين انجام کارهاي فيلم خودم مديريت اين پروژه را هم بر عهده بگيرم تا به سرانجام برسد.» از «مازيار ميري» مي پرسم به عنوان يک کارگردان نظرش درباره سينماي کمال تبريزي چيست و کدام يک از آثار او را بيشتر از بقيه دوست دارد؛ «به هر حال آقاي تبريزي به دليل پيشکسوت بودن در سينما همواره براي من مورد احترام هستند. ايشان در عرصه طنز و سينماي اجتماعي جزء کارگردانان پيشرو در اين گونه هستند و فيلم هايشان هم مورد توجه بينندگان قرار گرفته و هم منتقدان را جذب کرده است. من هر کدام از فيلم هاي «کمال» را در يک مقطعي دوست دارم، يعني به نظرم «ليلي با من است» در يک مقطع به شدت نو در موضوع و تاثيرگذار بود، «مارمولک» در شرايط ديگري اين تاثيرگذاري را داشت. ولي به شخصه «مهر مادري» فيلمي است که شرايطش برايم از همه دوست داشتني تر است.»
ميري درباره فيلم «هميشه پاي يک زن در ميان است» مي گويد؛ «فکر مي کنم اين فيلم هم جزء آثاري باشد که در نوع ساختار نو و يک گام جلوتر از آثار ديگر ايشان قرار مي گيرد، چون معمولاً آقاي تبريزي در زمينه طنز اجتماعي همواره تازه فکر کرده و فکر مي کنم در اين فيلم هم اين اتفاق بيفتد و من خيلي خوشبين هستم که همزمان با اکران فيلم مردم و منتقدان استقبال خوبي از فيلم به عمل بياورند.»«ميري» در مورد اينکه آيا باز هم در فيلمي به عنوان مجري طرح همکاري خواهد کرد، مي گويد؛ «تمام سعي ام را مي کنم که ديگر اين اتفاق نيفتد، چون خيلي کار سختي است و به نظرم کارگرداني آسان تر است. با اين حال حضور در اين فيلم برايم تجربه بسيار خوبي بود؛ در کنار يک گروه حرفه يي، يک کارگردان و يک تهيه کننده حرفه يي و تيم توليد حرفه يي که از همه آنها متشکرم.»
کمال تبريزي؛ يک فيلم غيرمنتظره
کمال تبريزي آنقدر محجوب و آرام است که باور نمي کني هيچ گاه عصباني بشود. در حالي که خنده از چهره اش محو نمي شود وقتي مي بيند نمي تواند از زير گفت وگو با من شانه خالي کند با لحني شوخ طبعانه مي گويد؛ «شيطان هم همين جوري آدم رو گول مي زنه،» و بعد با همان متانت و آرامش به سوالاتم پاسخ مي دهد. او درباره فيلمنامه کار تازه اش مي گويد؛ «مضمون اصلي فيلمنامه براساس چند داستان کوتاه کتاب «غيرقابل چاپ» نوشته آقاي سيدمهدي شجاعي با عناوين «هميشه پاي يک زن در ميان است»، «غيرقابل چاپ» و «آناهيتاي شرقي» به نگارش درآمد و در واقع هسته هاي اصلي اين سه داستان در کنار همديگر قرار گرفتند و فيلمنامه را شکل دادند. آقاي رضا مقصودي يک ورسيون کامل از فيلمنامه را نوشتند و بعد خانم نغمه ثميني آن را دوباره بازنويسي کردند.»
تبريزي در مورد اينکه آيا اين فيلم بازگشت دوباره او بعد از «يک تکه نان» به عرصه سينماي طنز است مي گويد؛ «اين فيلم بازگشت من به عرصه سينماي طنز نيست چون کاملاً با فيلم هاي قبلي که کار کرده ام متفاوت است هم از نظر ساختار و هم موضوع. فقط مي توانم بگويم موضوع آن در ژانر طنز است و به اين نوع سينما نزديک است اما شباهتي به کارهاي طنز قبلي ام ندارد.»
تبريزي در مورد اينکه آيا طنز اين فيلم از گونه طنز سياه است، مي گويد؛ «نه اصلاً طنز سياه نيست، بلکه طنز کاملاً شيرين و دلنشيني دارد. با اين که مضامين انتقادي، اجتماعي و حتي سياسي پررنگي دارد ولي طنز سياه نيست و ساختارش يک شکل کولاژي دارد که با همه کارهاي ديگر من متفاوت است. اساساً من دلم مي خواهد که به لحاظ ساختاري بروم دنبال شيوه هاي تازه و با يک لحن و بيان تازه کار کنم. به هر حال وقتي شما فيلم را ببينيد متوجه مي شويد با «ليلي با من است» و «مارمولک» که دو تا از فيلم هاي شاخص طنزي بوده که من کار کرده ام کاملاً متفاوت است.»
تبريزي در مورد انتخاب حبيب رضايي، گلشيفته فراهاني، مهران مديري و رضا کيانيان در نقش هاي اصلي فيلمش و نوع بازي آنها مي گويد؛ «همه اين بازيگران متفاوت ترين نقش هاي خود را در اين فيلم ايفا کرده اند. يکي از بهترين انتخاب هايي که ما مي توانستيم انجام بدهيم آقاي حبيب رضايي بود، چون ايشان تا به حال در يک فضاي طنز اين شکلي حضور نداشته و اين تجربه مي توانست برايش کاملاً متفاوت باشد. من مي توانستم بروم سراغ بازيگراني که روتين هستند. بنابراين من به رغم اينکه عده يي به اين انتخاب خوشبين نبودند آقاي حبيب رضايي را براي اين نقش انتخاب کردم و همين افراد بعد از اينکه راش ها را ديدند نظرشان برگشت و رضايي را گزينه بسيار مناسبي براي اين نقش به شمار آوردند. خانم گلشيفته فراهاني هم نقشي را بازي مي کند که تا به حال بازي نکرده و خيلي عالي ظاهر شده است. در واقع آقاي رضايي و خانم فراهاني نقش زن و شوهري را بازي مي کنند که زندگي خيلي موفقي ندارند ولي در طول جرياناتي که پيش مي آيد يک نقد اجتماعي صورت مي گيرد، يعني ما موقعيتي را نسبت به زنان و مردان کشف مي کنيم و هم مي فهميم که چگونه پيوند مشترک يک زن و مرد مي تواند مستحکم تر شود. در مورد آقاي مديري هم سعي کرديم ايشان تا آنجايي که ممکن است از کارهاي تلويزيوني اش فاصله بگيرد و با اينکه در اين فيلم هم نقش طنز دارد ولي کاملاً فاصله 180 درجه يي با نقش هاي قبلي اش دارد و با آدم تازه يي روبه رو مي شويم. بازي رضا کيانيان هم خيلي فوق العاده است و او هم نقش کاملاً متفاوتي دارد و مطمئن هستم تا به حال در چنين نقشي ظاهر نشده است. يعني براي اولين بار يک نقش کاملاً طنز و متفاوت را بازي کرده است.»تبريزي در مورد اکران فيلمش در تابستان و اينکه چرا فيلمش را به جشنواره نمي دهد، مي گويد؛ «براي جشنواره که ديگر هيچ انگيزه يي برايم باقي نمانده و بهتر است زودتر فيلم به نمايش در بيايد و مردم با آن روبه رو شوند و عکس العمل هاي مخاطبان اصلي فيلم را مورد قضاوت قرار دهيم. فکر مي کنم حتي اين نوع اکران براي موفقيت فيلم بهتر باشد. از همان روز اول هم با تهيه کننده قرار گذاشتيم به محض اينکه فيلم آماده شد بتوانيم اکرانش کنيم و الان همزمان آقاي زندباف کار مونتاژ فيلم را انجام مي دهد که بعد از پايان فيلمبرداري و انجام کارهاي فني بتوانيم فيلم را اکران کنيم.»تبريزي در مورد اينکه آيا نشانه هاي طنز وودي آلني در اين فيلمش وجود دارد، مي گويد؛ «من شخصاً خيلي به وودي آلن علاقه دارم ولي ساختمان اين فيلم طوري نيست که بگوييم شبيه کارهاي وودي آلن است. يک مقدار ممکن است به لحاظ نوع شوخي هايي که در آن وجود دارد شبيه کارهاي وودي آلن باشد ولي باز هم نمي توانيم بگوييم در آن ژانر قرار دارد. شايد اگر بخواهيم به ريشه طنز اين فيلم برگرديم به طنزي که سينماي «باستر کيتون» دارد خيلي نزديک باشد. يعني يک جور تناقض بين اتفاقي که توي صحنه وجود دارد و خنده يي که از تماشاگر مي گيرد ديده مي شود؛ مثلاً صحنه يي است که خانم فراهاني گريه مي کند و خيلي هم واقعي گريه مي کند ولي قرار است شما به اين صحنه بخنديد و واقعاً هم مي خنديد و اصلاً دچار تاثر و ناراحتي نمي شويد. در واقع تماشاگر به خاطر موقعيتي که در آن صحنه وجود دارد خنده اش مي گيرد.»
نگاهی به نامزدهای بازیگری جشنواره فیلم فجر
سلام
این مطلب رو علی میرمیرانی برای چلچراغ نوشته:
حیرت
جشنواره فیلم فجر امسال از بسیاری از جهت نوبر بود! اما به بسیاری از دلایل از این (بسیاری جهات) می پرهیزیم. در این یادداشت کوتاه گذری و نظری کاندیداهای بخش بازیگری را محور قرار می دهیم که شیوه عملکرد داوران، خود مشتی است نمونه خروار.
نگاهی به کاندیداهای بازیگری جشنواره بیست و ششم نشانگر آن است که داوران در خوشبینانه ترین حالت، با دیدی شتاب زده، سرسری و سطحی اقدام به اعلام فهرست نامزدها و برترین های بازیگری کرده اند. بر فرض مثال در فیلم همیشه پای یک زن در میان است، نه تنها چشمگیرترین بازی، که مهم ترین نقطه مثبت کل فیلم، بازی رضا کیانیان است. اما در میان حیرت شاهدیم که از این فیلم چند نفر کاندیدای بهترین بازیگری می شوند و خلاصه همه هستند الا کیانیان! طرفه اینجاست که مهران مدیری به ادله گوناگون (که بخشی از آن حتمآ به شیوه راهنمایی کمال تبریزی بر میگردد) اصلآ بازی موفقی ارائه نداده است و البته کاندیدای دریافت جایزه شده. مدیری پتانسیل خوبی در اراوه نقش های متلون و متفاوت دارد، اما از این پتانسیل نه خود، نه گارگردان، در این اثر بهره نبرده اند. اما با این تفایل او کاندید می شود و کیانیان گویا اصلآ دیده نشده است!
از دیگر بازیگران این کار، گلشیفته فراهانی است که یکی از دلایل کاندیداتوری اش، نقش آفرینی در فیلم دیوار است. یک بازی اگزجره که هرجا قرار است دختر جنوب شهری باشد، از کاراکتر دور و به تیپ سازی دم دستی نزدیک می شود. واقع امر این است که گلشیفته بازیگر خوبی است، اما در دیوار بازی خوبی ارائه نکرده است. تبیین قضیه هم بسیار ساده است. شما هر دختری را که از خیابان میگذرد صدا بزنید و بگویید نقش یک دختر قلدر و مرتبط با طبقه فرودست را بازی کند، قطعآ همین چند حرکن مثل دست به کمر زدن، بلند بلند قدم برداشتن، لاتی حرف زدن و ... را اجرا خواهد کرد. به همین دلیل گلشیفته فراهانی خوب نیست، اما کاندیداست!
امین حیایی در شب یک بازی استاندارد و نه به هبچ وجه درخشان ارائه کرده که اصلآ در حد و اندازه کسب سیمرغ برای حیلیی نیست. نیمی از فیلم را که خواب است و در نیم دیگر هم مشغول تقلید لهجه مازندرانی.
حیایی تقریبآ در تمام کارنامه کاری اش حتی آنجا که فیلم خوبی بازی نمی کند، خوب بازی می کند. اما شما بازی حیایی در مهمان مامان را بگذلرید کنار بازی او در شب. یا حتی بازی او در نقاب را قیاس کنید با کار اخیر او. و جالب این که حیایی نه برای آن کارها، که برای کار متوسطش در شب سیمرغ می برد! در همین فیلم باری انتظامی قابل تامل تر است، حتی شکیبایی هم نقش آفرینی در خور توجهی دارد، اما هیچ کدام کاندیدا نیستند!
در باره کاندیداهای بازیگری بیش از این ها می توان نوشت. مثلآ نبودن هاشم پور برای استشهادی برای خدا در میان کاندیداها و جایزه بردن شهاب حسینی و ... برای آنکه یکسویه نگاه نکرده باشیم، باید اعتراف کرد که جایزه مهتاب نصیر پور قابل قبول می نماید. اما مجموعه کاندیداها نشان می دهد که گویا قرار بود همه چیز این جشنواره به جای تعقل، بر شگفتی و حیرت کردن استوار باشد!
البته من خیلی این مطلب رو قبول ندارم. آقای میرمیرانی (که من ارادت خاصی بهشون دارم) فقط سعی کردن از همه چیز ایراد بگیرن. مطمئنآ اگه کیانیان، پرستویی، انتظامی و یا هر کس دیگه ای که خوشون گفتن هم کاندیدا میشدن، ایشون باز ایراد میگرفتن.خیلی کم پیش اومده که آقای میرمیرانی از چیزی راضی باشن. به خاطر همین همه ی بچه های چلچراغ بهشون میگیم آقا بد اخلاقه! پس زیاد متن رو جدی نگیرید!

