
من ریحانه هستم،متولد سال 68 و از هوادارن مهران مدیری.
این وبلاگ رو هم برای استاد طنز ایران، مهران مدیری و تمام هوادارانشون ساختم،
امیدوارم بتونم اخبار صحیح و کاملی رو از مرد هزار چهره ی کمدی در اختیارتون بذارم.
در ضمن در این جا میتونید عکس های این هنرمند دوست داشتنی رو هم ببینید.
منتظر نظرات، پیشنهادات و انتقاداتتون هستم!
متفرقه
نظر و خاطرات دیگر هنرمندان
ترانه ها
مصاحبه ها
پوستر ها
دیگر سریال ها
دیدار
توکیو بدون توقف
پاورچین
دردسر والدین
نقطه چین
جایزه ی بزرگ
شب های برره
باغ مظفر
همیشه پای یک زن درمیان است
دایره زنگی
مرد هزار چهره
کار جدید
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
»
» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin
قالب وبلاگ: Taktemp
طراح قالب: Iman Abbaspour
طراح بنر: Shadi
مهران مدیری و مهراب قاسم خانی
سلام
شما میدونید بازیگر مورد علاقه مهراب قاسم خانی کیه؟! نمیدونید؟ پس اینو بخونید:
مهراب: من فقط فيلمهاي پيمان را ميبينم، خيلي سينماي خودمان را دوست ندارم. اگر از من بپرسي ميگويم بازي مهران مديري را خيلي دوست دارم، با سيامك انصاري و شقايق دهقان.

مهران مدیری و مهدی سلوکی
سلام
دوست دارین بدونین نظر مهدی سلوکی در مورد مهران مدیری چیه؟!
پس اینو بخونید:
طنز مدیری:
به نظر خودش در حیطه طنز نمیتواند کار کند اما معتقد است که مهران مدیری طنز ایرانی را میشناسد و به همین خاطر است که کارهایش بیشتر از سایرین اهمیت دارد.

مهران مدیری در زندگی ترش
زندگی ترش به تهیه کنندگی و نویسندگی مسعود جعفری جوزانی و کارگردانی محمد احسانی، مراحل آخر فیلمبرداری خود را طی می کند و از امروز تدوین فیلم هم شروع شده است از جمله عوامل فیلم می توان به :
نویسنده و تهیه کننده : مسعود جعفری جوزانی
کارگردان : محمداحسانی
مدیرصحنه ولباس : محمدرضا شریفی نیا
تدوین : مستانه مهاجر
مدیر فیلمبرداری : رضا بانکی
دستیار کارگردان : مسعود جعفری جوزانی
عکاس : محمدرضا شریفی نیا
بازیگران : سروش گودرزی - شیلا خداداد - حمید گودرزی - الناز شاکردوست - پارسا پیروزفر - هانیه توسلی - ایرج نوذری - فلور نظری - محمداحسانی - افسانه پاکرو - مسعوداحسانی - مریلا زارعی - بیتا سحرخیز - فرشاد حسینی موحد - محمد وظیفه شناس - گوهر خیراندیش - مرتضی وظیفه شناس - هانیه مرادی - مجید مشیری - شیرین بینا - ژاله خوشنواز - ماهایا پطروسیان - شیوا بلوریان - بهزاد محمدی - آزیتا حاجیان - سیامک انصاری
و با هنرمندی : امین حیایی - سید شهاب الدین حسینی - محمدرضا شریفی نیا - لیلا اوتادی - آرام جعفری و حامد کمیلی
با حضور : مهران مدیری و دو خواننده پاپ نسل جوان موسیقی کشور ایران: نریمان پور و بنیامین بهادری می توان اشاره کرد.
در ضمن احتمالا این فیلم بعد از دایره زنگی اکران خواهد شد
منبع : ایسنا

خبر جدید از مرد هزار چهره
سلام
یه خبر جدید از خبرگزاری مهر:
پنج قسمت از فیلمنامه مجموعه تلویزیونی جدید مهران مدیری به سرپرستی پیمان قاسمخانی آماده شده و 9 قسمت دیگر همزمان با تولید نوشته میشود. امیرمهدی ژوله از نویسندگان فیلمنامه این مجموعه گفت: "به همراه مهراب قاسمخانی و خشایار الوند به سرپرستی پیمان قاسمخانی از سه ماه پیش جلساتی برای طراحی کاراکترهای مجموعه جدید مدیری داشتیم و کار را از سه هفته پیش آغاز کردیم. تاکنون پنج قسمت مجموعه به صورت کامل نوشته شده و حدود 10 روز است کار کلید خورده است." وی در ادامه افزود: "داستان این مجموعه روایتگر فردی است که با موقعیتهای مختلف رو به رو میشود. با پیمان برای نوشتن متن مجموعه با مدیری جلسات مشترک زیاد داشتیم و با توجه به سابقه همکاری در پروژههای مختلف لحن نگارشها به هم نزدیک است. با توجه به اینکه تولید تازه آغاز شده به لحاظ متن عقب نیستیم و هر کدام از نویسندگان مشغول نگارش هستند." تازهترین مجموعه تلویزیونی مهران مدیری در 14 قسمت برای پخش در ایام نوروز 87 شبکه سه سیما تولید میشود.
تا حالا از دردسر والدین عکس نداشتیم پس اینارو ببینید:

... (نقطه چین)
سلام بچه ها.
شرمنده من بازم دیر اومدم، آخه روزایی که امتحان دارم صبح نمیتونم بیام.
چند وقتیه از نقطه چین عکس نداشتیم! پس این عکس رو ببینید:

برندگان چهارمين جشنواره سيما
سلام بچه ها
منم با سحر موافقم. از این به بعد صحبت کردن راجع به این موضوع تو وبلاگ من ممنوعه، و این یه نفر (یا دو نفر!) لطفآ دیگه اینجا نیاد.
این مطلب قدیمیه فقط میخواستم در راستای پست جدید آتنا جون که در مورد جوایزیه که آقای مدیری گرفتند بگم ندونم کاری بعضیها باعث شد یه جایزه ای که حق استاد بوده به ایشون نرسه.
البته من فقط قسمت های مرتبط رو براتون گذاشتم و از بقیش فاکتور گرفتم.
برندگان چهارمين جشنواره سيما
در مراسم اختتاميه چهارمين جشنواره سيما كه شنبه شب ، همزمان با شب ميلاد امام مهدي (عج) در محوطه باز صداوسيما برگزار شد ، ضمن اجراي برنامه هاي متنوع موسيقي ، نمايشي ، نماآهنگ هاي مختلف ، اجراي نمايش طنز توسط گروه كاكتوس ، اجراي قطعه طنز توسط اكبر عبدي و غيره برگزيدگان مختلف جشنواره ، جوايز خود را از دست مديران صداوسيما ، هنرمندان و پيشكسوتان رشته هاي هنري به شرح زير دريافت كردند:
فيلمنامه «ب» طنز
تنديس جشنواره به محمدرضا فاضلي براي سريال پشت كنكوري ها.
كارگرداني سريال «ب» طنز
تنديس جشنواره به پريسا بخت آور ، براي سريال پشت كنكوري ها.
تهيه كنندگي سريال «ب» طنز
تنديس جشنواره به حميد و مجيد آقاگليان براي سريال پاورچين.
بازيگر زن سريال «ب» طنز
تنديس جشنواره به زهره مجابي براي سريال كاكتوس.
بازيگر مرد سريال «ب» طنز
تنديس جشنواره به جواد رضويان براي سريال پاورچين.
بهترين سريال طنز
مجيد و حميد آقاگليان براي سريال پاورچين.
در حاشيه
اكبر عبدي و مهران مديري جايزه يكي از بخشها را اهدا كردند. عبدي با اشاره به جايزه بهترين بازيگر سريال طنز «ب» كه به جواد رضويان اهداء شد ، گفت : فكر مي كرديم قرار است در بخش كارگرداني از مهران مديري تقدير شود ، به همين دليل جايزه بازيگري را هيات داوران به رضويان داد.