پشت صحنه ی پاورچین
سلام
من الان دانشگاهم، نمیرسم خیلی بنویسم. پس زودتر عکس امروز رو که از پاورچینه ببینید:

مهران مدیری و خرید سیگار
سلام
یه مطلب جالب براتون از مجله فیلم مینویسم که تو شماره ویژه نوروز 86 چاپ کرده بود.
مهران مدیری و رضا شفیعی جم و خرید سیگار
مهران مدیری نفسزنان خودش را [به دفتر مجلهی فیلم] رساند. آن قدر عجله داشت که متوجه آسانسور نشده بود. میگفت: «در فیلم جدید کمال تبریزی نقش یک مرد ضد زن را بازی میکنم. الان هم در استودیو بودم اما به بهانهی خرید سیگار زدم بیرون!» جالب اینجاست که این سیگار خریدن و حضور در جلسهی ما ساعتها به طول انجامید. میگوییم: «این احتمالا طولانیترین زمانی است که کسی برای خریدن سیگار صرف کرده.» اما او میگوید این رکورد در اختیار شفیعیجم است و هنوز کسی نتوانسته آن را جابهجا کند: «موقع ضبط برنامهی ساعت خوش شفیعیجم برای خریدن سیگار رفت بیرون اما هر چه منتظرش شدیم خبری نشد. تلفنهای پیدرپی و جست و جوی گروه تدارکات برای پیدا کردناش بینتیجه ماند. چند ساعت بعد بالاخره مادرش را پیدا کردیم. گفت رضا آمد ساکش را بست و خداحافظی کرد و رفت خدمت سربازی... دو ماه و اندی بعد، از دورهی آموزشی برگشت!»
البته این عکس هیچ ربطی به مطلب بالا نداره!

ز من نگارم
سلام

مهران مديري : ترانههايي را كه در مجموعه «باغ مظفر» خواندهام بر اساس علايق شخصي خود به ويژه علاقه به استاد شجريان خواندهام.
مهران مديري : تصنيف «زمن نگارم ... » يك تصنيف قديمي است. تصنيفي قديمي كه آهنگساز آن غلامحسين درويش است و شعر آن را ملك الشعراي بهار،سراينده ترانه معروف مرغ سحر سروده است.
وي در ادامه گفت:يكي از بازخوانيهاي موفق اين تصنيف توسط استاد محمدرضا شجريان، در آلبوم «آهنگ وفا» خوانده شده است و من با تكرار آن پايم را در كفش بزرگان كردهام و اين جسارت فقط به علاقه شخصي من به استاد شجريان بر ميگردد و هيچ علت ديگري ندارد و در برخي از سكانسها هم آهنگهايي از همايون شجريان پخش شد كه آن هم دوباره به علاقه شخصي من به اين هنرمندان بود.
مهران مديري در ادامه گفت: قصد ندارم آهنگهايي را كه در مجموعه «باغ مظفر» خواندهام را در آلبومي مجزا روانه بازاركنم.
سینمایی قلقلک
سلام
ولنتاینتون مبارک


بچه ها شما فیلم قلقلک رو دیدین؟ میدونید ممکن بود نقش اول فیلم رو مهران مدیری بازی کنه؟ البته به نظر من بهتر شد که بازی نکرد، نظر شما چیه؟
اگر چه كارگردان فيلم «قلقلك»، بيژن امكانيان نيست، اما اگر قرار باشد با يكي از عوامل اين فيلم گفتوگو شود، بهترين انتخاب امكانيان است.
او نه تنها بازي در نقش اول فيلم را هم برعهده دارد و از آن فراتر تهيهكننده فيلم نيز هست.
قلقلك كمدياي است كه در لحظاتي آدم را از ته دل ميخنداند و در لحظات بيشتري لبخندي بر لب مينشاند. با اين حال در عرصه سينماي كمدي يك «اتفاق» به حساب نميآيد.
-چه شد نقش اول اين فيلم به شما رسيد؟
به هيچ عنوان اصلاً قرار نبود من توي اين فيلم بازي كنم. ما با بازيگران مختلفي حرف زديم كه هيچ كدام نشد يعني حتي به مرحله قرارداد هم نرسيد.
-چرا؟
نميدانم. بيشتر گرفتار بودند. اما بعدتر به اين نتيجه رسيدم كه يك دليل ديگر هم داشت و آن پيچيدگي نقش بود. چون ما فقط با يك «امير» و يك «خسرو» مواجه نيستيم. بلكه با اميري كه در موقعيتهاي مختلف قرار ميگيرد و خسرويي كه شكلهاي مختلفي از زندگي را تجربه ميكند روبهرو ميشويم.
در آوردن اين نقش زمان ميبرد و حجم بالايي از فيلم را هم به خود اختصاص ميداد. آنها در واقع دو روي يك سكهاند. در صحنهاي در آخر فيلم يك جا مريم (شقايق فراهاني) به خسرو ميگويد امير را نگاه كن مثل آن موقعي است كه تو هنوز معروف نشده بودي. يا مثلاً در انتخاب اسمها هم يك جزيينگري داشتيم، امير و خسرو در واقع هر دو يك معني ميدهند...
-تحليل نقش را بگذاريم براي بعد، بياييد بحثمان را ادامه دهيم. پس گفتيد بازيگران يا گرفتار بودند يا به نظر ميرسيد كه اعتماد بهنفس در آوردن اين نقش را نداشتند. ميتوانم بپرسم نقش را به چه كساني پيشنهاد كرديد؟
پروسه بسيار طولاني بود. به خيليها پيشنهاد كرديم.
-مثلاً چه كساني؟
مثلاً به امين حيايي يا آن آقايي كه مجري تلويزيوني بود، اسمش چي بود... آهان آقاي حسيني، محمد حسيني... مهران مديري و خيليهاي ديگر.
-اين سه نفر چرا نقش را بازي نكردند؟
آقاي حسيني گفت من هفتاد ميليون تومن ميگيرم اين نقش را بازي ميكنم.
-هفتاد ميليون تومن؟! رقم پرتي است...
آره ، به نظرم اين رقم را گفت كه بازي نكند. البته ما هنوز از او تست نگرفته بوديم.
-مديري چرا قبول نكرد؟
گفت وقت ندارم. ميخواست كار تلويزيوني كند.
-امين حيايي چطور؟
حيايي گرفتار كار شد و البته رك هم جواب نداد. اولش كه آمد و ايده را گفتيم خيلي هم استقبال كرد اما بعد كه درگير كار ديگري شد حتي تلفنهايش را هم جواب نميداد يا موبايل را ميداد دست كس ديگري جواب ميداد. اصلاً هم نفهميدم چرا، چون به هر حال يك بازيگر يا ميگويد آره يا مؤدبانه ميگويد نه، من توي اين فيلم بازي نميكنم و نيازي به اين بازيها نيست.

مهران مدیری در اختتامیه حضور نداشت.
سلام
درسته که من اول پستم کلی ناراحت بودم اما خودم آخرش گفتم مهم اینه که مهران مدیری همیشه برای ما اوله.
الان همه استاد رو به عنوان یک کارگردان و بازیگر تلویزیونی قبول دارن ولی این جایزه باعث میشد مردم به استعداد ایشون تو همه ی زمینه ها پی ببرن.
من نمیگم ناراحت نیستم، چون واقعآ تو اون جمع بشینی و ببینی همه با اطمینان دارن مدیری رو صدا میکنن ولی آخر جایزه رو بدن به یه نفر دیگه واقعآ ناراحتی داره. اما منم دیگه بهش فکر نمیکنم.
اونشب استاد تو جشن حضور نداشت و به نظر من خیلی خوب شد که نیومده بود.