گفتگو با نویسندگان باغ مظفر
سلام
این گفتگو برای اوایل پخش باغ مظفره، شاید تکراری باشه اما خوندنش بد نیست، خیلی چیزارو روشن میکنه.
ايده «باغ مظفر» از کجا و چگونه شکل گرفت؟
قاسم خاني؛ «باغ مظفر» براساس طرحي از مهران مديري شکل گرفت. قرار بود ماجرا مربوط به چندتن از نوادگان قاجار باشد به دلايلي طرح عوض شد و تبديل به داستاني درباره تعدادي از خان هاي تهران شد و به شيوه معمول کار را شروع کرديم.
به نظرت چه تفاوتي با کارهاي ديگرتان دارد؟
قاسم خاني؛ تنها تفاوتش در اين است که فعلاً داريم به صورت سريالي جلو مي رويم و داستان ها به هم مربوط است.
چي شد تصميم گرفتيد به صورت داستان هاي دنباله دار و سريالي بنويسيد؟
اميرمهدي ژوله؛ تحت تاثير نرگس (به شوخي).
قاسم خاني؛ راستش قبل از اينکه «باغ مظفر» را شروع کنيم، مهران مديري علاقه مند به داستان هاي دنباله دار بود.
کارتان را سخت تر نمي کرد؟
قاسم خاني؛ حقيقتش نمي شود با اين سرعت نوشتن به صورت سريالي پيش رفت. بايد طرح داستان را آماده داشته باشيم، شخصيت ها را تعريف کنيم، سريالي نوشتن با اين شيوه سرعتي و با چندتا نويسنده، جور درنمي آيد.
منتها الان داريم جلو مي رويم ببينيم چه مي شود. تا الان البته الان داستان ها خيلي اساسي به هم ربط دارند ولي از اين به بعد داستان ها به نوعي به صورت مستقل خواهند بود، اما ارتباط دروني شان را حفظ خواهند کرد. ديگر مانند «پاورچين» و «شب هاي برره» نخواهد بود که داستان ها کاملاً مستقل باشند. در آن دو مجموعه هر روز با فضا و داستان ديگري روبه رو بوديم. در «باغ مظفر» داريم سعي مي کنيم هر 45 قسمت به صورت داستاني و دنباله دار باشد.
با اين اوصاف با شيوه گروهي نوشتن دچار محدوديت نمي شويد؟
قاسم خاني؛ چرا، کارمان سخت مي شود، بچه ها که دارند مي نويسند، غر مي زنند و از من مي خواهند که داستان ها مستقل شود تا بتوانند روي طرح هاي خودشان کار کنند. تا اين جاي کار در برابر اين خواسته مقاومت کرده ام.
تا قسمت چندم؟
قاسم خاني؛ چهاردهم.
فکر مي کنيد جواب بهتري بدهد؟
قاسم خاني؛ اتفاقاً به نظرم روش جالبي است که تماشاگر را تا روز بعد منتظر نگه داشت. حالا بايد ديد چه مي شود.
آيا حضور پررنگ و مستمر راوي به عنوان تمهيدي براي متصل کردن داستان ها به هم نيست؟ راستش احساس مي کنم راوي برخي جاها دارد کاري را انجام مي دهد که گويي داستان ها از عهده آن بر نيامده اند و به عبارتي حضور راوي تلاشي است براي ايجاد همان نخ تسبيح معروف
.
قاسم خاني؛ اينطور نيست، در واقع تلاشي در کار نيست. ما از اول برنامه سريالي رفتن را داشتيم و قرار بود راوي حضور داشته باشد. فکر مي کنم راوي يکي از جذاب ترين چيزهايي است که داريم. روش فاصله گذاري که مهران مديري هميشه علاقه مند بوده در کارهايش داشته باشد، آن را داريم با راوي پياده مي کنيم و به نظرم پيشرفته تر و مدرن تر از کارهاي قبلي اش است. ضمن اينکه به شيوه داستان گويي نيز کمک مي کند. در جاهايي نيز که امکانات زيادي به لحاظ لوکيشن و چيزهاي ديگر نداريم، راوي اينها را رد مي کند و از رويشان مي پرد. بعد از يک مدتي نيز راوي با خودش شوخي مي کند و کارهاي ديگري مي کند که به نظرمان خيلي بامزه است.
چند قسمت از فيلمبرداري جلوتر هستيد؟
قاسم خاني؛ فاصله يي که تا فيلمبرداري داريم دو قسمت است، يعني ما دو قسمت از کار جلو هستيم. داريم تلاش مي کنيم که به ما نرسند، هميشه در کارهاي قبلي به ما رسيده اند و ما به روز مي نوشتيم.
ولي مثل اينکه محراب قاسم خاني در حال حاضر مشغول نوشتن سکانسي براي امروز است و براي همين در حالي که در اتاق حضور دارد، نمي تواند در بحث شرکت کند
.
قاسم خاني؛ اين چيزي که مي بينيد فرق مي کند و اتفاق ديگري افتاده است. ما دو قسمت جلو هستيم.
راوي ايده
مهران مديري بود يا سروکله اش از داستان شما پيدا شد؟
ژوله؛ ايده محراب بود.
قاسم خاني؛ راوي کاربردهايي دارد که در آينده خواهيد ديد. کاراکتر مورد علاقه همه مان است و استفاده هاي متفاوتي از آن مي کنيم.
با توجه به فاصله اندک اتاق شما با گروه و حضور مستمرتان در حين کار بازيگران و کارگردان تا چه اندازه در فرآيند نوشتن داستان ها دخالت و حضور دارند؟
قاسم خاني؛ اين طور نيست که متن همه چيز کار باشد، گاهي اوقات متن از اينجا بيرون مي رود، چيزهايي حذف مي شود يا از بين مي رود. ولي خيلي وقت ها کار از متن جلوتر بوده و مديري به وسيله جنس بازي ها، کاراکترهايي ساخته که از آنچه در تصور ما بوده، جذاب تر از کار درآمده. در واقع نه همه چيز از اينجا در مي آيد و نه همه چيز در بيرون از اينجا ساخته مي شود. تعاملي است بين دو طرف و کاري است کاملاً گروهي. همانقدر که بازيگران و کارگردان به متن وفادارند، ما هم از آنها ايده مي گيريم، سکانس ها را در حين گرفتن مي بينيم و مي فهميم که يک کاراکتر جاي کار بيشتري دارد و مي تواند به جذابيت سريال اضافه کند. اين نشان مي دهد که کاملاً يک ارتباط دوطرفه است.
وقتي کارهاي مديري پخش مي شود اغلب متفق القول هستند که بايد چند قسمت بگذرد تا کار خوب از آب دربيايد. فکر مي کنم اين اتفاق وقتي صورت مي گيرد که بين تيم نويسنده و تيم سازنده و مخاطب تعامل شکل مي گيرد و بده بستان ها باعث قوت کار مي شود
.
ژوله؛ اين گرفتن و گل کردن کار براي تعاملي نيست که مي گوييد. فکر مي کنم اين اتفاق که به حس خود مخاطب برمي گردد که وقتي بعد از چند قسمت کار را مي بيند، به شخصيت ها عادت کرده و آنها را مي پذيرد. مخاطب به تدريج شخصيت ها را مي شناسد و رفتارشان را مي داند. دليل ديگرش هم مربوط به رتوشي است که خودمان انجام مي دهيم. بعد از چند قسمت برخي از شوخي ها جواب داده و برخي ديگر نه و ما براين اساس رتوش مي کنيم. اين اصلاح ها در عين نوشتن صورت مي گيرد و هم در بازي بازيگران، کارگردان نيز رتوش هاي خودش را دارد. اين تعامل از اول تا آخر هست و اين طور نيست که يک دفعه شکل بگيرد.
اگر شما به عنوان يک تيم نويسنده هر 45 قسمت را قبل از کليد خوردن سريال و قبل از پخش مي نوشتيد فکر مي کنيد اين تعامل شکل مي گرفت؟
ژوله؛ در «باغ مظفر» همين اتفاق مي افتد. براي همين در قسمت هاي اول بيشتر اختصاص به معرفي شخصيت ها و فضاها دارد و کمتر فرصت مي شود قصه هايي را بگوييم که به خودي خود بامزه است. در قسمت هاي اول سعي کرده ايم ارتباط شخصيت ها را مشخص کنيم و براي همين امکان دارد کمتر شاهد اتفاقات کمدي و زياد بامزه باشيد.
خودتان فکر مي کنيد «باغ مظفر» تا چه اندازه با کارهاي ديگرتان با
مديري فرق دارد؟
قاسم خاني؛ من در واقع تفاوت ماهوي در آن نمي بينم. ما سليقه همديگر را مي شناسيم و جنس کارهاي همديگر را مي دانيم. وقتي مديري به سراغ من مي آيد، مي دانم که فضاي مورد علاقه او با فضايي که مثلاً مورد نظر کمال تبريزي است فرق دارد. جنس کار مديري را مي دانيم که يک کار تلويزيوني با فضاهاي محدود است و 100 درصد رئال نيست و هميشه رگه هايي از فانتزي در آن است. تفاوت در داستان ها و شخصيت هاست. ما در «شب هاي برره» و «پاورچين»يک جغرافياي خاصي خلق کرده بوديم، اما در «باغ مظفر» با جغرافياي ملموسي روبه رو هستيم. دوره معاصر است، اغلب آدم هايش را مي شناسيم و جنس روابطش را مي دانيم.
يعني چي که آدم ها را مي شناسيم، منظور اين است که روابط و آدم ها الگوبرداري شده اند؟
ژوله؛ واقعي تر هستند.
قاسم خاني؛ به جز خان هايي که برايشان تاريخچه دروغي ساخته ايم و وصلشان کرديم به سلسله يي که وجود نداشته اند، به نظرم اين کار به «پاورچين» نزديک تر مي شود تا «شب هاي برره».
به نظر مي رسد «باغ مظفر» نيز مانند کارهاي قبلي چندان براساس طرح از پيش تعيين شده شکل نگرفته و خود شخصيت ها بيشتر از هر چيز ديگر با ارتباط هايشان در روند شکل گيري قسمت ها موثر هستند
.
قاسم خاني؛ اين نوع داستان ها قاعدتاً بايد براساس شخصيت ها باشد. يک آپارتمان، يک محله، يک فرودگاه يا يک دفتر روزنامه تعريف مي کنند که اين مکان هيچ امتياز خاصي نيست و اين شخصيت ها هستند که کار را جذاب مي کنند.
« باغ مظفر» بر چه اساسي شکل گرفت؟
قاسم خاني؛ اساس ماجرا بر تضاد بين يک خانواده خيلي غيرعادي، تشريفاتي، خيلي پايبند بر سنت من درآوردي خودشان و يک خانواده که توي باغ اين حرف ها نيستند. اين خانواده خيلي به اصل و نسب شان اهميت مي دهند و آن خانواده اصل و نسب درست و حسابي ندارند. پسر اين خانواده با دختر آن خانواده ازدواج مي کند و برخورد اين دو خانواده در اصل منبع کمدي ما است. عروسي که به هيچ وجه به اين آداب و رسوم محل نمي گذارد، وارد خانه يي مي شود که سنت ها در آن حکومت مي کنند.
تيم
مهران مديري را اغلب تعداد بازيگر ثابتي همراهي مي کند. مي خواهم بپرسم آيا طرح کلي و شخصيت ها نيز بنا بر حضور اين بازيگران شکل مي گيرد؟
قاسم خاني؛ يکسري بازيگر ثابت هستند که از اول مي دانيم قرار است با آنها کار کنيم، ولي اين طور نيست که همه چيز قطعي باشد. قطعاً براساس داشته هايمان مي نويسيم. مثلاً واقعاً اگر جايي براي سيامک انصاري نباشد خود او منتظر نيست که حتماً برايش نقشي باشد و اعتراض نمي کند. کمااينکه در «باغ مظفر» نقشي که مناسب رضا شفيعي جم باشد، نداشتيم و نقش به جواد رضويان مي خورد. به هرحال ما بازيگرها را تعويض مي کنيم البته يکسري بازيگر هستند که دوست داريم در کارمان باشند و حتي برايشان نقش در نظر مي گيريم با اين حال اين داستان است که همه چيز را تعيين مي کند.
ژوله؛ اسمش پارتي بازي است.!
قاسم خاني؛ دروغ نگوييم براساس اين موضوع هم هست.
شده بازيگري را خيلي دوست داشته باشيد و جايي براي او در قصه نداشته باشيد؟ چه احساسي ممکن است در اين جور مواقع داشته باشيد؟
قاسم خاني؛ واقعا ً اگر قرار باشد حضور بازيگري به قصه لطمه بزند الزامي به حضور او در کار نداريم.
محراب قاسم خاني؛ زن من شقايق دهقان هميشه از دستم شاکي است که چرا قسمت هايي که مي نويسيم نقش او در آن زياد نيست.
قاسم خاني؛ مثلاً همه ما بازي سيامک انصاري را خيلي دوست داريم. وقتي آدم چنين ستاره يي را دارد ننوشتن براي او بي ذوقي است. ولي هيچ بازيگري چيزي را هيچ وقت به قصه تحميل نمي کند.
برخي از کارگردان هاي تلويزيوني سريال ساز در مقام مقايسه کارهاي
مهران مديري را مثال مي زنند و مي گويند ما اگر بخواهيم مثل آنها دوربين را ثابت بگذاريم و بازيگران بازي شان را بکنند کارمان سرعت بيشتري خواهد داشت. اين کارگردان ها برتري کار خود را در قصه هاي دنباله دار و شخصيت هاي از پيش طراحي شده و کندي ريتم کارشان را مربوط به دقت و طراحي زمان برشان مي دانند.
ژوله؛ همين که ما به سمت سريال داستاني دنباله دار پيش مي رويم و قواعد آن را نيز رعايت مي کنيم در عين حال مثل قبل کار مي کنيم، نشان مي دهد که سريالي نيز مي توانيم بدان شکل بنويسيم. اگر به سمت سريال هم نمي رفتيم آن کارگردان ها به نوعي آرزويشان بود که بدين صورت کار کنند. اين شيوه تخصص مي خواهد. همان طور که خيلي از نويسنده ها، نويسندگان خوبي هستند اما تخصص اين طور نوشتن را ندارند، برخي از بازيگران خوب نيز تخصص بازي در اين نوع کارها را ندارند. واقعاً آن کارگردان ها بيايند از يک سال قبل شروع کنند براي ساختن يک کار طنز 90 شبي. فکر مي کنيد باز هم از عهده اش برمي آيند. چند نفرند که مي توانند اين کار را بکنند، حتي رضا عطاران نيز که کار طنز مي سازد، 13 يا 20 قسمتي مي سازد، قرارداد 90 شبي بست اما فسخ کرد و گفت نمي تواند بسازد. الان فقط مهدي مظلومي است که طنز 90 شبي مي سازد و مهران مديري. واقعاً يک تخصص است که کار هر کس نيست.
قاسم خاني؛ لزوماً هم به معناي بهتر يا بدتر نيست. شايد ما هم بلد نباشيم به شيوه آنها سريال بسازيم.
ژوله؛ اصلاً برخي از کارگردان هاي سريال ساز، از کار طنز به عنوان فحش استفاده مي کنند.
قاسم خاني؛ اين دليل ارزش کار نيست. اين کارهاي 2 و 3 دوربينه راندمان کارش خيلي بيشتر از دوستاني است که يک دوربينه مي گيرند ولي آن اصلاً دنيايش فرق مي کند و چيز ديگري است. من قبلاً هم گفته ام که اصلاً به نظرم نمي آيد هيچ کجاي دنيا کاري با اين سرعت بسازند. شرايط درستي نيست. من اين را تاييد نمي کنم. شخصاً دوست دارم که وقت داشته باشم ولي اين کارها زماني به ما پيشنهاد داده مي شود که سه ماه بعد بايد برويم روي آنتن، يعني هميشه بايد با سرعت کار کنيم. ما هم دوست داريم وقت بيشتر داشته باشيم. الان اگر اين سکانسي که محراب دارد مي نويسد وقت بيشتري داشت، مطمئناً بهتر از کار درمي آمد.

محبوبترين چهره ی تلويزيون ( البته از نظر من!)
سلام
هرچند مسير موفقيت براي مهران مديري طولاني شد اما حالا او يكي از معروفترين و محبوبترين چهرههاي تلويزيون است.
فرق نميكند كه بيننده ثابت جعبه جادو باشي يا از مخالفان سرسختش؛ تو حتما يكي از برنامههاي او را ديدهاي.
مديري از بازيگران اولين برنامههاي طنز نوروزي بود كه به همراه نسل جديدي از چهرههايي كه در حال حاضر شناخته شدهاند خود را معرفي كرد. مديري در حال حاضر از همه معروفتر و موفقتر است. شايد تجربه تلخي را در سينما با «توكيو بدون توقف» داشت اما رسانه ملي، او را بهخوبي تحويل گرفت و توليد چند برنامه 90قسمتي را به او سپرد و او هم جواب اعتمادشان را داد.
با اينكه او همواره از خود تعريفهاي عجيب و غريب ميكند، به هر حال او هوش بسيار زيادي در توليد سريالهاي طنز در تلويزيون دارد.هميشه هم از تيم بسيار خوبي استفاده ميكند. اين نشان از قدرت او در انتخابكردن نيروها دارد. تيم دونفره مديري و پيمان قاسمخاني بيشتر از 270شب و در سه برنامه توانستد بيشتر مخاطبان تلويزيون را به سمت خود جلب كنند.
مديري بار ديگر دست به كار شده تا سريال ديگري بسازد. البته اين بار به 15 قسمت رضايت داده. اين سريال براي شبكه3 كليد ميخورد.پيشبيني شده كه اين مجموعه طنز براي پخش در نوروز 86 آماده شود. نويسندگي اين مجموعه طنز به سرپرستي پيمان قاسمخاني است.