بی عدالتی در جشنواره
سلام
اصلآ حالم خوب نیست. دیروز با هزار امید و آرزو پاشدم رفتم اختتامیه که که حداقل خودم وقتی استاد سیمرغ می گیره تشویقش کنم ولی حیف، واقعآ حیف که داورا یه ذره عدالت رو تو کارشون رعایت نکردن.
دیشب وقتی اسامی نامزد های بهترین بازیگر مرد مکمل رو میخوندن اگه بدونید مردم چقدر مهران مدیری رو تشویق کردن! مجری برنامه آقای شهیدی فر قبل از اعلام برنده ی هر گروه به مردم فرصت می داد که حدس خودشونو بگن. و تو همه ی گرو ها هرکی یه نظری میداد. اما برای مرد مکمل همه بدون استثنا میگفتن مهران مدیری و وقتی که برنده رو (محسن طنابنده) اعلام کردن، همه یه صدا آه کشیدن. حتی بعضی ها میگفتن مجری داره شوخی میکنه و الان مهران مدیری رو صدا میکنه.
واقعآ نمیدونم چی باید گفت.یکی تو همین گروه خیلی بی عدالتی شد یکی هم تو گروه بهترین بازیگر زن.
آخه کی میاد بین گلشیفته فراهانی، الناز شاکر دوست و هنگامه قاضیانی، هنگامه قاضیانی رو انتخاب کنه؟!
من که ردیف کناری الناز شاکر دوست نشسته بودم دیدم وقتی اسم برنده رو خوندن اشک تو چشمای الناز جمع شد. حتی خود هنگامه قاضیانی هم که بالا رفت گفت میدونم هیچکدومتون از این که من انتخاب شدم خوشحال نیستید.
یه نکته ی خیلی جالب دیگه این بود که همیشه پای یک زن در میان است تو هیچ بخشی جایزه نگرفت، غیر از بهترین فیلم از نگاه مخاطبان.
اینو ببینین:
تعداد ۲۶ فیلم ایرانی در بخش مسابقه ی سینمای ایران و در نمایش های مردمی مورد قضاوت تماشاچیان قرار گرفت. مجموعآ ۷۵۸۶۱ برگ رآی برای ۲۶ فیلم تا پایان روز ۲۱ بهمن ماه به تماشاگران جشنواره ارائه شد که از این تعداد ۵۹۷۲۲ نفر در این رای گیری جمعی مشارکت داشته و برگ خود را در صندوق های اخذ رای انداختند که ۵ فیلم اول منتخب به ترتیب حروف الفبا: آواز گنجشک ها، به همین سادگی، دیوار، کنعان و همیشه پای یک زن در میان است بود . نحایتآ سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه مخاطبان تقدیم شد به تهیه کننده ی فیلم سینمایی همیشه پای یک زن در میان است با کسب بیش از ۷۳ در صد آرا. تهیه کننده ی فیلم آقای محسن علی اکبری.
اینجا هم باز بی عدالتی شد. بعضی از برنده ها وقتی میومدن بالا که سیمرغ بگیرن میگفتن شاید حق ما نبود که جایزه بگیریم چون خیلی از فیلم های خوب نتونستن به بخش مسابقه راه پیدا کنن.
و وقتی محسن علی اکبری بالا رفت گفت: ۲۲ بهمن ۵۷ جشن پیروزی انقلاب کاممونو شیرین کرد ۲۲ بهمن ۸۶ هم با گرفتن پاداش سکوتمون به این شیرینی حلاوت تازه ای بخشید. بعد از مردم تشکر کرد و از یک سری عوامل فیلم از جمله رضا کیانیان، علی محمدی و وحید بهمنی و خیلی های دیگه. بعد گفت بعضی ها میان میگن فیلم ما خارج از بخش مسابقه مونده اما فیلم ما تو بخش مسابقه بود و دیده نشد. پس زیاد نگران نباشید.
دقت کردین. این آقا هم وقتی بابت گرفتن جایزه از عوامل تشکر میکرد اسمی از مهران مدیری نبرد. در صورتی که همه جا میگن اگر این فیلم همین یه جایزه رو هم برده فقط به خاطر حضور مهران مدیریه که وزنه ی اصلی فیلم رو دوشش بوده.
متاسفم.
این مهم نیست که استاد اینجا نتونست سیمرغ بگیره، چون خیلی ها هستن که سالهاست نامزد میشن ولی هنوز موفق نشدن سیمرغ بگیرن. مهم اینه که استاد همیشه برای ما اوله و هنوزم به نظر من بازیش حتی از بهترین بازیگر اول هم بهتر بود.
حالا هم این عکس رو که میدونم ندیدین ببینین. برای زمانیه که مهران مدیری بهترین بازیگر شبکه ی جام جم از نگاه ایرانیان خارج از کشور شد.

داوران بخش مسابقه سوداي سيمرغ ( مسابقه سینمای ايران)
سلام
داورای بخش سودای سیمرغ رو میشناسین:
منوچهر محمدی -متولد ۱۳۳۵ فارغالتحصیل رشته جامعهشناسی از دانشگاه تهران، فعالیت فرهنگی و سینماییاش را از ۱۳۵۸ آغاز کرد. مدیریت گروههای تولیدی در تلویزیون، تهیه و تولید مجموعههای ابن سینا و خانه در انتظار و مجموعههای داستانی و نیز مستندهای متعدد، محصول فعالیتهایش در صدا و سیماست. با تأسیس مؤسسه سینافیلم، فیلمهای سینمایی بسیاری از جمله مهاجر، گربه آوازهخوان، از کرخه تا راین، همسر، من زمین را دوست دارم و بازمانده را تولید کرد. محمدی مدتی مسئولیت اداره کل نظارت و ارزشیابی و همچنین مدیریت عامل خانه سینما را برعهده داشته است و ۱۳۷۸ با تأسیس مؤسسه فرادیس دوباره فعالیتهای حرفهای خود را بهطور جدی دنبال کرد. فیلمهای سینمایی زیر نور ماه، مسافر ری، ارتفاع پست، مارمولک، میم مثل مادر و مجموعه خاک سرخ از جمله کارهای اوست.

کیومرث پوراحمد- متولد ۱۳۲۸ نجفآباد اصفهان. فیلمهای کوتاه و نیمه بلند هدف (۱۳۵۵). زنگ اول زنگ دوم (۱۳۵۶). هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق (۱۳۵۶)، آوازخوان (۱۳۵۷)، به ترتیب قد (۱۳۵۹)، باران (۱۳۶۲)، تاروپود (۱۳۶۴)، عینک (۱۳۶۶)، را نیز ساخته است. از فیلمهای بلندش میتوان تاتوره (۱۳۶۳). بیبی چلچله (۱۳۶۵). گاویار (۱۳۶۶)، لنگرگاه (۱۳۶۷)، شرم (۱۳۷۱)، صبح روز بعد (۱۳۷۲)، به خاطر هانیه (۱۳۷۳) ، خواهران غریب (۱۳۷۴)، شب یلدا (۱۳۸۰)، گلیخ (۱۳۸۳)، و نوک برج (۱۳۸۴) و اتوبوس شب (۱۳۸۵) را نام برد. از مجموعههای تلویزیونیاش باید به قصههای مجید و سرنخ اشاره کرد.

مسعود جعفری جوزانی- متولد ۱۳۲۷ ملایر. دارای مدرک کارشناسی ارشد فیلمسازی از سانفرانسیسکو. کار در سینما را با تولید فیلم کوتاه آغاز کرد و در ادامه، به کارگردانی فیلمهای بلند، مجموعه تلویزیونی و نیز تهیه آثار سینمایی و تلویزیونی پرداخت. ساخت هفت فیلم بلند سینمایی از جمله «جادههای سرد»، «شیر سنگی»، «در مسیر تندباد»، که جوایزی بسیاری را در جشنوارههای داخلی و خارجی کسب کردند، در پیشینه حرفهای وی دیده میشود. فیلم «جادههای سرد» وی، پیشگام حضور بینالمللی سینمای نوین ایران برشمرده میشود.

امین تارخ-
متولد ۱۳۳۲ شیراز. دارای مدرک لیسانس از دانشکده هنرهای نمایشی دانشگاه تهران و فوق لیسانس مدیریت فرهنگی. از سال ۱۳۶۰ بازیگری را در سینمای حرفهای آغاز کرد و در فیلمها و مجموعههای تلویزیونی بسیاری ایفای نقش نمود. از سال ۱۳۷۳ و با تأسیس مدرسه بازیگری در تهران، به کار آموزش علاقهمندان بازیگری پرداخت و شاگردانش طی این سالها، توفیقات بسیاری را در عرصه بازیگری کسب کردند. وی همچنین تهیه دو فیلم سینمایی و داوری در جشنوارههای پیشین فیلم و تئاتر فجر را در پیشینه حرفهای خود دارد. 
اکبر نبوی- متولد سال ۱۳۴۳ در شهریار. فعالیت روزنامهنگاری خود را از سال ۱۳۶۵، با روزنامه رسالت آغاز کرد و همزمان با آغاز سالهای ۷۰ خورشیدی، در جمع نویسندگان و منتقدان مطرح سینمای کشور قرار گرفت. شش سال و نیم عضویت در شورای سردبیری روزنامه رسالت (۱۳۷۳)، سردبیری نشریه روزانه سیزدهمین جشنواره فیلم فجر، مدیر مسؤول و سردبیری ماهنامه «فیلم ویدئو» و نگارش بیش از ۳۰۰ مقالهی تخصصی از جمله فعالیتهای روزنامهنگاری نبوی به حساب میآید. وی در گذشته، ریاست مرکز مطالعات و تحقیقات سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیریت ارتباطات بنیاد سینمایی فارابی و معاونت فرهنگی خانه سینما را برعهده داشته است. نبوی در حال حاضر، بیشتر وقت خود را صرف کارگردانی فیلمهای مستند و مستند ترکیبی میکند. وی تجربه حضور در هیأت داوری جشنوارههای مختلفی چون جشنواره فیلم فجر را دارد.

احمدرضا معتمدی-
احمد مرادپور- متولد ۱۳۳۹ تهران. کارش را در سینمای حرفهای ایران با تدوینگری و دستیاری فیلمبرداری در فیلم «زیر باران» (۱۳۶۳) آغاز کرد و در سال ۶۸ دستیار کارگردان را با فیلم پنجاه و سه نفر تجربه کرد. نخستین فیلم بلندش را با نام «سجاده آتش» در سال ۱۳۷۲ کارگردانی کرد که پروژهای عظیم در سینمای جنگ بود. دومین فیلم بلند وی «رنجر» در سال ۷۸ ساخته شد. در ادامه، به ساخت فیلمهای آموزشی و تبلیغاتی، تدوین برنامههای تلویزیونی و مشارکت در ساخت برنامههای مستند و تلویزیونی پرداخت.

راستی یه خبر، من دعوتنامه ی اختتامیه جشنواره رو دارم![]()
خدایا یعنی میشه استاد امسال سیمرغ بگیره.![]()
خدایا یعنی میشه من امشب دوباره استاد رو از نزدیک ببینم.![]()
الان از اولین روزی که من مهران مدیری رو دیدم دقیقآ ۵۰ روز گذشته. امیدوارم امروز هم استاد رو بعد از گرفتن سیمرع ملاقات کنم. شماهم دعا کنید.![]()

مهران مدیری نامزد بهترین بازیگر مرد نقش مکمل
سلام
نامزدهای بهترین بازیگر مرد نقش مکمل:
سیاوش چراغیپور برای فیلم (همیشه پای یک زن در میان است)
محمد کاسبی برای فیلم (دیوار)
محسن طنابنده برای فیلم (استشهادی برای خدا)
مهران مدیری برای فیلم (همیشه پای یک زن در میان است)
حسن نجاریان برای فیلم (فرزند خاک)
خدایا یعنی میشه مهران مدیری انتخاب بشه.
احتمالآ منم برای اختتامیه میرم و براتون خبر و عکس دست اول میارم.
من که دایره زنگی رو ندیدم. اما نظر یه آدم خوش شانس که تونسته ببینه رو براتون میذارم.
دایره زنگی فیلم شسته رفته و تمیزی بود.با یک فیلمنامه جون دار و پر از آدم ها و ارتباط های جورواجور. همون جوری که تخصص اصغر فرهادی است. البته که فیلم یک جورهایی تو را یاد اجاره نشینها و میهمان مامان مهرجویی می اندازد ولی درست این کار را می کند. همه بازیگران حضور یکسان داشتند بازی همه خوب بود. مخصوصا بهاره رهنما که یکی از بهترین بازی هایش را کرد. یا مهران مدیری که به دور از فضای تلویزیون، یک بازی سینمایی خوب از خودش نشان داد. درباره دایره زنگی خیلی می شود حرف زد ولی برای زمانی است که شما هم فیلم را دیده باشید. اما مطمئن هستم اگر فیلم اکران شود، پرفروش ترین فیلم سال خواهد شد. البته که مضمون و داستان فیلم کاملا به نفع نظام است ولی تا آقایان متوجه این موضوع بشوند دیر شده است. درست مثل مارمولک که تازه فهمیده اند این فیلم به نفع روحانیت است نه به ضرر.