این عکس از سریال باغ گیلاسه.
میگم بچه ها انگار این دختره ( همون که خودتون میشناسینش
) وبلاگشو حذف کرده!
مهسا جون این چند وقته خیلی منتظرت بودم، خوشحالم که اومدی.
2 تا عکس کوچولو!
سلام
امروز با ۲ تا عکس کوچولو از شب های برره اومدم:


گوي و تمشكهاي سال 85!
سلام
این مطلب برای فروردین پارسال بوده. بخونینش، جالبه!
گوي و تمشكهاي سال
مثل پايان هر سال نگاهي مياندازيم به جدول امتيازات و تعداد گوي و تمشكهاي داده شده. در جدول مسابقات تمشكخوري امسال، شركتكنندگان در دو رده رقابت ميكردند: در رده تيمي سريالها و برنامهها گروهي بررسي شدند و در رده انفرادي مجريها و تك نفرهها تمشك گرفتند.
در رده تيمي بعد از سريال نرگس كه با اختلاف، صدر جدول را در اختيار دارد، سريالهاي ديگري مثل زيرزمين با شش تمشك و بوي خوش زندگي و كلانتر هر كدام با پنج تمشك، ردههاي بعدي را در اختيار داشتند. آخرين گناه و جابر بن حيان هم با اختلاف كمي در رتبههاي بعدي بودند. نكته جالب ديگر، سرعت صعود سريال جابر بن حيان در جدول تمشكها بوده است كه البته اين روند به خاطر پخش روزانه و كوتاه مدت سريال متوقف شد. اگر اين سريال به اندازه نرگس پخش ميشد، شايد ميتوانست جدول را جابهجا كند.
اگرچه نكته عجيب، گرفتن چهار تمشك توسط سريال مهران مديري بود كه با پنج گل زده (گوي گرفته) و تفاضل گل توانست رتبه هشتاد را بعد از پرواز در حباب با سه تمشك و بدون گل زده به دست بياورد.
در رده تيمي نتايج خوب هم داشتيم؛ صاحبدلان با سه گويي كه به دست آورد، رتبه اول را كسب كرد و اولين شب آرامش با نتيجه مساوي 3-3 مسابقه را به پايان برد. سريال زيرتيغ 2-2 است كه ابتدا با دو گوي جلو افتاد، ولي چند نكته قانوني و سوتيهاي حقوقي باعث شد در آخرين لحظات يك تمشك بخورد و نتيجه را مساوي كند.
در رده انفرادي هم همانطور كه حدس ميزديم، جواد خياباني عليرغم مصدوميت كه باعث شد گزارشها و اجراهاي جام جهاني را از دست بدهد، توانست با يك ركورد فوقالعاده و با سيزده تمشك با اختلاف زياد در صدر جدول بايستد.
نكته جالب اينكه در مقايسه با سريال نرگس، خياباني گل آوراژ بهتري دارد و در يك ضرب و دو ضرب و مجموع، بالاتر ميايستد. (نرگس حداقل دو گوي گرفته است.) به اميد توفيق روزافزون براي آقاي خياباني. تمشك طلايي ويژه اين دوره هم به ايشان اهدا شد، به خاطر تنوع در روشهاي گرفتن تمشك و اصرار ايشان بر تمشكهاي قبلي.
اما رقيب اصلي جواد خياباني، اين دوره با افت شديد روبهرو بود. بهمن هاشمي كه فقط در تك برنامه شبكه دو مجال تمشكخوري داشت، اين دوره بدعادتي كرد و حتي دو گوي گرفت تا سه تمشكش را جبران كند. جالب اينكه عادل فردوسيپور در اين دوره، بالاتر از هاشمي ايستاد و توانست چهار تمشك در برابر دو گوي بگيرد. در رده انفرادي هم بعد از خياباني، پيمان يوسفي با سه تمشك قرار دارد كه به نظر ميرسد با آن ادبيات حماسي و پيچيده سعي دارد با روش كلاسيك به جايگاه خياباني حمله كند.
سرهنگ عليفر و نهاونديان هم دو مجري ديگري بودند كه دو تمشك گرفتند و سوم شدند.
در رده آزاد هم تبليغات تلويزيوني مثل هميشه درخشان عمل كرد و با هشت گوي در برابر سه تمشك، خود را از تمشك طلايي ويژه اين رده دور كرد.
رشيدپور عبور شيشهاي هم با سه گويي كه به دست آورد براي خود حاشيه امنيت مناسب ايجاد كرده است. ماه تمام هم كه باز رشيدپور و يحيوي را در تركيب خود ميديد، با دو گوي باعث شد ارزش رشيدپور در بازار نقل و انتقالات فصل بالاتر برود. اما رتبه اول در رده آزاد، با چهار تمشك به اخبار اهدا شد، به خاطر سوتيهاي جدي و كت شلواري گويندگان آن و در رتبه بعدي، برنامه كنترل نامحسوس با دو تمشك نتوانست طرفداران خود را راضي كند.
صندلي داغ هم عليرغم انتظارات زياد، گوي خاصي به دست نياورد و از گردونه رقابت حذف شد. گوي طلايي ويژه اين دوره اما اهدا شد به برنامه موفق هزار راه نرفته كه در مدت كوتاهي توانست در اولين قسمت پخش، يك گوي از خوانندگان دريافت كند و در پايان با دو وارو جمع و دو گوي به كار خود پايان دهد.

حاشيهها:
نرگس همهجور تمشكي داشت؛ از مشكلات اساسي ساختاري و روايتي تا سوتيهاي منشي صحنه، فيلمنامهنويس، كارگردان، طراح صحنه و...
فرزاد حسني فقط يك تمشك گرفت و سهگوي هم از آن خود كرد.
در اين دوره، بهطور كلي 182 تمشك و 111 گوي اهدا شد كه نسبت به سال قبل رشد قابلتوجهي داشت.(سال قبل 170 تمشك و 68 گوي داده بوديم)
مجريها، تمشكخورترينها در رده انفرادي و سريالهاي شبكه سه، تمشكخورترينها در رده تيمي بودند.
در جدول نتايج، ملاك اصلي، تمشك و تفاضل تمشك است، مثلا خياباني با يك تمشك كمتر نسبت به نرگس به لطف گوي نگرفته در صدر قرار گرفت.
سيروس مقدم چون فقط در رده تيمي شركت كرده بود و بعد از نيمفصل تيمش را عوض كرد و از نرگس به پرواز در حباب رفت، در رده انفرادي رده بندي نشد وگرنه او با مجموع هفده تمشك ميتوانست شگفتي بيافريند.
جدول ما تقريبا برعكس است، يعني اگر بخواهيد برنامههاي خوب را پيدا كنيد بايد جدول را برعكس كنيد و رتبهها را ببينيد.
حیف نیست این پست رو بدون عکس از مهران مدیری تموم کنم؟! پس این عکسم ببینید.

عروسی در برره
سلام
ببخشید امروز دیر شد، مقصر بلاگفا بود.
چه شب خوبیست امشب، همگی خوش وزنید
شام خوبی وخورید، نفخ کنید، شل وزنید!
بر عروس و سر داماد دل و هل وزنید
بر در غمکده ی دل کلون و قفل وزنید
وزنید، آی وزنید
خوب بیییید؟!

اگه نوتستین مهران مدیری رو پیدا کنید!
عکسی از پشت صحنه باغ مظفر
سلام
امروز به مناسبت این که ۱ سال از پخش باغ مظفر گذشته، عکسی از پشت صحنش براتون میذارم.
امیدوارم خوشتون بیاد.

طنازهاي فوتباليست
سلام
مطلب امروز در مورد مهران مدیری نیست! ولی راجع به کساییه که بیشتر از همه، با مهران مدیری کار کردند. جالبه، حتمآ بخونید.
به عكسهاي اين صفحه نگاه كنيد. چرا ميخنديد؟ بابا عكسها كاملا واقعي است. خيال ميكنيد سر سيامك انصاري و پيمان قاسمخاني را روي بدن بازيكنان فوتبال مونتاژ كرديم؟
مگر به اين جماعت نميآيد كه فوتبال هم بازي كنند؟ ما هم باورمان نميشد. ولي گزارش را كه بخوانيد، شما هم باورتان ميشود همانهايي كه چند سالي است 90شب مردم را سرگرم ميكنند و چند تا از پرمخاطبترين برنامههاي تلويزيون را ساختهاند، دور هم جمع ميشوند و فوتبال بازي ميكنند.

شبهاي پاييزي
همه چيز از «شبهاي برره» و از يك پيشنهاد شروع شد. كارها خوب پيش ميرفت و «شبهاي برره» تازه در دل مردم جا باز كرده بود.
در ظهر يكي از روزهاي پاييزي، در اتاقي كه بيشتر اوقات محل تجمع نويسندگان بود، همزمان با پخش يكي از مسابقات ليگ فوتبال، سرپرست نويسندگان اين مجموعه پيشنهادي را مطرح كرد.
يكي از دوستان قاسمخاني به او گفته بود كه ميتواند براي آنها در باشگاه انقلاب، سالن فوتبال كرايه كند. فوتبال، آن هم بعد از گذراندن يك كار روزانة فشرده، خيلي مزه ميداد.
حالا بايد دنبال يار ميگشت. از آنهايي كه داخل اتاق بودند، حميد مهين دوست(گريم)، امير ژوله(يكي از نويسندگان)، مهراب قاسمخاني (برادر پيمان و همسر شقايق دهقان و يكي ديگر از نويسندگان) بدجوري پايه بودند. قرار شد تا به تعداد قابل قبولي برسند و بعد فوتبال شروع شود.
باورنكردنيها
باورنكردني بود ولي همه آمده بودند، از «پيمان قاسمخاني» بگيريد تا سيامك انصاري، هادي كاظمي، امير ژوله، مهراب قاسمخاني، حميد برزگر (يكي از نويسندگان شبهاي برره)، علي كاظمي (همان بگوري شبهاي برره)، حسن شكوهي و چند نفري از بروبچههاي گروه كارگرداني و تداركات و توليد كه مجموعا 20 نفري ميشدند.
هيچكس از بازي ديگري خبري نداشت و فضا، فضاي بياعتمادي بود! ولي به هر حال تيمها مشخص شدند و بازي شروع شد.
از اين بازي افتتاحيه(!) چند هفتهاي گذشت و چشم بچههاي باشگاه انقلاب به جمال پژمان بازغي و كامبيز ديرباز و پژمان جمشيدي هم روشن شد تا جمع هنريها جمع شود.
خيالتان راحت. دربارة بازي تك تك آنهايي كه اسمشان را برديم در ادامه مينويسيم و پته همهشان را روي آب ميريزيم. ولي فكرش را بكنيد، جماعتي كه به زور صبح ها براي فيلمبرداري آفيش ميشوند و حال و حوصلة اينجور كارها را ندارند، هر هفته دور هم جمع ميشدند و فوتبال بازي ميكردند.
پيمان قاسمخاني مقصر اصلي جمع كردن اين گروه، پاي ثابت فوتبال بود. شايد يكي از عوامل موفقيت اين گروه در كارهايشان هم همين برنامهها و دور هم بودنشان باشد.
وقت استراحت
بالاخره شبهاي برره تمام شد و بعد از چند هفته مهلت كرايه كردن دوبارة سالن به پايان رسيد. كمكم بچهها همديگر را نميديدند و يواش يواش سرد شدند. چند ماهي از داستان فوتبال گذشت و كسي هم سراغش را نميگرفت.
بايد صبر ميكردند تا مهران مديري برنامهاي را شروع كند تا باز همه دور هم جمع شوند. شبها و روزها گذشت و مديري در استراحت به سر ميبرد. يك سال هم گذشت.
خبرها دربارة كار جديد مديري و گروهش شروع شد. از شايعه تا واقعيت راه زيادي نبود. همان گروه با كمي تغيير دور هم جمع شدند تا «باغ مظفر» شكل بگيرد.
فيلمبرداري شروع شد و دوباره مثل سال گذشته، يك پيشنهاد و باقي قضايا. قرار همان باشگاه انقلاب و همان سالن، رأس همان ساعت. دوباره همه دور هم جمع شدند. البته به غير از چند تغيير.
تغييراتي كه در تعداد نفرات فوتبال پيش آمد، همان تغييراتي است كه در باغ مظفر ميبينيد. يعني از حسنشكوهي، علي كاظمي و يكي دو نفر ديگر خبري نبود. اولين هفته دوباره همة خاطرات گذشته تداعي شد.
اين بار سيامك انصاري بيشتر كري ميخواند، ولي از غر زدنهاي ژوله كاسته نشده بود. پيمان كماكان روي فرم بود و مهراب كمي پا به توپتر شده بود. هادي كاظمي هم دروازهبانياش بدجوري به دل همه نشسته بود. پژمان جمشيدي هم پاي ثابت دورة جديد است.
شوتهاي پژمان
ساعتي كه بايد بازي شروع شود 8 است و ساعت پايان 9:30. ولي بروبچ 8:30 شروع ميكنند و 11 هم بازي تمام ميشود! زودتر از همه پيمان قاسمخاني و ژوله ميآيند.
سيامك انصاري بعد از آنها و هادي هم بيخيالتر از همه از راه ميرسد. پژمان جمشيدي اگر توي هفته تيمش (پاس) برده باشد كه سرحال و سرزنده ميآيد، ولي اگر مساوي كرده باشد يا ببازد، كمي دير ميآيد يا اصلا پيدايش نميشود.
اما اين هفته ميآيد و آماده ميشود. زودتر از همه پيمان و مهراب لباس ميپوشند و دور زمين ميدوند، پشت سرشان هم ژوله. بقيه زياد اهل نرمش قبل از بازي نيستند. چند دقيقهاي بيخود و بيجهت سپري ميشود تا همه وسط زمين جمع ميشوند و ياركشي شروع ميشود.
بيشتر اوقات گروه نويسندگان با هم ميافتند ولي ژوله را راه نميدهند. ژوله اكثرا غر ميزند و پيمان اعصاب درستي ندارد كه اينجا هم بخواهد غر زدنهاي ژوله را تحمل كند! سه چهار تيمي ميشوند و بازي شروع ميشود.
هر مسابقه زمانش 10 دقيقه است و معمولا داور بازي جنجالساز است. حضور پژمان جمشيدي هم يك ذره بقية تيمها را اذيت ميكند، چون توي هر تيمي كه بازي ميكند، آن تيم ميبرد. اگر جلوي شوتهايش قرار بگيريد با تور يكي ميشويد. بازي سيامكانصاري را هم بايد ببينيد.
اختتاميه
بعد از گذشت اين مدت كه اين بروبچ فوتبال بازي ميكنند، شايد بتوان يكي از دلايل موفقيت كارهاي طنزشان را حدس زد. دور هم بودن و گفتن و خنديدن و فوتبال بازي كردن يك طرف، ولي همة اينها باعث ميشود رفاقت آنها محكمتر از گذشته بشود و هر كاري كه شروع ميكنند با موفقيت پيش برود.
چون هر كاري كه يك پشتصحنة صميمي و سرحال دارد، معمولا نتيجة جلوي دوربين هم جذاب و موفق از كار در ميآيد. اين هم يك نگاه جامعهشناسانه و روانشناسانه در تحليل موفقيت اين گروه طناز فوتباليست براي اختتامية اين مطلب!
سيامك انصاري: خودتان نگاه كنيد ببينيد اصلا ميتواند بدود. اين هيكل را چه به فوتبال. توپ كه زير پايش ميرسد، معمولا سرش پايين است و دو سه قدم برميدارد و سريع با نوك پا شوت ميكند. البته اكثرا دروازه ميايستد تا كمتر دريبل بخورد.
هادي كاظمي: اصلا بهاش نميآيد كه بتواند خودي نشان بدهد ولي بازي او در دروازه نويد ظهور يك دروازهبان خوب را ميدهد، بروبچ بهاش پيشنهاد ميكنند تا بازيگري را كنار بگذارد و فوتبال و دروازهباني را دنبال كند. بعيد نيست دوبرره يك روزي جاي ميرزاپور را بگيرد.
امير مهدي ژوله: كمي قدش بلند است، همين موضوع باعث ميشود به محض اينكه پايش را دراز كند توپ حريف را بگيرد. همينطور كه گفتيم زياد غر ميزند. ولي از حق نگذريم پاسهاي خوبي ميدهد و همين براي يك بازيكن بس است.
پيمان قاسمخاني: روحيهاش فوقالعاده است و جمع شدن بچهها براي فوتبال هم كار اوست. خوب پا به توپ ميشود و خوب هم پاس ميدهد. بيشتر اوقات دروازه نميايستد و بيشتر بازيكن مياني است. به عكسش نگاه كنيد ميفهميد كه چه بازيكن روفرمي است!
مهراب قاسمخاني: وقتي داخل سالن ميشود، كاملا معمولي است ولي به محض اينكه لباس عوض ميكند، تبديل ميشود به يك بازيكن مكزيكي. شاخصة بازيكنان مكزيكي ميدانيد چيست؟ موي بلند و دستمالي كه به سرشان ميبندند. وزنش زياد است ولي خوب ميدود و هدهاي خوبي ميزند. يكجورهايي «بازيكن خوبه» اين جمع است.
كامبيز ديرباز: كامبيز هم دورة قبل ميآمد. از فوتبال فقط افههايش را ياد گرفته. از آن پرسپوليسيهاي دوآتشه است و هميشه سر دعوا را باز ميكند و دنبال حاشيه است.
پژمان بازغي: دورة قبل جزو بازيكنان ثابت بود ولي دورة جديد، سر فيلمبرداري است و نتوانسته بيايد.بازياش بد نيست و بدنش روي فرم است. پژمان جزو معدود بازيگراني است كه درست و حسابي هم ورزش ميكند.
پژمان جمشيدي: اگر پاس برده باشد يا مساوي كرده باشد ميآيد. توي هر تيمي هم كه بازي ميكند، آن تيم ميبرد.بههرحال بازيكن حرفهاي است و بدناش روي فرم. براي همين شوتهايش باشگاه انقلاب را ميلرزاند.

ميرزاپور بيايد ياد بگيرد.

سيامك انصاري: ببخشيد ميدان ترهبار كدام طرف است؟!

معلوم نيست پيمان قاسمخاني آمده دروازهباني كند يا سيزدهاش را در بكند!

هادي كاظمي به خاطر اين تكل دوپا از بازي در سه قسمت «باغمظفر» محروم شد!

چه شوتي مي كنه اين پيمان!

لاولپه (مربي مكزيك) اگر مهراب قاسمخاني را زودتر ديده بود به تيم ملي دعوتاش ميكرد، از رافائل ماركز چي كم دارد؟!

فكر ميكنيد اين كسي كه پشتك بالانس زده كيست؟ ديگر فكر كردن ندارد، فقط از هادي كاظمي چنين حركاتي برميآيد.

توهم خرزوخان انگار هنوز هادي كاظمي را ول نكرده و با توپي خيالي دارد روپايي ميزند!