گفت و گو با کمال تبریزی درباره "همیشه پای یک زن در میان است"
سلام
بچه ها دیدین چه شانسی داشتم من! دایره زنگی فقط یک بار اکران شد. من اون روز کلی تو صف سینما فلسطین وایسادم اما بلیط گیرم نیومد. دیروز برای اینکه اول صف باشم از ساعت ۹ رفتم سینما فرهنگ و بعد از ۵ ـ۶ ساعت که تو صف بودم دایره زنگی نرسید.
حالا مصاحبه ای رو که روزنامه اعتماد با کمال تبریزی کرده ببینید، حرفاش در مورد مهران مدیری جالبه.
«کمال تبريزي» که چند وقتي بود خودش را درگير کارهاي سريال «شهريار» کرده بود و خبري از او در سينما نبود، در فيلم «هميشه پاي يک زن در ميان است»، که بازگشتش به سينما، پس از دو سه سال کار خارج از سينما است، به قاعده يي که اين سال ها برايش تبديل به يک قانون نانوشته شده، پايبند مي ماند. حالا ديگر اين نکته که اين کارگردان محبوب، يک خط در ميان فيلم کمدي مي سازد، تقريباً براي همگان يک رويه عادي به نظر مي رسد و بنابراين پس از فيلم معناگرايانه و عرفاني «يک تکه نان»، که اجماع منتقدان آن را فيلمي براي کاستن از حساسيت ها و فشارهاي فيلم «مارمولک» قلمداد کردند، حدس زدن اين نکته که کمال تبريزي در جديدترين فيلمش، دوباره رو به سوي سينماي کمدي خواهد آورد، کار چندان مشکلي نبود - که ديديم اين اتفاق هم رخ داد...
«هميشه پاي يک زن در ميان است»، که براساس چند داستان از مجموعه داستان «غيرقابل چاپ» نوشته «سيدمهدي شجاعي» جلوي دوربين رفته، حتي در کارنامه کمال تبريزي هم، که عادت کرده ايم فيلم هايش، در رويه کلي شان، چندان ربطي به هم نداشته باشند، يک تجربه جديد به شمار مي آيد. يک کمدي نامتعارف و يک تلاش تاکنون انجام نشده - يا کم انجام شده - که کمدي را با فانتزي پيوند مي دهد و از اين ديدگاه، شايد بتوان آن را، کامل شده تجربه «گاهي به آسمان نگاه کن» ناميد.
فيلم، مثل هر تجربه جديدي، از آنجا که روي خط کمدي و کارتون (کاريکاتور) سير مي کند، مي تواند يک ريسک در کارنامه تبريزي قلمداد شود. اينکه آيا اين تجربه جديد به بار نشسته يا نه، حکايت ديگري است که آن را در زمان اکران عمومي به بررسي خواهيم نشست. اما همين که فيلمسازي چون او، که مي تواند بي ريسک و بي خطر، راهي آزموده شده را بپيمايد، ولي اينگونه تن به بازيگوشي و تجربه گري مي سپارد، اتفاقي ارزشمند است که کمال تبريزي را شايسته تحسين و ستايش مي کند...
---
-کتاب «غيرقابل چاپ» سيدمهدي شجاعي را چطور کشف کرديد؟
آقاي شجاعي فيلمنامه يي براي کانون پرورش فکري نوشته بود که قرار بود من آن را بسازم. يادم است راجع به آن فيلمنامه و بازنويسي اش بحث و گفت وگو داشتيم و در آن اثنا ايشان يکي از کتاب هايشان به نام «غيرقابل چاپ» را به من دادند تا بخوانم
- در واقع به عنوان آشنايي
حتي کتاب را برايم امضا کردند. وقتي من کتاب را خواندم نوع نگاه خاصي که نويسنده در قصه هاي کوتاهش نسبت به زن ها داشت خيلي به نظرم جذاب آمد و فکر کردم اگر اين ويژگي با يک ايده يي که مربوط مي شود به نوع نگاه من نسبت به جنس مونث ترکيب شود، يعني اگر آن قصه ها را مبنا قرار دهيم و اين نوع نگاه را به آن اضافه کنيم مي توان فيلمي ساخت که يک جور بيانيه يا مانيفستي است راجع به خانم ها و حضور و نقش و تاثيراتشان در جوامع مختلف در طول تاريخ. اين طور شد که به نظرم آمد از قصه هاي اين کتاب مي توان براي نوشتن چنين فيلمنامه يي استفاده کرد. در کتاب «غيرقابل چاپ» هفت، هشت قصه کوتاه وجود دارد که از آن ميان من چهار قصه آن را انتخاب کردم که در واقع همان ايده مدنظر من را بيان مي کردند. با خود آقاي «شجاعي» هم صحبت کردم و موافقت کامل ايشان را براي استفاده از قصه هاي کتابش گرفتم و بعد اين قصه ها را به آقاي «مقصودي» دادم و برايش توضيح دادم که مي خواهم چه اتفاقي بيفتد. در مرحله اول قصدمان اين بود که يک کلاژي از اين قصه ها داشته باشيم که نه به صورت ايپزوديک بلکه به صورت داستان هاي مجزايي باشند که يک جوري مرزشان به همديگر نزديک مي شود، يعني از يک داستان ما پرتاب مي شويم به يک داستان ديگر تا الي آخر.
-مهران مديري انتخاب شما بود يا تهيه کننده؟

نشست مطبوعاتی همیشه پای یک زن در میان است بدون حضور مهران مدیری
سلام
آقا یا خانوم عشق مهران خوشحالم که به وبم اومدید اما میشه بیشتر خودتونو معرفی کنید تا باهم بیشتر آشنا بشیم راستی این لقب منم هست، دوستام همه بهم میگن "ریحان عشق مهران"!
ازم سوال کرده بودی نقش قاضی رو کی بازی میکرد، متاسفانه ایشونو نشون ندادن و فقط یه تیکه صداشون بود.
بچه ها انقدر ناراحت نباشد. امیدوارم فیلم اکران عمومی بشه که همه بتونن هنرنمایی استاد رو ببینن.
نشست مطبوعاتی همیشه پای یک زن در میان است بدون حضور حتی یک زن
دیروز نشست مطبوعاتی همیشه پای یک زن در میان است بدون حضور مهران مدیری برگزار شد!
نشست مطبوعاتی فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" کمال تبریزی با حضور بعضی عوامل فیلم برگزار شد.در این جلسه که اجرای آن را جلیل اکبری صحت برعهده داشت، محسن علی اکبری(تهیه کننده)، رضا مقصودی(فیلمنامه نویس)، رضا کیانیان(بازیگر)، علاءالدین پژهان(مسئول جلوه های ویژه) و حسین زندباف(تدوینگر) حضور داشتند.
علی اکبری و دلیل غیبت عوامل اصلی:
درابتدای این جلسه محسن علی اکبری راجع به علت غیبت بعضی از عوامل اصلی در این نشست گفت:«آقایان تبریزی و رضایی در ایتالیا حضور دارند ومازیار میری نیز برای فیلم جدیدش در لبنان به سر می برد و من از این بابت از شما خبرنگاران عذرخواهی می کنم. درباره "همیشه..." هم باید بگویم که کمال تبریزی از داستان آقای شجاعی خوشش آمد و حق رایت کتاب را از ایشان خریداری کرد. البته اول قرار بود این فیلم را حوزه هنری تهیه کند که با توافقات صورت گرفته این وظیفه به دوش ما افتاد.»
کیانیان: نقش سختی نبود:
رضا کیانیان در مورد نقشش گفت: «نقشم در این فیلم قابلیت زیادی برای کار داشت و من هم سعی کردم طوری بازی نکنم که زیادی به چشم بیایم. در سکانس خواستگاری رئیس از گلشیفته فراهانی دی وی دی فیلمهایی چون هالک و مرد گرگ نما روی میز بود که می خواست دو شخصیتی بودن رئیس را به بیننده القا کند.»
هرچی کار سخته، مال آدم بدبخته:
حسین زندباف، تدوینگر فیلم هم از سختی زیاد کارش در این فیلم گفت و گفت: «یک مثلی هست که می گوید هرچی کار سخته، مال آدم بدبخته و فکر می کنم در "همیشه ..." مصداق این مثل خود من بودم.زمان اولیه این فیلم چیزی در حدود 125 تا 130 دقیقه بود که در تدوین نهایی به زمان فعلی رسید.»
حاضرجوابی کیانیان:
در ادامه خبرنگاری از علی اکبری پرسید فکر نمی کنید فیلمتان با مشکل اکران مواجه شود؟ که در این لحظه کیانیان گفت با اجازه آقای علی اکبری من این سوال را پاسخ می دهم و سپس به سوال کننده گفت: «خوب شد شما وزیر ارشاد نشدید!»
حرفهای پایانی علی اکبری:
علی اکبری در مورد شایعات مربوط به اعتراض سید مهدی شجاعی به فیلم گفت: «این صحبتها درباره فیلم "پاداش سکوت" که از روی داستان احمد دهقان ساخته شده بود نیز وجود داشت ولی به نظر من وقتی قرار است یک داستان 7، 8 صفحه ای به یک فیلمنامه 90 صفحه ای تبدیل شود قاعدتا باید درآن تغییراتی صورت بگیرد و وقتی نویسنده ای رایت کتابش را واگذار می کند دیگر چنین مسائلی قابل طرح نیستند. »
تهیه کننده "همیشه ..." در پایان این نشست گفت: «به نظر من در جامعه ما معضل طلاق یک مسئله جدی است و البته این مسئله گرفتاریهای زیادی را ایجاد می کند. ما در این فیلم می خواستیم بگوییم چاله چوله های زیادی سر راه ما قرار دارد و مسئولان بهتر است راهی برای پرکردن آنها پیدا کنند. »