شادي پس از گل زدن به شيوة بررهاي

چرا اينجوري به سيامك انصاري نگاه ميكنيد؟ خب آدم نفساش ميبرد ديگر!
نظر یادتون نره!
مهران مدیری و رامبد جوان
سلام
آفرین به نیلوفر و سحر که درست جواب دادن. این شعر گونه هارو فرهاد برای مهتاب تو دوران نامزدی و اوایل ازدواجشون میخوند. البته خود فرهاد اینو انکار میکنه و میگه: من اینارو نگفتم...ا...ا...من اینارو نگفتم!
بگذریم، یادتونه تابستون یه برنامه ای هر شب پخش می شد به اسم خانه ای با طرح نو که مجریاش رامبد جوان بودند و اشکان خطیبی. همون موقع یه مصاحبه ای باهاشون کرده بودند در مورد این نوع برنامه سازی، که من بعضی قسمتاشو براتون می نویسم.
م:رامبد يك چيزي گفت راجع به اينكه بازيگرها نميآيند توي تلويزيون برنامه اجرا كنند اما دليلش را نگفت.
رامبد: شايد تا الان فكر ميكردهاند كه كار اجرا بد است؛ يعني ممكن است آدم به جاهاي بدي كشيده شود ولي احتمال ميدهم از اين به بعد بيايند.
اشکان: حدس من اين است كه از اين به بعد در بقيه برنامههاي شبانه همين الگوي ما را كپي كنند؛ با اين تفاوت كه قسمت نمايشاش را از قبل ضبط كنند چون خيلي از بازيگرها ريسك نمايش زنده را نميپذيرند.
رامبد: تو فكر كن مهران مديري تصميم بگيرد همچين برنامهاي را راه بيندازد. اينكاره است، شك نكن كه اينكاره است؛ هم تلويزيون را به دقت ميشناسد، هم محبوبيت كافي براي جذب تماشاچي دارد، طنازياش را هم كه دارد. حالا چرا تا الان نيامده؟ يا اينجور كارها برايش جذاب نيست يا اينكه نتوانستهاند بياورندش. ميخواهم بگويم قطعا گروههايي وجود دارند كه از اين كارها بكنند. توي اين مملكت كه فقط ماها نيستيم!

البته این عکس برای پشت صحنه ی پاورچینه. امیر حسین صدیق موبایلشو پیش جواد رضویان جا گذاشته، حالا با رامبد جوان اومده سر ضبط تا پسش بگیره. که موفق نمیشه، چون رضویان موبایلو با خودش نیاورده!
شعر گونه ها
سلام
امروز براتون یه سری شعر گونه مینویسم! یادتونه اینارو کی به قول خودش دکلمه میکرد؟
((ای خورشید من تو در غرب غروب می کنی و در شرق شروق)) 
((طلوع خورشید در مقابل مهتاب من کورسویی کمرنگ همچو شمعی گریان می باشد)) ![]()
((مداد رنگی های عشق من تنها یک رنگ دارد، آبی...آبی...آبی!)) 
((در دریای اشکت، تا ساحل غم شنا کردم)) ![]()
((با یادت غروب خورشید را بر ستیغ کوه های سر به فلک کشیده نظاره می کنم))
یادتون اومد؟ ![]()

شب یلدا در برره! و پنجره
سلام
این عکس رو گذاشته بودم شب یلدا براتون بذارم ولی انقدر سرگرم جشن چلچراغ شدیم که یادم رفت، ولی الانم دیدنش خالی از لطف نیست! 

سارا جون اگه یه خورده صبر کنی به مرور متن همه ی ترانه هارو برات میذارم، انقدر عجله نکن!
متن ترانه ی "پنجره"
يه پنجره يه خيابون يه نگاه يه رهگذر
هر چی بود رفته سفر ...
امین حیایی در نقش مدیری و کاریکاتور
سلام
امروز با یه کاریکاتور اومدم، البته به نظر من خیلی شبیه مهران مدیری نیست، نظر شما چیه؟ 

یه خبر هم هست که برای چند ماه پیشه، میخوام ببینم هیچکدومتون خبر ندارین به کجا رسیده؟
چون قرار بوده بعد از فیلمبرداری گنج مظفر شروع کنن.
«امين حيايي» در نقش «مهران مديري»
خشايار الوند نويسنده مجموعههاي طنز تلويزيوني در حال نوشتن فيلمنامهاي بر اساس نقشهاي طنز زوج هنري مهران مديري و سيامك انصاري است.
وي كه سابقه نويسندگي در مجموعههاي طنز تلويزيوني مهران مديري را دارد، گفت: بر اساس زوج مهران مديري و سيامك انصاري قصهاي طراحي كردهام كه در آن، اين دو شخصيت با ويژگيهايي كه با آن در بين مردم شناخته شدهاند، مطرح ميشوند.
وي ادامه داد: مديري اغلب در نقش شخصيتهاي زرنگ و دغلباز شناخته شده كه با همان شخصيت در فيلمنامه من آمده است.همينطور سيامك انصاري كه نزد مردم اغلب در نقش آدمهاي باسوادي شناخته شده كه حق او را ميخورند.
الوند درباره شرايط و چگونگي توليد اين فيلمنامه، ميگويد: طرح اين فيلمنامه آماده است كه در صورت تمايل مسوولان «گليان تصوير»، به يك فيلم سينمايي تبديل خواهد شد.
وي معتقد است: اگر مديري و انصاري در اين پروژه بازي نكنند، بازيگراني چون امين حيايي و محمدرضا گلزار ميتوانند جايگزين خوبي براي آنها باشند. در ضمن، براي بازي در نقش شخصيتهاي زن قصه، مهناز افشار و بهاره رهنما را مدنظر دارم.
وي درباره كارگردان اين فيلم گفت: اگر مهران مديري شخصا كارگردان اين فيلم را بپذيرد، اين فيلمنامه را به او ميسپارم وگرنه اين احتمال نيز كه خودم اين پروژه را كارگرداني كنم، وجود دارد.
بابای فرهاد و دو راهی
سلام
این نقشو یادتونه؟ بابای فرهاد! جزء اولین کسایی بود که از برره اومده بود. 

اینم متن ترانه ی "دوراهی" با صدای مهران مدیری:
می خوام پیشت بمونوم
دل سردرگم تو
مثال اون قدیما
هم آغوش خطر شو
مهران مدیری و شاهکار بینش پژوه
سلام
این عکس خوشگل رو ببینین:

من این ترانه رو خیلی دوست دارم.شما چطور؟ تیتراژه همنفسه: 
آسمون رويا امشب گرمه از تب من
ماه آرزوهام اومده تو شب من
عطر شرم بوسه روي لبهاي بسته ي باد
بي نسيم نوازش، دل من دل تو، دل ما
دل همه ي آدما مگه چي ميخواد
آروم اومدي تو خوابم
آروم اومدي مثل رقص يه پروانه با ناز سايه ي گل
بوي عشق تو هوا پيچيد
اشک تو رو لب من بوسيد
قلب منو همه جا، همه جا، همه جا برد
خوابي که عشق تو چشاي تو ديد
آروم اومدي تو خوابم
آروم اومدي مثل رقص يه پروانه با ناز سايه ي گل
آه از اين سفر کوتاه
بازم منو تو و دوري و آه
مي ترسن از من و تو، من و تو، من و تو ، حيف
تو قلب ما نه هوس نه گناه !
بوي عشق تو هوا پيچيد
اشک تو رو لب من بوسيد
قلب منو همه جا، همه جا، همه جا برد
خوابي که عشق تو چشاي تو ديد
آه از اين سفر کوتاه
بازم منو تو و دوري و آه
مي ترسن از من و تو، من و تو، من و تو ، حيف
تو قلب ما نه هوس نه گناه
مهران مدیری در خواب بی موقع (شایعه!)
سلام
واقعآ چرا نظراتتون انقدر کم شده؟! نمیگین فردا بچه ی مردم میره این شکلی میشه! 
فرزندانم دیگه نبینم انقدر کم نظر بدینااا!
![]()
اینم یه خبر جدید:(شایعستا!)
ساخت فیلم «خواب بی موقع» به نویسندگی و کارگردانی سیدمحمدعلی ابطحی از اواسط اردیبهشت ماه در تهران آغاز می شود.
ابطحی که سابقه ریاست رادیو را در پرونده خود دارد از تابستان سال گذشته تدوین طرح اولیه این پروژه سینمایی را آغاز کرده و هم اکنون در حال مذاکره با بازیگران و عوامل فیلم به سر می برد.
صاحب وبنوشته ها، یکی از پربیننده ترین وبلاگهای فارسی زبان، تاکنون چندین کتاب در زمینه های مذهبی و سیاسی منتشر کرده، ولی هيچ وقت سابقه ساخت فیلم سینمایی را نداشته است.
وی که در زمان دولت گذشته معاون امور حقوقی و پارلمانی سیدمحمد خاتمی بود ،موضوع «خواب بی موقع» را نگاه طنزآمیز به فعالیتهای اصلاح طلبان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بیان کرد. به ادعای وی این اولین بار است که در سینمای ایران با نگاه طنز به موضوع انتخابات پرداخته می شود.
لازم به ذکر است که ابطحی حضور بازیگرانی چون عزت الله انتظامی، مهران مدیری، بهرام رادان، باران کوثری و گلشیفته فراهانی را در اولین تجربه سینمایی خود پیش بینی می کند. همچنین وی امیدوار است پیمان قاسمخانی و امیرمهدی ژوله وی را در بخش طنز فیلمنامه یاری دهند.
«خواب بی موقع» برای بیست و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر در زمستان سال آینده تهیه می شود و این اولین بار است که یک کارگردان روحانی در این جشنواره شرکت می کند.
وی دلیل مسکوت ماندن فعالیت سینماییش را پرهیز از گمانه زنیها و دخالت سیاسیون در محیط ساخت این فیلم عنوان کرد. این خبر برای اولین بار در تیترآنلاین منتشر می گردد.
محمدعلی ابطحی هم اکنون رئیس موسسه بین المللی گفتگوی ادیان است.
خبرهای تکمیلی و مصاحبه اختصاصی با سیدمحمدعلی ابطحی پس از پایان تعطیلات نوروزی منتشر خواهدشد.

نفر اول از سمت راست رو که میشناسین!
نفر اول از سمت چپ هم آقای ابطحیند.
چلچراغ از شب چله می نویسد
سلام
شب ژانویتون مبارک.
نميدونم بلاگفا چش شده يود که پست شنبه و يکشنبه ي منو فقط تو کامپيوتر خودم نشون ميداد، ولي فکر کنم الان درست شده باشه. پس اونارم بخونيد و نظر بدين.ممنون
اين شماره ي مجله ي چلچراغ به گزارش و حاشيه هاي جشن شب چله پرداخته بود که من قسمت هايي رو که مربوط به مهران مديري ميشه براتون ميارم.
سهيل سليماني:
...در ادامه کليپي از شب هاي برره پخش ميشود بعد از آن پيمان قاسم خاني دعوت مي شود تا روي صحنه بيايد و بعد از آن يک هنر مند ديگر.((مي خواهم از يکي از هنرمندان جوان عرصه طنز و چهره ي ناشناس طنز که شايد بعضي ها ايشان را بشناسند يا اسمشان را شنيده باشند)) و ناگهان مهران مديري روي صحنه ميايد و دوباره سالن مي ترکد. مديري مي گويد(( سلام عرض ميکنم به همه شما و آقاي خاتمي. جمع عزيز چلچراغ هميشه دوست داشتني بوده. حدودآ ۲۷ سال است که دارم فعاليت هنري ميکنم که امسال اولين سالگرد خلاقيت هنري من است. خيلي ممنونم که اين جايزه رو به من داديد)) و مهران مديري مي رود...
امير صدري( که دبير اجرايي جشن بودن و پارتي ما):
... و البته خيلي دلمان مي خواست برويم پيش مهران مديري که بيش از يک ساعت و نيم در پشت صحنه قدم زد تا نوبتش برسد و کلي هم با خلق خوش برخورد کرد.
کريم ارغنده پور:
...نکته ديگر جشن همراهي پاره اي همرمندان مشهور با مجري در ارائه برنامه بود که بر جذابيت آن مي افزود. کار مهران مديري و پيمان قاسم خاني هم خيلي جالب بود. به نظر من همه اين هنرمندان نقش خود را به خوبي ايفا کردند.

ابراهيم رها: مهران مديري، پيمان قاسم خاني...يک عکسي انتخاب کرديم که امير ژوله نباشه!
ببينيد، مديري هم ميخنداند هم خودش آدم خوش خنده اي است!
مهران مدیری و رسول نجفیان
سلام
دیروز تو برنامه ی خانواده آقای رسول نجفیان مهمون قسمت تازه ها بود. اینجا من یه تیکه از صحبتاشونو براتون می نویسم:
خانم نامداری (مجری برنامه):بهترین و خانوادگی ترین سریال در سال گذشته از نظر شما کدوم سریال بوده؟
آقای نجفیان: راستش من ظهر ها زیاد فرصت نمیکنم...
خانم نامداری: نه فقط سریال های خانواده، منظورم کل سریال های سیماست که تو یک سال گذشته پخش شدن؟
آقای نجفیان: آهان. بله. به نظرم سریال هایی که باعث میشه بار ترافیک کم بشه و مردم جذب اون سریال بشن بهترین ها بودن.
سریالی که دوست عزیزم آقای فتحی نوشته بودن، میوه ی ممنوعه. و همین طور سریال های مهران مدیری همیشه برای من ارزشمند بوده و بهترین.
خانم نامداری:بله منم کاملآ با حرفاتون موافقم.
واقعآ تا حالا شده جایی صحبت از بهترین بشه و حرفی از مهران مدیری نشه؟ (البته اگه کسایی که صحبت میکنن آدمای با انصافی باشن)!
با اینکه الان یک ساله مهران سریال نداشته بازم جزء بهترینای سال ازش نام بردن. 

شب های برره
سلام
امروز خیلی فرصت ندارم، پس با هم عکس امروز رو که از شب های بررس میبینیم:

جشنواره ی فیلم فجر
سلام
نزديک به ۱ ماه تا آغاز بزرگترين رويداد سينمايي کشور يعني جشنواره ي بين المللي فيلم فجر باقي مونده. اين دوره, دوره ي بيست و ششم اين جشنواره است. و نبود تعداد زيادي از فيلمسازان مطرح از جمله داريوش مهرجويي و مسعود کيميايي و ابراهيم حاتمي کيا و... در آن مشهود است. ولي به نظر مي رسد که جشنواره ي امسال با استقبال بيشتري روبه رو شده.
مهران مديري امسال با ۲ فيلم در جشنواره حضور دارد. فيلم "هميشه پاي يک زن در ميان است" ساخته کارگردان مطرح ايران, کمال تبريزي. که در ژانر کمدي است. و " دايره زنگي" ساخته ي پريسا بخت آور که در ژانر اجتماعي است.
"هميشه پاي يک زن در ميان است" بي شک به دليل نوع فيلم که طنز است و وجود مهران مديري بازيگر و کارگردان محبوب طنز ايران به عنوان کمدين و نقش غير متعارف و جذابش در اين فيلم و نام کارگردان فيلم که کمال تبريزي است,از جنجالي ترين و محبوبترين فيلم هاي جشنواره است. کمال تبريزي تا پيش از اين دو کمدي ساخته بود با نامهاي "ليلي با من است" و " مارمولک". که هر دو از کمديهاي خوب سينماي ايران و به شدت جنجال برانگيز و محبوب بودند. به خصوص" مارمولک". براي همين سومين کمدي کمال تبريزي مي تواند براي بيننده جذاب باشد."هميشه پاي يک زن در ميان است" از اميدهاي اصلي فروش در اکران ۸۷ نیز هست.
رضا کیانیان، مهران مدیری، حبیب رضاییی، گلشیفته فراهانی، آهو خردمند ، اسماعیل خلج و حسین معجونی بازیگران اصلی این فیلم هستند.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده: «به يك خيابان پر از ترافيك دقت كنيد به اكثر قهر و دعواي همسايهها، هم محلهايها و خانوادهها توجه كنيد. حتي دعواي هابيل و قابيل را دوباره مرور كنيد. هميشه پاي يك زن در ميان است.»
اما فیلم" دايره زنگي" که نخستین تجربه کارگردانی پریسا بختآور است، به واسطه قصه، بازی بازیگران و کارگردانی فیلمی مفرح است و مورد توجه مخاطبین قرار خواهد گرفت. پريسا بخت آور کارگردان اين فيلم، همسر اصغر فرهادي است که پيش از اين تجربه ساخت مجموعه تلويزيوني «پشت کنکوري ها» را دارد.احتمالآ "دایره زنگی" از جمله آثاری است که مخاطب بعد از دیدن آن با رضایت از سینما بیرون میآید.
در این فیلم مهران مدیری ، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفینیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوشخلق، سروش گودرزی، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیتساز به ایفای نقش میپردازند.
در خلاصه داستان این فیلم آمده: صبح روز جمعه شیرین و محمد تنها تا پایان روز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کردهاند، تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانهای در شمال شهر میشوند تا با کاری که انجام میدهند، پول مورد نیاز را تأمین کنند.

همیشه پای یک زن در میان است!
سلام
امروز به مناسبت انتخاب سینمای ما، عکسی از همیشه پای یک زن در میان است براتون میذارم.

مهران مدیری مرد هزار چهره می شود!
سلام
آخرین خبر از روزنامه ی جام جم:
مهران مدیری مرد هزار چهره می شود
خبر گزاری فارس دیروز خبر ساخت یک مجموعه طنز را اعلام کرد که به خاطر بازیگر و کارگردان خاص آن، برای خیلی از مشتاقان برنامه های طنز تلویزیونی می تواند جذاب باشد.
خبر این بود که مهران مدیری، کارگردان و بازیگر حوزه طنز با یک مجموعه تلویزیونی دیگر، مهمان خانه ها خواهد بود.
این مجموعه طنز "مرد هزار چهره" نام دارد و مانند کارهای قبلی این کارگردان، به دست برادران گلیان بهیه می شود. با وجود آن که در خبر آمده بود این مجموعه قرار است برای ایام نوروز آماده شود، اما با پیگیری های خبرنگار ما مشخص شد که احتمال دارد این مجموعه برای پخش در این ایام آماده نشود.
این مجموعه ۱۳ قسمت و برای گروه فیلم و سریال شبکه ۳ آماده می شود، مهران مدیری را به عنوان نقش اصلی در خدمت خواهد داشت.
در مجموعه تازه ای که جلوی دوربین خواهد رفت، داستان آدم بی گناهی روایت می شود که به کلاهبرداری متهم است. به جز چند نقش ثابت مثل نامزد و پدر او که در شهرستان زندگی می کنن، بقیه بازیگران مهمان خواهند بود.