همیشه پای یک زن در میان است اکران شد!
سلام
امروز خیلی خوشحالم! آخه میدونید چیه؟دیروز رفتم همیشه پای یک زن در میان است رو دیدم.
واقعآ قشنگ بود مخصوصآ بازی استاد حرف نداشت. عالی 
تقریبآ ۹۰ درصد بار طنز فیلمو مهران مدیری به دوش میکشید.
من که خیلی خوشم اومد بعد یه سال که از ایشون هیچ کار جدیدی ندیده بودم واقعآ لذت بخش بود.
بهتون توصیه میکنم حتمآ برید و این فیلمو ببینید حتی اگه بلیط نخریدید شاید اونجا بتونید گیر بیارید.
من لیست سینماهایی که فیلمو اکران میکنن به ترتیب روز و ساعت براتون میذارم:
| روز | سانس | ساعت | سینما | آدرس |
| ۱۷ بهمن | ۴ | ۲۰ | بهمن ۱ | میدان انقلاب |
| ۱۷ بهمن | ۴ | ۲۰:۳۰ | بهمن ۲ | میدان انقلاب |
| ۱۸ بهمن | ۲ | ۱۶ | عصر جدید ۱ | خ طالقانی نرسیده به وصال |
| ۱۸ بهمن | ۴ | ۲۰ | فلسطین ۱ | خ طالقانی میدان فلسطین |
| ۱۸ بهمن | ۴ | ۲۰:۳۰ | فلسطین ۲ | خ طالقانی میدان فلسطین |
| ۱۹ بهمن | ۲ | ۱۵ | فرهنگ ۲ | خ شریعتی سه راهی قلهک |
| ۱۹ بهمن | ۳ | ۱۸ | فرهنگ ۱ | خ شریعتی سه راهی قلهک |
| ۱۹ بهمن | ۴ | ۲۰ | آزادی | خ بهشتی نبش خ خالد اسلامبولی |
| ۱۹ بهمن | ۵ | ۲۲ | آستارا | میدان تجریش خ شهرداری |
| ۲۰ بهمن | ۳ | ۱۶ | افریقا | بالاتر از میدان ولیعصر نرسیده به زرتشت |
| ۲۲ بهمن | ۳ | ۱۷ | موزه | بالاتر از سه راه زعفرانیه باغ فردوس |
| ۲۲ بهمن | ۴ | ۲۱ | اریکه ایرانیان | شهرک غرب بلوار فرحزادی نبش ارغوان |
من اولین روز اکران اولین ساعت فیلمو دیدم.![]()
وقتی اسم مهران مدیری تو تیتراژ رو پرده رفت اگه بدونین مردم چقدرتشویق کردن.
استاد تو فیلم نقش آقای جاهد رو بازی میکرد که وکیل بود و همش به موکلش میگفت زن ها چه جورین و نصیحتش میکرد که مواظب زن ها باشه، ولی در آخر خودش عاشق یه قاضی زن میشه و همه ی حرفاشو پس میگیره. دیگه بیشتر براتون تعریف نمیکنم که قضیه لو نره.
به نظر من این فیلم میتونه بهترین فیلم از نگاه مخاطبان بشه چون تا اونجایی که من دیدم همه کارت مخصوص فیلم رو تو صندوق "خوب" ریختن.
و همه از فیلم تعریف میکردن، مخصوصآ ازبازی و دیالوگای استاد.
البته یه چند نفری هم بودن که میگفتن فیلم بی محتوایی بود و هیچ جاییزه ای نمیگیره ولی من با این کارها کاری ندارم به نظرم بازی استاد انقدر قشنگ بود که حتی لیاقت تندیس رو هم داشته باشه.
یه نکته ی دیگه اینکه به نظر من و همه ی کسایی که اونجا بودن فیلم مجوز اکران عمومی نمیگیره پس اگه میخواین فیلمو ببینین فرصت رو از دست ندین.
دیشب با گوشیم یواشکی چند تا عکس از فیلم گرفتم که براتون بذارم ولی اصلآ کیفیت ندارن پس همون عکسای قدیمی رو براتون میذارم.


10 بازيگر مرد شاخص جشنواره 26 +"انتهای زمین" جانشین "دایره زنگی" شد
سينماي ما - اينها بازيگران شاخص مرد جشنواره بيست و ششم هستند بازيگراني كه فيلمهاي شان در بخش مسابقه به نمايش درميآيد و به همين دليل ميتوانند گزينه جدي كسب سيمرغ باشند. بازيگران ديگري چون پرويز پرستويي، ليلا حاتمي، باران كوثري و پژمان بازغي نيز ميتوانستند در اين فهرست باشند كه با خروج فيلمهاي <صد سال به اين سالها>، <هر شب تنهايي> ، <دايره زنگي> و <ريسمان باز> از بخش مسابقه ويترين جشنواره رونق گذشته را ندارد
عزت ا... انتظامي
آقاي بازيگر سينما به گزيده كاري مشهور است اما امسال دو فيلم در جشنواره 26 فجر دارد كه اتفاقاً در هر دو فيلم نقش محوري برعهده نداشته. انتظامي كه طي اين سالها با هر فيلمي كه در جشنواره داشته، مدعي دريافت سيمرغ بوده در فسيتوال 26 با فيلم صدرعاملي حضور چشمگيرتري دارد او در <شب> نقش يك متهم را بازي ميكند كه سربازي مامور انتقال او از شهري به شهر ديگر است. بازي انتظامي از آن جهت كه در همه پلانها فيلم با دستبند به امين حيايي متصل است قابل توجه است او در <آتش سبز> محمدرضا اصلاني در فصلهاي مختلف فيلم در چند نقش جلوي دوربين رفته است. انتظامي سال قبل براي بازي در فيلم <مينا شهر خاموش> سيمرغ ويژهاي دريافت كرد.
حامد بهداد
اگر كمي شانس ميآورد و اپيزود دوم فيلم رسول صدرعاملي در بخش مسابقه پذيرفته ميشد ميتوانست در جشنواره امسال حرفهاي بيشتري براي گفتن داشته باشد. بهداد كه از بعد از فيلم <بوتيك> به اين طرف با هر فيلمي كه در جشنواره حضور پيدا كرده كانديداي دريافت سيمرغ شده امسال <حسن پنهان> را جشنواره دارد. نقشي كه گفته ميشود بهداد براي گرفتن سيمرغ نقش دوم مرد با آن مدعي است. او البته سال قبل با بازي در <روز سوم> محمدحسين لطيفي از شمايل يك نقش دوم صرف خارج شد تا امسال با فيلم <هر شب تنهايي> اين مسير را ادامه دهد. جالب اينجاست كه به بهداد در اولين تجربه سينمايياش با <آخر بازي> كانديداي دريافت سيمرغ شده بود اما تاكنون موفق نشده جايزهاي را به خانه ببرد.
امين حيايي
بازيگر پركار سالهاي اخير سينما معمولاً در جشنوارهها به چشم نميآيد. پركارياش در طول اين سالها و حضور مداوماش در فيلمهاي سينماي بدنه البته در بيشتر دورههاي گذشته جشنواره باعث شده فيلمهاي او قبل از جشنواره اكران عمومي شود. حيايي امسال دو فيلم درجشنواره دارد كه در اين ميان <دايره زنگي> در بخش غيررقابتي پذيرفته شده است. او در فيلم شب <صدرعاملي> نقش سربازي شهرستاني را بازي ميكند كه مجبور است براي مدتي طولاني با يك متهم همراه باشد. حيايي با وجود پركارياش در طول همه اين سالها هميشه بازياش مورد ستايش قرار گرفته، هر چند وقتها هم بعضي نقشهايش تكرار مكرارت بوده است.
رامبد جوان
ايفاي نقش يك فرشته براي هر بازيگري جذابيتهاي زيادي خواهد داشت. رامبد جوان اين بار انتخاب فرازد موتمن براي نقش اصلي فيلمش بوده است نقشي كه معمولاً در فيلمهاي مشابه خارجي و ايراني هميشه به يك زن سپرده ميشد. ايفاي نقش فرشته براي رامبد جوان آن قدر جذابيت راشت كه حتي حاضر شد قراردادي بازياش در فيلم مخمصه (محمدعلي سجادي) را فسخ كند و جلو دوربين فزاد موتمن برود. اگر <جعبه موسيقي> درآمده باشد نقش فرشته فيلم از آن نقشهايي است كه ميتواند مورد توجه هيأت داوران قرار بگيرد. جوان طي سالهاي گذشته به خاطر فرم بازياش تنها در فيلمهاي كمدي بازي كرده و <جعبه موسيقي> از اين منظر ميتواند نقطه عطفي در كارنامه اين بازيگر باشد.
بهرام رادان
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد جشنواره گذشته، با نقش كوتاهي كه در فيلم ماني حقيقي بازي كرده در جشنواره بيست و ششم حضور دارد. البته پذيرفتن اين نقش كوتاه از سوي بهرام رادان قطعاً جذابيتهايي داشته تا باعث شود اين بازيگر براي اولينبار چنين تجربهاي را از سر بگذراند. آنهايي كه فيلم را ديدهاند بازي او را -هر چند كوتاه- تأثيرگذار ارزيابي كردهاند. قرار گرفتن در قاب ماني حقيقي آن هم در كنار بازيگراني چون فروتن، عليدوستي و بايگان براي هر بازيگري جذاب خواهد بود. رادان البته امسال براي ربودن سيمرغ كار سختتري در پيش دارد. چرا كه بايد با بازيگران بيشتري در نقشهاي فرعي رقابت كند.
خسرو شكيبايي
سيماي خسرو شكيبايي را در سالهاي اخير، بيشتر با نقشهاي مكملاش به خاطر ميآوريم تا نقشهاي بلندش. به اين دليل واضح كه نقشهاي كوتاهاش به مراتب به يادماندنيتر از آثاري بوده كه در اين سالها نقش اولي بازي كرده . شكيبايي در روزهايي كه پركارتر از هميشه به نظر ميرسد، تنها يك فيلم در جشنواره 2 سال دارد، كه اين هم خود نكته جالب توجهي است. شكيبايي در <شب> نقشكوتاهي را بر عهده دارد. بايد ديد اين بازيگر توانا در اولين همكارياش با رسول صدرعاملي چه بازياي ارائه كرده است. شكيبايي سال گذشته براي<اتوبوس شب> ديپلم افتخار و البته دورههاي پيش براي <هامون> و <كيميا> سيمرغ گرفته است.
محمدرضا فروتن
در تداوم تلاشهاي سالهاي اخيرش براي ارائه پرسونايي متفاوت در <كنعان> ساخته ماني حقيقي ظاهر نشد. در نقشي كه ميگويند او در آن سيمايي متفاوتتر از هميشه دارد. او در اين فيلم نقش همسر ترانه عليدوستي را ايفا ميكند. بايد ديد فروتن كه معمولاً در نقشهاي برونگرا درخشيده، در نقش درونگرايش در <كنعان> به چه دستاوردهايي دست يافته است؟ او امسال <حس پنهان> را همه در جشنواره دارد. در اين فيلم او نقش يك كارخانهدار را ايفا ميكند كه در زندگياش دچار روزمرگي شده است. فروتن كه در سال 77 براي <قرمز> سيمرغ گرفت و دو سال پيش همين جايزه را از بخش بينالملل جشنواره براي <به آهستگي> دريافت كرد، از بازيگران شاخص جشنواره امسال است.
رضا كيانيان
سومين تجربه پياپياش جلوي دوربين بهمن فرمان آرا به گفته خودش متفاوت از آب درآمده است. كيانيان مثل <يك بوس كوچولو> باز هم ايفاگر كاركتري بزرگتر از من خود است. بهمن نامدار نقاش مشهوري است كه زندگي در شهر را رها كرده در طبيعت سكني گزيده است. كيانيان در <خاك آشنا> براي دومين بار با بابك حميديان هم بازي است. همكاري كه هم كيانيان و هم حميديان از آن راضي به نظر ميرسند. كيانيان پيش از اين براي بازي در <خانهاي روي آب> برنده سيمرغ جشنواره بيستم شده بود. او به غير از فيلم فرمان آرا امسال <هميشه پاي يك زن در ميان است> را هم در جشنواره دارد. نقشي دو سكانسي كه گفته ميشود هيأت بازبيني جشنواره يكي از سكانسهاي بازي او را با اصلاحيه روبرو كرده است.
مهران مديري
بعد از سالها حضور مداوم در تلويزيون به عنوان كارگردان و بازيگر طنزهاي شبانه، امسال تصميم گرفت كه به سينما بيايد. او ابتدا قرار بود در <لبه پرتگاه> بيضايي حضور يابد كه با منتفي شدن توليد اين فيلم مديري نقش كوتاه را در <هميشه پاي يك زن در ميان است> را برعهده گرفت. در فيلم طنزآميز كمال تبريزي كه اثري زن محور است مديري نقش يك وكيل را بازي ميكند. نقشي كه گويا مديري در آن حضور متفاوتي دارد. مديري با اين نقش يكي از شانسهاي جدي نامزدي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل است. او همچنين در <دايره زنگي> هم بازي كرده كه هنوز نمايش آن در بخش ميهمان جشنواره قطعي نشده است. به هر صورت رويكرد يكي از مهمترين سرگرميسازان تلويزيون در اين سالها به سينما، ميتواند جالب توجه باشد.
جمشيد هاشم پور
بازيگري كه هيچگاه در جشنواره فجر به حقش نرسيده و در بهترين حالت شايسته دريافت ديپلم افتخار شناخته شده، امسال يكي از گزينههاي جدي سيمرغ است. ميگويند هاشم پور در <استشهادي براي خدا> حضور فوقالعادهاي دارد. نقشي دشوار كه بازيگران بسياري آن را رد كردند ولي هاشم پور با شرايط سخت توليد فيلم كه در خارج از شهر و در فضايي سرد و برفي فيلمبرداري شد، كنار آمد... هاشم پور كه دقيقا يك دهه است از بازيگر آثار تجاري به هنرپيشه نقشهاي خاص تغيير پرسونا داده، امسال يك فيلم ديگر هم در جشنواره دارد. در <آن مرد آمد> كه فيلمي جنگي است، هاشم پور نقش يك رزمنده را ايفا ميكند. او با دو فيلم در بخش مسابقه سينماي ايران، از جمله بازيگراني است كه از همين حالا ميتوان نامزدياش براي سيمرغ را قطعي دانست.

این عکسو خودم درست کردم، خیلی جالب نشده چون ۵ دقیقه ای ساختمش.
"انتهای زمین" جانشین "دایره زنگی" شد
فیلم سینمایی "انتهای زمین" به کارگردانی ابوالفضل صفاری امروز ساعت 15/18 دقیقه در سینمای رسانههای گروهی به نمایش درمیآید.
به گزارش خبرنگار مهر، طبق برنامه اعلامشده قرار بود چهارشنبه 17 بهمن فیلم سینمایی "دایره زنگی" ساخته پریسا بختآور ساعت 15/18 دقیقه در سینما صحرا برای نمایندگان رسانههای گروهی اکران شود که به این ترتیب جای خود را به "انتهای زمین" داد.

احتمال خارج شدن دايره زنگي از فهرست فيلمهاي بخش ميهمان جشنواره
سلام
یه خبر بد دارم.
«دايره زنگي» به احتمال فراوان از فهرست فيلمهاي بخش ميهمان جشنواره خارج ميشود. در حاليكه دستاندركاران فستيوال فيلم فجر به دليل برخي اصلاحيهها فيلم پريسا بختآور را از بخش مسابقه خارج كرده و دربخش ميهمان پذيرفتند روزگذشته شنيديم دايره زنگي از اين بخش جشنواره هم خارج شده تا عملاً فيلم بختآور نمايشي در جشنواره بيست و ششم نداشته باشد. گويا تعداد اصلاحيههايي كه به اين فيلم وارد شده آن قدر زياد است كه دستاندركاران <دايره زنگي> نتوانستند نسخهاي ازفيلم را براي نمايش در جشنواره آماده كنند.
جدول نمايش فيلمهاي ايراني كه قرار بود روزگذشته اعلام شود به دليل جابجاييها و آماده نشدن برخي فيلمها هنوز اعلام نشده و گفته ميشود اين جدول كه باتغييرات عمدهاي نسبت به فهرست قبلي همراه است امروز از سوي دفتر جشنواره منتشر ميشود. گويا تعدادي از فيلمهاي بخش رزرو در جدول جديد وارد بخش اصلي جشنواره شدهاند.
اگر <دايره زنگي> از فهرست فيلمهاي بخش ميهمان خارج شده باشد بعد از <صد سال به اين سالها> دومين فيلم بخش غير رقابتي است كه بعد از اعلام دفتر جشنواره از نمايش در فستيوال بيست و ششم محروم شده است

خانواده ی علی پور حاتم
سلام
عسل خانوم کم پیدایی، دیگه به ما سر نمیزنی!
جواب مسابقه رو هیچکس نتونست بده!
البته عسل خانوم توضیح کامل و درستی دادن اما جواب سوال من این نمیشد.
آقا یا خانوم برنده هم تا حدودی درست گفتن اما فکر کنم چون شک داشتن خودشونو معرفی نکردن.
من گفته بودم جایزه چیه اما انگار ایشون فقط به سوال دقت کرده بودن.
اینم جواب سوال:
دایره زنگی کنایه از دیش ماهواره است. فیلم داستان زوجی به نام محمد و شیرین است که وقتی با ماشین امانتی پدر شیرین تصادف می کنند، برای تامین پول صافکاری ماشین تحت فشار قرار می گیرند و تصمیم میگیرند به خانه ای در شمال شهر بروند و کاری انجام بدهند.چه کاری؟ لابد نصب دیش ماهواره!
چون جهت گیری فیلم در محکومیت استفاده از ماهواره است. و شش واحد یک برج برای فیلم برداری این فیلم تخلیه شده است.
فیلم را در حال و هوایی شبیه اجاره نشین های دهه ۶۰ توصیف کرده اند.

اینم اون عکسی که قولشو داده بودم

سوال و جایزه ی بزرگ!
سلام بچه ها
میخوام یه سوال ازتون بپرسم ببینم کی میتونه جواب بده:
"دایره زنگی یعنی چی و چرا این اسمو برای فیلم انتخاب کردن؟"
جایزه ی سوالم یه عکس خوشگله که میدونم اکثرتون ندیدین.
اینم عکس درخواستی نازنین خانوم:
این نمودارا هم میزان محبوبیت جایزه بزرگ رو نشون میده:



دو تا عکس کوچولوی دیگه
سلام
اول باید از آقا حسام تشکر کنم بابت انتقادات و پیشنهاداتشون، نه آقا حسام چرا ناراحت بشم! اتفاقآ خیلی هم خوشحال میشم یه نفر اشکالای وبلاگو بهم بگه. بازم ممنون
حالا این عکسارو ببینید:

آرام جعفری از توانایی مهران مدیری میگوید!
سلام
من یه مقدار از یکی از مصاحبه های آرام جعفری رو براتون میذارم، فکر کنم جالب باشه.
اگر به شما یک نقش کاملآ طنز پیشنهاد کنند قبول می کنید؟
بستگی دارد فیلمنامه اش چطور باشد، به نویسندگی و کارگردانی چه کسی باشد. من ترجیح میدهم اگر قرار است کار طنز انجام دهم فقط با آقای مهران مدیری یا علیرضا خمسه کار کنم.
چرا با آقای مدیری؟
به خاطر اینکه آقای مدیری موفق تر و باهوش تر از سایرین است.


مهران مدیری و یوسف تیموری
سلام
میدونید یوسف تیموری نظرش در مورد مهران مدیری چیه؟
فقط مدیری
معتقد است تنها مهران مدیری میتواند طنز های نود قسمتی بسازد و این استعداد در کمتر کسی وجود دارد.


پخش زنده افتتاحيه و اختتاميه جشنواره فجر
سلام
یه خبر خوب برای کسایی که می خوان افتتاحیه و اختتامیه جشنواره رو زنده ببینن:
آئینهای افتتاحیه و اختتامیه جشنواره فیلم فجر به صورت زنده از طریق اینترنت برای علاقمندان پخش میشود.
روابط عمومی جشنواره فیلم فجر اعلام کرد حبیب ایلبیگی مدیر روابط عمومی جشنواره با اشاره به اینکه مخاطبان میتوانند به صورت آنلاین این آئینها را ببینند، گفت: "امکان نمایش این دو آئین برای 20 هزار بیننده به صورت همزمان فراهم شده است.
وی در ادامه افزود: "از این تعداد 10 هزار نفر از امروز میتوانند روی سایت www.fajrlive.tv ثبت نام کنند و پس از فعالسازی نام کاربری رمز بگیرند و 10 هزار نفر دیگر در لحظه برگزاری مراسم به ترتیب اولویت ورود به سایت میتوانند به عنوان میهمان به تماشای این دو آئین بنشینند."
ایلبیگی درباره کیفیت ارائه این مراسم گفت: "کاربران خانگی که از سرویس ایتنرنت تلفنی و کمسرعت استفاده میکنند، میتوانند صدای مراسم را به صورت زنده دریافت کنند و تصاویر در دو کیفیت 128 و 256 کیلوبایت در ثانیه پخش خواهد شد. همچنین امکان دانلود فیلم و صدا پس از اتمام هر آئین وجود دارد."
مدیر روابط عمومی جشنواره فیلم فجر ادامه داد: "همچنین مخاطبان میتوانند با ارسال نام سینمای مورد نظر خود در هر روز از جشنواره به شماره 200007، اسامی فیلمهایی که آن روز در سینمای مورد نظر پخش خواهد شد را دریافت کنند."
مراسم افتتاحیه بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر پنجشنبه یازدهم بهمن در تالار بزرگ کشور برگزار میشود و مراسم اختتامیه نیز دوشنبه 22 بهمن در همین تالار برگزار خواهد شد. هماهنگی لازم برای پخش زنده اینترنتی آئینهای اختتامیه بینالملل و اختتامیه بخش تجلی اراده ملی در حال انجام است.
بیست و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر از 12 تا 22 بهمنماه در تهران برگزار میشود.