البته این عکس قدیمیه!
راستی بعد از اعلام نتایج نظر سنجی سایت سینمای ما دو فیلم دایره زنگی با ۷۸۰ رآی (۲۶.۱۷ ٪) و فیلم همیشه پای یک زن در میان است با ۶۷۶ رآی (۲۲.۶۸ ٪) از بین ۱۰ فیلم به عنوان فیلم های منتخب انتخاب شدند.
سینمای ما نوشته: حضور مهران مديري در جمع بازيگران دو فيلم اول اين نظرسنجي («دايرهزنگي»، «هميشه پاي يك زن در ميان است») گوياي محبوبيت فوقالعاده اين كمدين تواناست كه امسال قرار است به سينماها هم رونقي بدهد و شايد خودش هم به جمع كارگردانهاي سينمايي سال بپيوندد.
خوب حالا جواب سوالات شما دوستان گل:
-شراره جون منم خیلی ناراحت شدم که نیومدی، کلی تو مراسم منتظرت بودم ولی شانسه دیگه. اگه میومدی خیلی خوش میگذشت چون ما ردیف دوم بودیم و نزدیک به صحنه و مهمونای ویژه و...
-آتنا جون مهران انقدر عجله داشت که حتی وقتی دعوتش کردن بیاد پایین بشینه تا ازش عکس بندازن گفت ۱ ثانیه هم وقت ندارم ولی از اونجایی که من با پارتی بازیه بچه های چلچراغ اتاق پشت صحنرو میدونستم کجاست سریع رفتم و خودمو بهشون رسوندم ولی وقتی دیدمشون هرچی تو ذهنم بود پاک شد و از اون ۲ دقیقه ای که پیششون بودم هیچی یادم نمیاد. ( واقعآ شراره رو درک کردم) اصلآ نفهمیدم چه جوری ۳ تا عکس گرفته شد و چی شد که مهران تو عکس آخری خندیده چون خودمم دارم می خندم من فقط یادمه گفتم سلام، اونم به من گفت سلام خانوم گل.
ولی بعدآ لیلا جون (زنداییم) که زحمت عکسا و فیلمو کشیده به من گفت آقای مدیری گفته باید بره سر لوکیشن، عجله داره.
-در جواب اون دوستانی که گفته بودن عکس خودمو هم میذاشتم باید بگم عکس منو میخواین چی کار. اونم با اون چشمای قرمزو و پف کرده!![]()
صحبت های مهران مدیری در شب چله
سلام
اینم متن کامل صحبت های مهران مدیری در شب چله ی چلچراغ:
بعد از پخش یه سکانس از شب های برره (سکانسی که شیر فرهاد به کیانوش راه و روش برره ای شدن رو یاد میداد).
امیر مهدی ژوله: این آیتم نمایشی قرار بود امروز روی همین صحنه توسط آقای مهران مدیری و آقای سیامک انصاری به صورت زنده اجرا بشه که متاسفانه این شرایط فراهم نشد به دلیل کسالت آقای انصاری.
من میخوام در این لحظه از آقای پیمان قاسم خانی طراح و نویسنده ی این کار دعوت کنم روی صحنه بیان.
(از این به بعد این نماد تشویق حضاره)...
بعد هم میخوام دعوت کنم از یه کمدینی که نمیدونم بشناسیدش یا نه چون ناشناسن، شاید با چهرش آشنا نباشین یا اسمشو نشنیده باشین اما دوست داریم که در جمعمون باشن. اسمشونو هم من نمیدونم! تشریف میارن؟
مهران مدیری(از پشت صحنه): الان
ژوله :بفرمایید، تشریف آوردن ( ورود مهران مدیری به صحنه) مهران مدیری

شنیده بودین اسمشو مگه؟! آقای مدیری خودتون باور میکردین انقدر بشناسنتون، هنوز ۱ سال بیشتر از خلاقیت هنریتون نمیگذره 
مهران مدیری:خیلی ممنونم،خیلی ممنونم
خیلی مچکرم. سلام عرض میکنم خدمت همه ی دوستانی که اینجا تشریف دارن
قربون شما. آقا سلام عرض میکنم. سلام عرض میکم خدمت آقای خاتمی 

خیلی ممنونم، جمع عزیز چلچراغ و همه ی کسانی که حالا هم فعالیت میکنن در این زمینه هم علاقه مندن.
همیشه دوست داشتنی بوده. من سال گذشته که در این جشن افتخار شرکت داشتم یکی از بهترین خاطرات زندگیمه به خاطر صمیمیتو دوست داشتنی بودن همه ی کسانی که در این زمینه فعالیت میکنن.
هرچی باید بگم بگید من...
ژوله:من دلیل دعوت از این بزرگانو بگم خدمتتون که ما سال گذشته نشان خلاقیت هنری رو دادیم به آقایان قاسم خانی و آقای مدیری، چون خیلی دوستشون داریم وقرار گذاشتیم هروقت جشنی برگزار میکنیم از این دوستان تقدیر کنیم من افتخار دارم لوح تقدیر به مناسبت اولین سالگرد خلاقیت هنری رو تقدیمشون کنم.
مهران مدیری: من بیستو ...
من حدودآ ۲۷ ساله دارم در این زمینه فعالیت میکم امسال اولین سالگرد خلاقیت هنریمه! (خنده) بهر حال خیلی ممنون که این جایزرو به بنده دادین. خیلی ممنون
(اهدای جایزه ها شامل یه قاچ هنوانه، چند شاخه گل و لوح توسط آقای ژوله)
تشکر میکنم. مرسی
مهران مدیری: خیلی مچکرم،خیلی مچکرم،خیلی مچکرم. (و خروج آقای مدیری از سن)
این عکسا هم یه دقیقه بعد گرفته شد که منم توشون هستم اما به به دلایلی سانسورشون کردم:



حضور مهران مدیری در شب چله
سلام
دیروز جای همتون خیلی خالی بود، واقعآ خوش گذشت.
جدآ بچه های چلچراغ امسال سنگ تموم گذاشتن.
فکر کنم مهمونای امسالشون از سالهای قبل بیشتر بود:
برزو ارجمند، فاطمه معتمد آریا، پگاه آهنگرانی، نیکی کریمی، بهزاد فراهانی، گلشیفته فراهانی و همسرشون، هانیه توسلی، همسر مرحوم قیصر امین پور، همسر دکتر شریعتی، دختر پرویز پرستویی، عادل فردوسی پور، فرزاد حسنی، پیمان قاسمخانی و همسرشون بهاره رهنما و دخترشون پریا، مهراب قاسمخانی و شقایق دهقان، آقای خاتمی و خیلیای دیگه و...
مهران مدیری

این عکس برای پارساله، من فردا متن کامل صحبتای دیشب مهران رو با چند تا عکس براتون میذارم.
همه ی مهمونا کل مراسمو اونجا بودن ولی استاد از پشت اومد رو صحنه ۵ دقیقه ای صحبت کرد و گفت باید بره سر لوکیشین بعدم از همون پشت رفت.
البته هیچ عکسی وقتی ایشون رو صحنه بودن نگرفتم یعنی نشد که بگیرم ولی خودم چندتا عکس باهاشون گرفتم که فردا اونارو براتون میذرم.
امشب!
سلام بچه ها
مرسی که به من لطف دارین، حتمآ امشب میرم و امیدوارم مهران جونو اونجا ببینم. 
مهسا جون اتفاقآ این چند روزه جات خیلی خالی بود.

من خودم این عکسو خیلی دوست دارم 
پوستری از شب های برره
سلام
زمستونتون مبارک 
یه پوستر از شب های برره:

آدرس جدید!!
یک سال گذشت!!
عکس بیلبورد کنسرت + خرید بلیط + کنسرت مدیری لغو شد
مرد 2 هزار چهره !!! + آغاز پیش تولید کار نوروز 88 + یادداشتی درباره کنسرت مشترک مدیری + 2 عکس جدید
بیلبورد کنسرت آماده شد + 2 پوستر
مجموعه نوروزی شبکه سوم به مدیری رسید + حرف های عجیب ضرغامی + درباره کنسرت یونیسف
نویسندگان سریال مدیری برای عید
عکاسی برای بیلبورد کنسرت آذر ماه (2 عکس جدید)
گزارشی کاملآ متفاوت از شب اول کنسرت یونیسف: دی جی برره و دوستان!!!
گزارشی از شب چهارم کنسرت + عکس های شب آخر + متن ترانه های اجرا شده در کنسرت
گزارشی از شب پنجم کنسرت + عکس های شب چهارم
گزارشی از شب چهارم کنسرت + خبر هایی از کار CD و کاری برای عید
گزارشی از شب سوم کنسرت + عکس های شب دوم کنسرت
گزارشی از شب دوم کنسرت + عکس های شب اول کنسرت
گزارشی از شب اول کنسرت + در مورد کار جدید