مجموعههاي 90 شبي چگونه وارد زندگي ما شد
سلام
سريالهاي نود شبي از جمله توليدات عمده صدا وسيما در سالهاي اخير بودهاند.
پس از متداول شدن ساخت سريالهاي مناسبتي كه در قالب سي يا سيزده قسمت تلويزيوني پخش ميشد كه علاقهمندان فراواني را پاي تلويزيون نشاند، دلايل زيادي باعث اين امر بود چرا كه در اين ايام بينندهها ميتوانستند با فاصلهاي 24 ساعته داستان و وقايع سريالهاي مورد علاقهشان را دنبال كنند. از اين رو بايد گفت نقطه آغاز برنامههاي نود قسمتي از موفقيتآميز بودن سريالهاي مناسبتي شكل گرفت و سپس در قالب طنزهاي شبانه ادامه يافت.
اولينها
در اين ميان «مهران مديري» با ساخت سريال طنز «پلاك 14» و «نود شب» با تبديل شگرد طنزهاي آيتمي به داستانگو نخستين گام جدي را در اين عرصه برداشت. اين دو مجموعه اگر چه بهلحاظ كيفي كارهاي موفقي نبودند اما حركت نويي در ساخت برنامهسازي به حساب آمد، چرا كه پس از آن ساخت برنامههاي روتين نودشبي الگوي مناسبي براي تلويزيون محسوب شد، بهطوري كه در سالهاي بعد شاهد اجراي برنامههايي با ساختار مشابه از شبكههاي ديگر تلويزيون بوديم.
از جمله سريال «زير آسمان شهر» كه به جهت موفقيتآميز بودن و استقبال بينندهها پخش آن به سري دوم و سوم هم رسيد. «زير آسمان شهر» در سري سوم با شكست و عدم استقبال روبهرو شد و مهران غفوريان را براي هميشه از وادي كارگرداني دور كرد.
مشكل بسياري از سريالهاي طنز نودشبي به ساختار آنها برميگردد. اين مجموعهها تنها به صرف بهرهمندي از طنز و موقعيتهاي كمدي قادر بودند نظر مردم را به خود جلب كنند، اما زماني كه در درازمدت اين ويژگيها به ورطه تكرار افتاد باعث شد هيچ جذابيتي براي مخاطب نداشته باشد.
شكست «زير آسمانشهر 3» به سازندگان طنزهاي روتين اعلام كرد كه ساختار و تكنيك هم مهم است و علاوه بر آن كه برنامههاي نود شبي و يا روتين شبانه بايد در قالب تعيين شده، يعني همان نود شب پخش شود و اگر قرار است تا در ادامه سريال ديگري با همان ويژگي ساخته شود بايد فضا و داستان سريال در سريهاي بعدي تغيير يابد، همان كاري كه مهران مديري پس از موفقيت مجموعه «برره» و سپس «پاورچين» به آن پايبند ماند.
اين آثار با وجود جذابيتهاي فراوانشان براي مخاطب در لحظه مناسب به پايان رسيد و كارگردان اثر براي خلق سريالي جديد به سراغ سوژههاي جديدتري رفت. از اين رو آثار مذكور همچنان براي مخاطب جذاب و خاطرهانگيز باقي ماند.
مهدي مظلومي، ديگر كارگرداني بود كه به سراغ چنين موضوعاتي رفت. او پيش از اين در سريال «نود شب»، «زير آسمان شهر» كارگرداني تلويزيوني مجموعههايي به كارگرداني «مهران مديري» و«مهران غفوريان» را در كارنامه خود داشت.
او ابتدا به شكل مستقل به سراغ اولين مجموعه نود شبي خود يعني «بدون شرح» رفت و توانست با اتكا بر بكر بودن موضوع و كشف و درخشش چهرههاي طنز جديدي چون «فتحعلي اويسي» و «امير جعفري» به اين امر نائل آيد و اثري موفق را خلق كند.
«باغچه مينو» يكي ديگر از اين آثار 90 شبي بود كه در ابتدا نويدبخش سريالي موفق بود. چرا كه مجموع عوامل سريال از بازيگران تا نويسندگان پيش از اين كارهاي موفقي را در اين زمينه ساخته بودند. اما به تدريج انتظارات اوليه برآورده نشد و گروه سازنده خصوصاً كارگردان در تلاش بودند تا جذابيتهاي سريال را افزايش دهند كه موفق نشدند.
در سالهاي بين 1381 تا 1384 تلويزيون با موج عظيمي از توليد برنامههاي طنز روبهرو شد. در اين سالها هر كارگرداني ميكوشيد خود را در اين ورطه بيازمايد. كساني مانند «رضا صفدري، رضا عطاران، مهران غفوريان، مهران مديري، مهدي مظلومي» در اين ميان سهم بسزايي داشتند.
رضا عطاران در شبكه پنج سريال «كوچه اقاقيا» را كارگرداني كرد. اولين سريال نود شبي او و نخستين حضور مرحوم منوچهر نوذري بسياري در اين انديشه بودند كه پيوستن اين پيشكسوت با سابقه و طناز راديو به گروهي جوان ميتواند نويدبخش سريالي خاص باشد.اما در ادامه چنين نشد و او با تمام مهارت و خصوصيات ويژهاش نتوانست سريال را نجات دهد.
از اين رو اولين مجموعه نود قسمتي عطاران هم كار چشمگيري نشد.اين اولين و آخرين ساخته رضا عطاران در قالب نود شب بود چرا كه او پس از آن به سراغ ساخت سريالهاي مناسبتي 13 تا سي قسمت رفت و نشان داد در اين جنس كار به مراتب موفقتر است. كما اينكه آخرين ساخته او «ترش و شيرين»كه در نوروز سال جاري پخش شد نشان داد كه نسبت به ديگر سريالهاي طنز شبكههاي ديگر موفقتر بود. پس از اين سالها به تدريج شاهد خروج برخي از كارگردانهايي بوديم كه چند صباحي وارد عرصه طنزهاي شبانه شده بودند.
حرف اول را بازيگر ميزند
شخصيتهايي كه در يك سريال طنز وارد ميشوند در مدت كوتاهي بايد به شخصيتهاي تيپيك تبديل شوند تا بتوانند آن مقدار زمان طولاني را كه مخاطب قرار است با آنها سپري كند تحملپذير كنند و خود روند داستان را رقم بزنند. اگر نگاه كنيم به نمونههاي موفق و ناموفق سريالهاي طنز شبانه تلويزيون به راحتي ميتوان اين مورد را دريافت.
«زير آسمان شهر»هنگامي مورد قبول عامه مردم قرار گرفت كه تيپي به نام خشايار مستوفي در آن حضور داشت و آهستهآهسته از بقيه شخصيتها جدا شد و تكيه كلامهاي خاص را بوجود آورد.اين مورد را در «پاورچين» نيز به خوبي ميتوان مشاهده كرد. داود و فرهاد دو تيپ كاملاً متفاوت و جذابي بودند كه خود ايجاد موقعيت طنز ميكردند و داستان را پيش ميبردند. مظلومي در «بدون شرح» نيز چنين كاري انجام داده بود كه با موفقيت روبهرو شد. «بانكيها» باحضور خانم جان «شراره درشتي» كاملاً به همين منظور ايجاد شده بود كه متاسفانه از آن به خوبي استفاده نشد.
جنس ديگر از 90 شبيها
با دور شدن تعدادي از كارگردانها و نويسندگان از اين جنس، برنامهسازي طنز شبانه تلويزيون رويكرد ساخت سريالهايي با موضوعات اجتماعي را در پيش گرفت. اولين سريال در اين ژانر «نرگس» ساخته سيروس مقدم بود.
ملودرامي خانوادگي و اجتماعي كه نخستين تجربه سريال نود شبي در ايران به حساب ميآمد. داستاني پر از كش و قوسهاي فراوان كه بايد گفت شايد هم همين اوج و فرودهاي داستاني توانست بيننده را تا حدود زيادي محصور خود كند.
البته اين مجموعه داراي ضعفهايي هم بود. در واقع سريال «نرگس» سرشار از صحنهها، داستانها و قصههاي فرعي و اضافه بود. بهطوري كه اگر برخي صحنههاي آن از كار حذف ميشد ضربهاي به روايت آن وارد نميشد. به عنوان مثال بهخاطر نزديكي با ماه رمضان و طولاني شدن مصائب نرگس و خانوادهاش شاهد حذف بخشهاي عمدهاي از اواخر كار بوديم.
به هر حال با تمام اين احوال بايد گفت از آنجايي كه هميشه نقطه شروع و آغاز هر كاري بيگمان آن را در ذهنها ماندگار ميسازد سريال نرگس نيز با تمام ضعفها و نقاط قوتش براي شروع توليد و پخش سريالهاي شبانه با موضوعهاي خانوادگي اثري قابل قبول بود. اثري كه تاكنون در ساخت دو سريال «روز رفتن» و «سلام» كه با موضوعات پليس و خانوادگي پخش شد تكرار نشده است.
«روز رفتن» هم همچون سري دوم و سوم برخي ازمجموعههاي طنز، سازندگان سريال با وجود استفاده از «حسن پورشيرازي» بازيگر نقش اول مرد سريال «نرگس» كوشيدند تا با استفاده از چهره اين بازيگر موفقيت سريال نرگس را تكرار كند. اما در ادامه اين اتفاق نيفتاده است و سريال 90 شبي «سلام» هم از ديگر مجموعههايي است كه اين روزها از تلويزيون پخش ميشود، سريالي كه بر اساس سال پيامبر اكرم (ص) ساخته شده است.
اين سريال با زمان پخش نامناسب به روي آنتن رفت و پس از ايام نوروز پخش آن توانست مخاطبان خود را پيدا كند و اين نشانه اين موضوع است كه علاوه بر موارد فوق، زمان پخش هم از دلايل مهم توفيق يك سريال 90 شبي است.

ترلان پروانه از کار با مهران مدیری می گوید
سلام
نظر ترلان پروانه در مورد کار کردن با مهران مدیری در جایزه بزرگ:
کار کردن با آقای مهران مدیری که یکی از بهترین کارگردان های ماست، برایم خیلی جالب بود هر چند قرار نبود نقشم در این سریال اینقدر کمرنگ باشد. من حتی یکبار از نویسنده کار آقای صحت خواستم که برایم دیالوگ بنویسد اما ظاهرآ امکان این کار وجود نداشت.


دو عکس از شب های برره
فیلم های جشنواره
سلام بچه ها
اینم لیست گروه بندی فیلم های جشنواره:
سودای سیمرغ
مسابقه سینمای ایران(فیلم های بلند)
گروه یک گروه دو
۱.آن مرد امد(حمید بهمنی) ۱.آتش سبز(محمدرضا اصلانی)
۲.انتهای زمین(ابوالفضل صفاری) ۲.استشهادی برای خدا(علیرضا امینی)
۳.انعکاس(رضا کریمی) ۳.در میان ابرها(سید روح ا... حجازی)
۴.خواب زمستانی(سیامک شایقی) ۴.ستایش(محمدرضا رحمانی)
۵.شب(رسول صدر عاملی) ۵.محیا(اکبر خواجویی)
۶.کنعان(مانی حقیقی) ۶.همیشه پای یک زن در میان است(کمال تبریزی)
گروه سه گروه چهار
۱.احضار شدگان(آرش معیریان) ۱.آواز گنجشک ها(مجید مجیدی)
۲.باد در علفزلر پیچید(خسرو معصومی) ۲.تولدی دیگر(عباس رافعی)
۳.به همین سادگی(رضا میرکریمی) ۳.جعبه موسیقی(فرزاد موتمن)
۴.پرچم های قله کاوه(محمد نوری زاد) ۴.حس پنهان(مصطفی رزاق کریمی)
۵.خاک آشنا(بهمن فرمان آرا) ۵.سهم گمشده(حسن نجفی)
۶.فرزند خاک(محمد باشه آهنگر) ۶.هامون و دریا(ابراهیم فروزش)
رزرو
۱.سبز کوچک(غلامرضا رمضانی) ۲.حقیقت گمشده(محمد احمدی)
۳.هر شب تنهایی(رسول صدر عاملی) ۴.قرنطینه(منوچهر هادی)
مسابقه سینمای ایران(فیلم های اول)
گروه یک گروه دو
۱.انتهای زمین(ابولفضل صفاری) ۱.تنها دوبار زندگی می کنیم(بهنام بهزادی)
۲.حس پنهان(مصطهی رزاق کریمی) ۲.چراغی در مه(پناه بر خدا رضایی)
۳.دایره زنگی(پریسا بخت آور) ۳.ستایش(محمد رضا رحمانی)
۴.در میان ابرها(سید روح ا... حجازی) ۴.شب حوراء(شهاب ملت خواه)
۵.سفر به سرزمین دور(ساسان پسیان) ۵.قرنطینه(منوچهر هادی)
۶.سهم گمشده(حسن نجفی) ۶.کتونی سفید(محمد ابراهیم معیری)
مرور سینمای ایران(غیر رقابتی)
۱.تنها دوبار زندگی می کنیم(بهنام بهزادی) رزرو
۲.چراغی در مه(پناه بر خدا رضایی) ۱.گزارش مریم(اسماعیل براری)
۳.سایاب(محمد علی سجادی) ۲.دایره زنگی(پریسا بخت آور)
۴.شب حوراء(شهاب ملت خواه) ۳.کتونی سفید(محمد ابراهیم معیری)
۵.صد سال به این سال ها(سامان مقدم) ۴.بالاتر از آسمان(فریدون حسن پور)
۶.نشانی(فریدون حسن پور) ۵.ریسمان باز(مهرشاد کارخانی)
۷.هم خانه(مهرداد فرید) ۶.سفر به سرزمین دور(ساسان پسیان)
اینارواز روی راهنمای گروه بندی فیلم ها، خودم نوشتم.
آخه دیروز با اینکه برای هنرمندان بود من رفتم بلیط گرفتم. اگه بدونین چقدر شلوغ بود!
من که فقط تونستم ۶ تا فیلم سودای سیمرغ، گروه ۲ رو بگیرم. تازه شانس آوردم، اگه میخواستم بذارم روزی که مربوط به دانشجوها بود برم همینم گیرم نمیومد.همه از دو روز قبل صف وایساده بودن!
خیلی دلم میخواست میتونستم بلیط دایره زنگی رو هم بگیرم. ولی چون بلیطای هر گروه رو با هم میفروشن و با هر کارتی هم دو سری بیشتر بلیط نمیدن، من نتونستم یه گروه دیگرو هم بگیرم. آخه اون خبرنگاری که من از کارتش استفاده کردم یه سری برای خودش میخواست بگیره.
اگه کسی بلیط فیلم های اول گروه ۱ رو داره،من حاضرم بلیط دایره زنگی رو با ۲ تا از بلیطای خودم عوض کنم!
به امید موفقیت مهران مدیری در جشنواره ی امسال

اینم به خاطر محیا جون.
پشت صحنه ی پاورچین
خروج فیلم های ضعیف از جشنواره و یک کاریکاتور
سلام
این متن رو بخونید و نظرتونو درموردش بگین. یعنی واقعآ دایره زنگی فیلم ضعیفیه؟!
*هيئت انتخاب در خروج فيلمهاي ضعيف اتفاق نظر داشتند
عضو هيئتانتخاب بخش مسابقه جشنواره فيلم فجر گفت: خروج فيلمهاي ضعيف از گردونه رقابت با اجماع هيئت انتخاب اتفاق افتاد.
«جمال شورجه» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، در مورد شرايط انتخاب آثار سينمايي براي حضور در جشنواره بينالمللي فيلم فجر، به اظهارنظر پرداخت.
وي در اين گفتوگو متذكر شد: بخشي از انتخاب فيلمها براي جشنواره فيلم فجر از ضوابط و شرايطي ناشي ميشود كه در طول همه اين سالها هميشه رعايت شده و بخشي هم به سليقه و ذائقه هيئت انتخاب، مثل نوع علاقه به ساختار فيلم يا موضوعاتي كه در فيلم به آنها پرداخته ميشود، برميگردد.
* اتفاقنظر خوبي بين هيئت انتخاب وجود داشت
شورجه گفت: در اين بخش هر فيلم بايد واجد بخشي از ويژگيها و مؤلفههاي خاصي باشد كه بتوان آن را قابل بحث دانست و به نقد گذاشت و در بخش مسابقه جشنواره شركت داد.
وي تصريح كرد: خوشبختانه در مورد ويژگيهاي ساختاري و ذهني فيلمها، اتفاقنظر خوبي بين هيئت انتخاب وجود داشت و اكثرا فيلمهاي خوبي با اتفاق آرا در بخش مسابقه شركت داده شدند و خروج فيلمهاي ضعيف از گردونه رقابت هم با اتفاق نظر هيئت انتخاب اتفاق افتاد.
* نوع نگاه برخي فيلمها در شأن نظام جمهوري اسلامي نبود
شورجه در مورد فيلمهايي كه در ليست نهايي منتخبان بخش مسابقه حضور ندارند، گفت: بعضي از اين فيلمها ضعف ساختاري داشتند يا نوع نگاهي كه به مسائل مختلف داشتند، در شأن نظام جمهوري اسلامي نبود. همچنين عدم توانايي در ارتباط مناسب با مخاطبان نيز از جمله نقاط ضعفي بود كه در بعضي از اين آثار به چشم مي خورد اما اين مسئله در فيلمهاي كمي به چشم ميخورد.
شورجه در ادامه با اشاره به تعداد بالاي آثار ويدئويي رسيده به دفتر جشنواره، گفت: هيئت انتخاب 87 فيلم را ديد كه بيش از نيمي از آنها را آثار ويدئويي تشكيل ميداد و اكثر اين فيلمها از ضعفهاي قابل توجهي برخوردار بودند.
وي تصريح كرد: اكثر اين فيلمها به علت محدوديت مالي و نبود امكانات فني دچار ضعفهاي اساسي بودند كه نميشد آنها را در بخش فيلمهاي مسابقه قرار داد.
شورجه در مورد فيلم هاي اول حاضر در جشنواره گفت: 12 فيلم به عنوان اولين فيلم كارگردانانشان در جشنواره حضور داشتند كه نسبت به سالهاي قبل رشد كمي آن قابل توجه بود ولي از نظر كيفي نسبت به سال گذشته آثار نازلتري به عنوان فيلم اول براي شركت در جشنواره ارائه شد.
اين كارگردان در پايان با اشاره به موشكافي دقيق هيئت داوران در انتخاب آثار حاضر در بخش مسابقه گفت: انتخابهاي انجام شده باتوجه به مقايسه تمام آثار رسيده، صورت گرفت.
وي گفت: در انتخاب آثار، زمان بسيار زيادي اختصاص داده شد، تمام اعضاي هيئت داوران صادقانه و منصفانه در مورد فيلمها نظر دادند و هيچگونه ملاحظهاي در انتخاب آثار وجود نداشت. همچنين سعي شد آثار با محتواي خوب و كيفيت خوب براي شركت در جشنواره انتخاب شود.
اینم یه کاریکاتور از مهران مدیری:

خبر، خبر
سلام
بعد از خبر هایی که حاکی از عدم حضور فیلم دایره زنگی در جشنواره بود، این خبر جدید رو هم از ايرانيوز بخونید:
در پي اعلام فهرست فيلمهاي حاضر در بخشهاي مختلف جشنواره فيلم فجر، واكنشهاي مختلفي در حوزههاي فرهنگي و سياسي ايجاد شد. اگرچه خبر خارج شدن سه فیلم از بخش اصلی جشنواره فیلم فجر قطعی شده ، اما اطلاعات دریافتی بسیار مهمی حاکی از آن است كه برخی هنرمندان اصولگرا که بسیار به دولت اصولگرای احمدی نژاد علاقه مندند، به شدت توصه کرده اند كه هیچ فیلمی از جشنواره فیلم فجر خارج نشود. به اعتقاد این افراد، این اقدام در آستانه انتخابات تاثیر بسیار منفی در افکار عمومی خواهد داشت و دوستداران دولت اصولگرای احمدی نژاد نگران این موضوع هستند.
بنا به اين گزارش، اسامي فيلمهاي بخش مسابقه اعلام شده است اما برخي همچنان در حال رايزني براي حضور اين فيلمها هستند. از سویی دیگر گفته می شود اصلاح طلبان و رسانه های نزدیک به آنها به شدت منتظر مانور دادن برهرگونه خبر منفی در زمینه جشنواره فیلم فجر هستند و قرار است اخبار،تحلیلها و گزارشهای بسیار زیادی دراین زمینه منتشر کنند .
جشنواره فیلم فجر مهمترین رویدادهنری درایران است که هرساله توجه بسیاری را به خود جلب می کند.
دايره زنگي، آتشكار و صد سال به اين سالها سه فيلمي هستند كه به دليل مضامين بحث برانگيزشان از حضور در بخش اصلي جشنواره حذف شدند.

پيش فروش بليتهاي بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر
پيش فروش بليتهاي بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر از روز پنجم بهمن ماه جاري در سينما فلسطين تهران آغاز ميشود. به نقل ازروابط عمومي جشنواره فيلم فجر، هنرمندان ، نمايندگان رسانه هاي جمعي، دانشجويان و نمايندگان وزارتخانه ها سازمانها و نهادها مي توانند به شرح ذيل از روزهاي پنجم تا نهم بهمن ماه سال جاري براي تهيه بليت به سينما فلسطين مراجعه كنند.
روز جمعه (از ساعت 14 الي 19) پنجم بهمن ماه هنرمندان و نمايندگان رسانهها ميتوانند براي خريد بليت هاي مورد نظر خود مراجعه كنند.
روزهاي شنبه ششم و يك شنبه هفتم بهمن زمان پيش فروش بليتهاي جشنواره براي دانشجويان است كه دانشجويان ميتوانند با بيست درصد تخفيف، بليتهاي جشنواره را تهيه كنند.
روز هاي دوشنبه هشتم و سه شنبه نهم بهمن ماه نيز نمايندگان وزارتخانهها، سازمانها و نهادها ميتوانند با ارايه معرفي نامه معتبر براي تهيه بليت به سينما فلسطين مراجعه كنند.
همزمان با پيش فروش بليتهاي جشنواره كتابچه راهنماي نمايش آثار اين رويداد در اختيار مخاطبان قرار مي گيرد و به غير از روز جمعه، روزهاي ديگر از ساعت 8 و سي دقيقه الي 19 بليت هاي جشنواره پيش فروش ميشود.
مهران مدیری و محمدرضا هدایتی
سلام
اینم نظر محمد رضا هدایتی در مورد کا با مهران مدیری!
کار با مهران مدیری چگونه است؟
یکی از بزرگترین حسن هایش آرامش است. چیزی که در زندگی دنبالش هستم.
کار با آقای مدیری دلچسب است، به همین خاطر است که چند سال است با ایشان کار می کنم.
آقای مدیری از یک سری از استعدادهای من استفاده کردند و به من بها دادند. به خاطر این ها و همین طور معرفی شدنم مدیونشان هستم.

دریا جون، اون خبر رو از ایسنا نوشتم.
عکس جدید از همیشه پای یک زن در میان است
سلام
خبر و عکس جدید از همیشه پاي يك زن در ميان است:
فیلم هميشه پاي يك زن در ميان است ساخته کمال تبریزی برای حضور در جشنواره فجر ارائه شده است.

به امید موفقیت های بیشتر مهران مدیری عزیز.
آدرس جدید!!
یک سال گذشت!!
عکس بیلبورد کنسرت + خرید بلیط + کنسرت مدیری لغو شد
مرد 2 هزار چهره !!! + آغاز پیش تولید کار نوروز 88 + یادداشتی درباره کنسرت مشترک مدیری + 2 عکس جدید
بیلبورد کنسرت آماده شد + 2 پوستر
مجموعه نوروزی شبکه سوم به مدیری رسید + حرف های عجیب ضرغامی + درباره کنسرت یونیسف
نویسندگان سریال مدیری برای عید
عکاسی برای بیلبورد کنسرت آذر ماه (2 عکس جدید)
گزارشی کاملآ متفاوت از شب اول کنسرت یونیسف: دی جی برره و دوستان!!!
گزارشی از شب چهارم کنسرت + عکس های شب آخر + متن ترانه های اجرا شده در کنسرت
گزارشی از شب پنجم کنسرت + عکس های شب چهارم
گزارشی از شب چهارم کنسرت + خبر هایی از کار CD و کاری برای عید
گزارشی از شب سوم کنسرت + عکس های شب دوم کنسرت
گزارشی از شب دوم کنسرت + عکس های شب اول کنسرت
گزارشی از شب اول کنسرت + در مورد کار جدید


